قزوین_ در شلوغی نفسگیر شامگاه ۱۸ دی، زمانی که مردان حافظ امنیت این مرز و بوم، گامهایشان برای حفظ جان مردم استوارتر بر زمین مینشست، سایه پلید خیانت، از پشت دیوارهای شهر به کف خیابانها رسید و با جنایاتی که در اعماق کارگاههای شوم تروریسم بینالمللی طراحی شده بود، روزهای سختی را بر پیکر تاریخ وطن نگاشت.
جنایت در چارچوب تروریسم ساختاریافته
اقدامات تروریستی اخیر علیه نیروهای امنیتی ایران را نمیتوان یک درگیری محدود محلی تلقی کرد. شاخصههای این عملیات، از جمله زمانبندی، انتخاب اهداف و شیوه اجرا، همگی گویای یک برنامهریزی دقیق، با پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی فراملی است. تروریسم، هنگامی که رنگ و بوی «هدفمند» و «تحلیلشده» به خود میگیرد، قطعاً متکی بر شبکههای پیچیده اطلاعاتی، مالی و تسلیحاتی است که در جغرافیایی فراتر از مرزهای یک کشور عمل میکنند. در منطقه خاورمیانه، تنها قدرتهایی که از چنین توانایی و نیز انگیزه قوی برای ضربه زدن به کالبد امنیتی ایران برخوردارند، رژیم صهیونیستی و قدرتی است که تروریسم را در قاموس سیاست خارجی خود، ابزاری مشروع میداند. ایالات متحده آمریکا.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تبدیل به اصلیترین سد در برابر پروژه هژمونیخواهی آمریکا و توسعهطلبی صهیونیستی در منطقه شدهاند. از شکست پروژه داعش در سوریه و عراق، تا تقویت جبهه مقاومت در لبنان، یمن و فلسطین، همه و همه مرهون استراتژی عمیق و حضور مؤثر این نیروهاست. بنابراین، برای دشمن، این نیروها «هدفهای راهبردی» محسوب میشوند. حذف فیزیکی آنها نه یک اقدام احساسی، که یک «ضرورت استراتژیک» در نقشه راه واشنگتن و تلآویو است. این جنایت، حلقه دیگری از زنجیره ترورهای ناموفق و موفق گذشته، از شهادت دانشمندان هستهای تا ترور فرماندهان مقاومت است که خط تولید ثابتی در آزمایشگاههای دشمن دارد.
مظلومیت بیبدیل محافظانی که هدف گلوله خیانت میشوند
نکته کلیدی ماجرا، جایگاه بیهمتای نیروهای مسلح ایران در مقایسه با هر نیروی نظامی دیگر در جهان است. در کجای جهان میتوان نیروی مسلحی یافت که مسئولیت امدادرسانی در سیل و زلزله را بر عهده داشته باشد، در پروژههای ملی مانند ساخت سد، پل، تونل و مراکز درمانی پیشگام باشد و در عین حال، در خط مقدم مبارزه با تروریسم که ساخته دست همان دشمنان است، بایستد؟
نیروهای مسلح ایران، بهویژه سپاه، از بطن جامعه هستند. آنها «سربازان گمنام امام زمان(عج)» و «محافظان جان و مال مردم» هستند. این عمق پیوند با مردم، برای دشمن غیرقابل هضم و بسیار خطرناک است.
ترور این نیروهای متعهد، نشان از پستی و حقارت طراحان آن دارد. آنها میدانند که در میدان نبرد رو در رو، توان مقابله با قدرت بازدارنده و روحیه ایثارگری این نیروها را ندارند. بنابراین، به شیوههای تروریستی، به شبیخون و اقدامات خفتبار متوسل میشوند. این روش، آشکارکننده ضعف و درماندگی دشمن است. در هیچ کشور مستقلی با حاکمیت ملی قدرتمند، شاهد چنین حملات سازمانیافتهای علیه بدنه امنیتی کشور نیستیم. این، خاصه میهن ماست که به دلیل اتخاذ مواضع مستقل و ضداستکباری، هدف این گونه اقدامات پست قرار میگیرد. نیروهای مسلح ایران، مظلوم مقتدر هستند زیرا سلاحشان، ایمان و دفاع از میهن است این در حالی است که سلاح دشمن، دلارهای سیاه، سازمانهای جاسوسی و گروهکهای مرتجع است.
نیروهای مسلح ایران جزو مفتدرترین نیروهای جهان هستند که نه تنها هیچ کشوری یارای مقابله با آنها را ندارد بلکه با تکیه بر توان نظامی و قدرت تسلیحاتی پیشرفته از جمله قدرت موشکی ایران توانست شاخ غول استکبار جهانی را بشکند و به همه جهان ثابت کند که این غول چیزی جز یک سایه توهم نیست که با قدرت رسانه توانسته اذهان عمومی را بترساند.
اقتدار آهنین؛ پاسخ تاریخی به جنایات تروریستهای آمریکایی صهیونیستی
تاریخ چهل ساله انقلاب اسلامی نشان داده که هرگونه تعرض به حریم این ملت و نیروهای دفاعیش، با پاسخی سهمگین و خردکننده مواجه شده است. اقتدار نیروهای مسلح ایران، ریشه در چند عنصر کلیدی؛ مردمی بودن، ایمان و اعتقاد، توان بازدارندگی قدرتمند، وحدت و همدلی دارد.
پشتوانه عظیم مردمی، چشم و گوش این نیروها را تقویت کرده و هر حرکت دشمن را خنثی میسازد. نیروی محرکه رزمندگان ایرانی، باورهای دینی و میهنی است که آنها را در سختترین شرایط، مقاوم و پایدار نگاه میدارد.
از توان موشکی دقیق و دوربرد گرفته تا حضور استراتژیک در منطقه و شبکه پهپادی، ایران به نقطهای رسیده که هزینه هرگونه ماجراجویی را برای دشمن به شدت بالا برده است. همچنین وحدت بین نیروهای مسلح ایران، یکپارچگیای ایجاد کرده که نفوذ و شکستن آن برای دشمن غیرممکن است.
جنایت تروریستی چند روز اخیر، نه تنها خللی در این اقتدار ایجاد نکرد، بلکه همچون همیشه، به عاملی برای انسجام بیشتر، بیداری عمومی و تقویت عزم ملی برای دفاع تبدیل کرد و خاطره شهدای این حادثه، به زنجیرهای محکمتر در اراده مردان امنیتی این کشور بدل شد.
آمریکا و اسرائیل؛ دو روی یک سکه تروریسم
رژیم صهیونیستی با سابقه طولانی ترور دانشمندان ایرانی و نیروهای مقاومت در سوریه و لبنان، و نیز با داشتن سازمان جاسوسی موساد که ماشین ترور بینالمللی خوانده میشود، اصلیترین مظنون در طراحی چنین عملیاتی است. تلآویو، ایران را به عنوان تهدید وجودی میشناسد و برای ضربه زدن به آن، از هیچ اقدام غیراخلاقی و تروریستی ابایی ندارد و ایالات متحده آمریکا، واشنگتن، با خروج یکجانبه از برجام و اعمال «فشار حداکثری» که خود، نوعی تروریسم اقتصادی علیه ملت ایران است، زمینه را برای هرگونه اقدام تخریبی علیه امنیت ایران فراهم کرده است.
پشتیبانی اطلاعاتی نهادهایی مانند سیا از گروههای ضدانقلاب و جداییطلب، تأمین مالی و تسلیحاتی برخی از این گروهها و ایجاد فضای رسانهای برای توجیه ترورها، همگی نقش مستقیم و غیرمستقیم آمریکا در ایجاد بستر چنین جنایاتی را ثابت میکند. سخنان تحریکآمیز مقامات آمریکایی و حمایت بی دریغ از اسرائیل، «چراغ سبز» عملی برای انجام چنین اقداماتی است.
این دو، در یک تقسیم کار شوم عمل میکنند. اسرائیل در خط مقدم اجرای عملیات تروریستی و خرابکارانه و آمریکا در پشت صحنه، با ایجاد فشار همهجانبه و فضاسازی بینالمللی، سعی در فرسایش و نهایتاً تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران دارند.
جنگ تروریستی اخیر، یک تلنگر بود که یادآور شد دشمن، در پایینترین سطح اخلاقی و انسانی خود عمل میکند. اما این جنایت، همچنین نمایانگر عمق مظلومیت و در عین حال، اقتدار نیروهای مسلح ایران بود. مظلومیت از این جهت که محافظان ملت، هدف خیانتبارترین توطئهها قرار گرفتند و اقتدار از آن جهت که این گونه ضربات، نه تنها اراده آنها را در هم نشکست بلکه بر شدت تمرکز و قدرت ضربهگیریشان افزود.
پاسخ ایران به این جنایت، قطعی خواهد بود، اما در زمان و مکانی که بیشترین تأثیر استراتژیک را داشته باشد. این پاسخ، لزوماً تنها نظامی نیست؛ میتواند در گسترش بیشتر نفوذ منطقهای، تقویت جبهه مقاومت، یا افشای بیشتر جنایات دشمن در عرصه بینالمللی متبلور شود. آنچه مسلم است، خون این شهدا، پایههای جمهوری اسلامی ایران و عزم نیروهای مسلحش را محکمتر از پیش کرد. دشمن با این اقدام، یک اشتباه محاسباتی بزرگ مرتکب شد؛ چرا که آتش خشم ملتی را برافروخت که تاریخش را با خون شهدا نوشته و با صبر و انتقام، دشمنانش را به زانو درآورده است. این سنت الهی، تغییرناپذیر است.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰