قزوین_در تحلیل امنیت ملی یک کشور، اغلب بر قدرت نظامی و توان اقتصادی تمرکز میشود. این یک خطای راهبردی است. واقعیترین و پایدارترین ستون امنیت ملی یک جامعه، نه در پادگانها و بانکها، که در «فرهنگ» آن نهفته است. کار فرهنگی مؤثر، یک فعالیت زینتی و حاشیهای نیست؛ بلکه «فرماندهی سیستم ایمنی» یک ملت در برابر ویروسهای کشندهای است که موجودیت آن را تهدید میکنند، ویروس فروپاشی اجتماعی و ویروس پوچی معنوی.
انسجام اجتماعی؛ پادزهر «جنگ داخلی نرم»
دشمن امروز، دیگر به دنبال اشغال خاک نیست؛ به دنبال ایجاد «گسل» و «شکاف» در بافت اجتماعی ماست. استراتژی او، راهاندازی یک «جنگ داخلی نرم» از طریق دامن زدن به اختلافات قومی، سیاسی و طبقاتی است تا جامعه از درون متلاشی شود. در چنین میدانی، کار فرهنگی مؤثر، نقش «پادزهر» را ایفا میکند. هر سرودی که «هویت ملی» را تقویت کند، هر فیلمی که «گفتگو و همدلی» را ترویج دهد و هر رویدادی که «تجربههای مشترک تاریخی» (مانند دفاع مقدس) را بازآفرینی نماید، در حال ترمیم این شکافها و تقویت «انسجام اجتماعی» است. فرهنگ، آن سیمان نامرئی است که آجرهای پراکنده یک ملت را به یک دیوار مستحکم و نفوذناپذیر تبدیل میکند.
سرمایه معنوی؛ واکسن «بحران معنا»
اما خطرناکتر از فروپاشی اجتماعی، «پوچی» و «بحران معنا» است. تمدن مادی غرب، با تمام زرق و برقش، انسان را به یک مصرفکننده تنها و مضطرب تبدیل کرده است. کار فرهنگی مؤثر، در این میدان نقش «واکسن» را دارد. هر هیئتی که فلسفه «ایثار» عاشورایی را تبیین میکند، هر کتابی که مفهوم «تکلیفگرایی» را روایت میکند و هر یادواره شهیدی که «شوق لقاءالله» را به تصویر میکشد، در حال تزریق سرمایه معنوی به رگهای جامعه است. این سرمایه، همان چیزی است که به زندگی «معنا» میبخشد و انسانها را از افراد منفعل، به کنشگران مسئولیتپذیر و عدالتخواه تبدیل میکند.
نتیجه راهبردی
در شرایط فشار اقتصادی و جنگ شناختی، سرمایهگذاری بر روی کار فرهنگی مؤثر، یک امر لوکس نیست؛ یک «ضرورت حیاتی» است. جامعهای که از انسجام اجتماعی و سرمایه معنوی بالایی برخوردار باشد، در برابر سختترین طوفانها نیز تاب خواهد آورد. فرهنگ، نه هزینه، که سودآورترین سرمایهگذاری برای تضمین آینده یک ملت است.
به قلم؛ دکتر مرتضی امیرینژاد
انتهای پیام/۱۰۱۰