قزوین_ روزگاری که جهان بر مدار قدرتهای پوشالی میچرخید و انسانها در بتکده مدرنیته، خدا را فراموش کرده بودند، مردی از تبار حسین(ع) قامت برافراشت برای اقامه دلیلی بر حقانیت راهی که خونبهایش را پدران شهیدش پرداخته بودند. سید علی خامنهای، راویِ بیادعایی که سالها در خلوت خود، شهادت را زمزمه کرد و در عرصه اجتماع، پرچم «مدیریت حسینی» را بر دوش کشید.
اگر بخواهیم «زندگی معصومانه» را در قامت یک مرد به تماشا بنشینیم، باید به خانه ساده او در خیابان پاستور سری بزنیم؛ خانهای که نه از زر و زیور خبریست، نه از تجمل و تکبر. فرشهای ساده، دیوارهای بیآذین و زندگی بیآلایش او، روایتگر حدیث «زهد علوی» در عصر تجملگرایی است. این سادهزیستی از سر «معصومیت» است؛ عصمتی که در سایه تقوای الهی، آدمی را از بند تعلقات این دنیای گذرا، رها میکند تا بتواند «آزاده» بمیرد و «آزاده» زندگی کند.
در عین این سادگی، او رهبری استراتژیست بود. در عرصه «مدیریت حسینی» خود، پیچیدهترین معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را با تکیه بر «اقتدار نرم» و «حکمت علوی» حل میکرد. همان مردی که روزی در سنگرهای دفاع مقدس، تفنگ بر دوش، در برابر تانکهای دشمن ایستاده بود، امروز با صلابت کلام و تدبیر راهبردی خود، سنگرهای ولایت را در برابر طوفان فتنهها و تندبادهای استکبار حفظ کرد و به معنای واقعی کلمه، با اینکه در جایگاه ولایت بود اما « پیشمرگ سنگر ولایت» بود؛ سنگری که اگر فرو میریخت، چه بسا طومار مقاومت در هم میپیچید.
شگفتآور آنکه او در این جایگاه رفیع، همچنان «راوی» ماند؛ راوی خاطرات پدران شهیدش، راوی رنجهای مردم، راوی مظلومیت انقلاب و راوی خون شهدا. راویِ بیادعایی که هرگز نخواست از خود بگوید، اما شهادتش و مرامش و مکتبش، حماسهای شد برای گفتن. سخنانش، چونان تیغی برّان، پرده از چهره نفاق برمیداشت و قلب مستضعفان را گرم میکرد. این کلام نافذ، از دل سوختهای برمیخاست که سالها پیش، در بیمارستان پارس، پس از ترور نافرجام، میان مرگ و زندگی ماند؛ همان جا که فرشتگان شهادت بر بالینش حاضر شدند، اما تقدیر چنین بود که «زنده بماند» تا «سنگر» بماند.
این زندگی، رنگ و بوی حسینی داشت. اگر امام حسین(ع) در کربلا با همه هستی خود در برابر ظلم ایستاد و تن به ذلت نداد، این سید مجاهد نیز با «شهادتطلبی عاشورایی» خود، ثابت کرد که راه حسین همچنان ادامه دارد. او با دفاع شجاعانه از حریم دین و مردم، هر روز و هر ساعت در معرض خطر بود، اما هرگز کمر خم نکرد. ترورها، تحریمها، جنگهای نیابتی و جنگ نرم دشمنان، نتوانست اراده پولادینش را سست کند. او همچون کوهی استوار، در برابر طوفان بلاها ایستاد چون میدانست که خود، «سنگر» است و پشت او، امتی عظیم با تاریخی بلند ایستادهاند.
امام خامنهای شهید، «ایرانیترین شهید تاریخ ایران» است؛ شهیدی که هنوز نفس میکشد و هر لحظه زندگیش، مشق شهادت است. او با زندگی معصومانه خود، نشان داد که میتوان در اوج قدرت، بندهای متواضع بود و با مدیریت حسینی خود، ثابت کرد که اسلام ناب محمدی، تنها در کتب حدیث خلاصه نمیشود، بلکه در میدان عمل و صحنه سیاست میتواند جهان را متحول کند.
تا نام او بر زبانها جاری است، همچنان قصه عاشوراییترین رهبر و امام و ابَر مرد معاصر روایت خواهد شد؛ قصه مردی که زندگیاش سراسر عشق بود. عشق به خدا، عشق به مردم و عشق به شهادت.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰