
پدیدهای که در رفتار چهرههایی چون دونالد ترامپ بهوضوح قابل مشاهده است — از تحقیر سیستماتیک خبرنگاران تا تحدید میادین پرسش در مصاحبههای رسمی. بر اساس گزارش کمیتهی حفاظت از روزنامهنگاران (CPJ)، تنها در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۵۰ مورد نقض حقوق خبرنگاران در کشورهای دموکراتیک ثبت شده است؛ آماری که خود نشان میدهد تهدید آزادی مطبوعات دیگر مختص رژیمهای اقتدارگرا نیست.
ترامپ، بهعنوان یکی از نمادهای رسانهمحور قدرت، بارها فضای پرسش آزاد را به میدان نمایش قدرت شخصی بدل کرده است. تهدید به لغو مجوزها، تحقیر زندهی خبرنگاران در کنفرانسها، یا تغییر سردبیران منتقد دررسانههای وابسته، نه استثنا بلکه بخشی از الگویی جهانی است: الگویی که در آن سیاست، محتوا را طراحی میکند، نه حقیقت.
اما تلنگر اصلی در سکوت خبرنگاران است. چرا جامعهی رسانهای جهانی واکنش هماهنگ نشان نداد؟
بنا بر مطالعهی مؤسسهی رویترز در دانشگاه آکسفورد، اعتماد عمومی به رسانهها در غرب از ۵۸٪ در سال ۲۰۱۶ به ۳۴٪ در سال ۲۰۲۴ سقوط کرده است. بخشی از این بیاعتمادی، نتیجهی پذیرش تدریجی کنترل سیاسی در تدوین خبر است — وقتی خبرنگار، بهجای ناظر قدرت، در سایهی آن قرار میگیرد.
در نتیجه، قدرت سیاسی نه تنها محتوای خبر، بلکه اولویت انتشار را نیز تعیین میکند. بررسی دادههای یونسکو دربارهی میزان پوشش اخبار نشان میدهد که اخبار مربوط به شرق جهان، بهطور متوسط تنها ۲۶٪ از حجم کل محتوای سیاسی بینالمللی را تشکیل میدهد، در حالی که پوشش اروپا و آمریکای شمالی بیش از ۵۰٪ را دربرمیگیرد. این عدم توازن، چهرهی سوگیرانهی رسانه جهانی را آشکار میسازد — رسانهای که
ظاهراً آزاد است، اما عملاً در محدودهی بازار قدرت عمل میکند.
اکنون بیش از هر زمان دیگر نیاز به یک بازنگری جهانی در اخلاق رسانه وجود دارد. باید:
منشور جهانی حمایت از آزادی پرسش و استقلال تحریری تدوین شود؛
نهادهای نظارتی بینالمللی (نظیر شورای جهانی رسانه و یونسکو) معیارهای پوشش عادلانه جغرافیایی را الزامآور سازند؛
شفافیت مالی رسانهها دربارهی ارتباط با سیاستمداران منتشر شود.
چشمانداز پیش رو روشن نیست، اما یک حقیقت را میتوان با عدد توصیف کرد: در نظرسنجی بینالمللی «ایپسوس» سال ۲۰۲۵، ۶۲٪ از مردم جهان معتقدند رسانهها عمداً واقعیت را به نفع قدرتها تغییر میدهند.
این یعنی اعتماد مخاطب جهانی در حال فروپاشی است و اگر سازوکار تازهای برای صیانت از استقلال خبر شکل نگیرد، روزی فرا خواهد رسید که رسانه دیگر منبع اطلاع نباشد، بلکه ابزار تنظیم واقعیت شود.
بنابراین، آزادی رسانه مفهومی نیست که در شعار باقی بماند؛ باید در رفتار دولتها، در ساختار شبکههای خبری، و در وجدان خبرنگاران جهان تجلی یابد. اگر چنین بازسازی و پوستاندازی جهانی رخ ندهد، حقیقت، قربانی بعدی قدرت خواهد بود.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛