به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، بکیار کارشناس مسائل سیاسی، در یادداشتی با عنوان نقشه جدید ترامپ برای ایران چیست؟ نوشت:

مردم یک مطالباتی دارند؛ در اغلب موارد هم حق با مردم است، مطالبات مردم یک مسئله است، فتنه سازی به خاطر مطالبات یک مسئله دیگر است، این دومی کار دشمن است، کار دوست نیست.
این جمله، صرفاً یک نقشه راه برای فهم تحرکات دشمن است.
دستور ثابت واشنگتن برای خیابان های ایران سالها است تغییر نکرده است: «مردم به خیابان ها بیایید تا ما کمکتان کنیم»، این جمله نه یک دعوت ساده، بلکه یک فرمول تکرار شونده در بزنگاه های تاریخی است.
رد این فرمول را اگر دنبال کنیم، به سال ۱۳۳۲ می رسیم؛ جایی که به نام نجات ایران، با کمک ژنرال ها و اوباش خیابانی، دولت قانونی سرنگون شد.
سال ها بعد همین پیام، با صدایی دیگر تکرار شد؛ ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و امروز دوباره با چهره ترامپ.
مسئله برای آمریکا، نام حکومت نیست؛ مسئله استقلال است.
هر جا کشوری خواسته روی پای خود بایستد، همین نسخه از واشنگتن صادر شده است. معنا همیشه یکی بوده، فقط بسته بندی تغییر کرده؛ گاهی با ادبیات حقوق بشر، گاهی با زبان خشن و بی پرده. سیاست ثابت است: ایران باید آنقدر تضعیف شود که نتواند مستقل بماند.
نسخه نجات آمریکایی، نسخه فروپاشی است؛ کوچک سازی سفره ها، ناامن سازی آینده و در نهایت، کشاندن کشور به نقطه ای شبیه ویرانی های تاریخی.
توییت اخیر موساد که از تلفات گسترده بهعنوان «هزینه تغییر» سخن می گوید، پرده از همین سناریو برمیدارد؛ ایرانی ویران، ناامن، تجزیه شده و وابسته.
سختی معیشت را نمی توان انکار کرد، مردم حق دارند مطالبه کنند و اعتراض داشته باشند؛ اما مرز روشنی میان اعتراض و آشوب وجود دارد. آشوبی که دشمن تشویقش می کند، نه برای نجات مردم، بلکه برای تحقق همان ویرانی مطلوب طراحی شده است.
پس از ناکامی دشمن در میدان جنگ، امید آن ها به فرسایش امنیت از درون گره خورد؛ اما جامعه، با همه گلایه ها، مرز خود را زودتر از تصور دشمن مشخص کرد. همان جا که مردم گفتند: نه خیابان می آییم، نه ویران می کنیم؛ ما فقط اعتراض داریم.
امروز صحنه شفاف تر از همیشه است. مردم فهمیده اند می شود معترض بود، اما ویرانگر نبود؛ می شود حق خواست، اما کشور را به آتش نکشید. امنیت، شرط نخست پیشرفت است و هیچ ملتی در میانه آشوب به رفاه نرسیده است.
آینده را ملتی می سازد که ایستاده بماند؛ حتی وقتی معترض است.