۲۳ / خرداد / ۱۴۰۵ - 13 June 2026
13:40
کد خبر : 9763515
۱۲:۱۵

۱۴۰۵/۰۳/۱۴
علی(ع)؛ از بلندای عرش تا غربت تاریخ؛

غدیر، روز اعلام تداوم رسالت در قامت ولایت است

در میان انبوه جمعیت، دستی، دستی را گرفت؛ دستی که سال‌ها در بدر و احد و خندق و خیبر برای اسلام شمشیر زده بود. پیامبر دست علی را آنچنان بالا برد که همه ببینند و همه بشناسند. سپس صدایش در تاریخ طنین انداخت؛ «هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست».علی مرد روزهای سخت بود؛ مرد عمل، مرد وفا، مردی که هر جا اسلام به فداکاری نیاز داشت، پیش از همه حاضر بود....

قزوین_ نامش قرن‌هاست که از مأذنه‌ها برخاسته و در کوچه‌های جهان پیچیده است. مردی که خدا او را در خانه خود به دنیا آورد، پیامبر دستش را بالا برد و تاریخ در برابر عظمتش سر تعظیم فرود آورد. اما شگفت آنکه همین مرد، با همه شکوه و جلالش، غریب‌ترین انسان تاریخ نیز هست؛ غربتی که از کوچه‌های مدینه آغاز شد و هنوز تا روزگار ما ادامه دارد.

سخن گفتن از علی(ع) آسان نیست. چگونه می‌توان از مردی نوشت که نامش پیش از خلقت زمین از آسمان علیین تا ارض امتداد یافته است؟

مردی که قرن‌هاست مؤذنان بر فراز گلدسته‌ها، پس از نام پیامبر اعظم(ص)، نام او را زمزمه می‌کنند. علی(ع) حقیقتی است که خداوند خواست در تاریخ جاری باشد. او حیدر کرار است؛ شیر همیشه پیروز میدان‌های حق. او اسدالله است؛ شمشیر خدا در برابر ظلم. او امیرالمؤمنین است؛ لقبی که تاریخ اسلام تنها برای یک مرد به رسمیت شناخته است.

او باب مدینه علم پیامبر است. میزان حق و باطل. دست توانای عدالت در زمین و جلوه‌ای از بندگی در برابر آسمان است. در بدر، پرچم اسلام را بر دوش کشید. در احد، جان خویش را سپر جان پیامبر کرد. در خندق، ضربتی زد که قرن‌هاست تاریخ از عظمت آن سخن می‌گوید. در خیبر، دروازه‌ای را گشود که پیش از آن هیچ دستی توان گشودنش را نداشت.

اما اگر علی تنها ابر مرد شمشیرزن در مسیر حق بود، نامش در کنار صدها جنگاور دیگر ثبت می‌شد. باید گفت؛ عظمت علی در آن است که در اوج قدرت، بنده متواضع خدا ماند. در اوج اقتدار، خاکسارترین انسان بود. در اوج شجاعت، مهربان‌ترین پدر یتیمان شد و مگر نه آنکه خداوند خواست برترین بانوی عالم، همسر او باشد؟

اگر فاطمه(س) عصاره همه فضیلت‌های عالم بود، تنها یک مرد در گستره آفرینش شایستگی همسری او را داشت؛ و آن مرد، علی بود. پیوند علی و فاطمه، پیوند نور با نور بود. پیوند آسمان با آسمان. پیوند ولایت با طهارت. از این خانه بود که حسن و حسین(ع) برخاستند؛ دو ستاره‌ای که مسیر تاریخ را روشن کردند.

از این خانه بود که زینب(س) برخاست؛ بانویی که پیام خون را به تاریخ رساند و از این خانه بود که سلسله نور تا مهدی موعود(عج) امتداد یافت. این، شکوه علی است.

 

و مگر می‌توان از عظمت علی گفت و از غدیر نگفت؟

 غدیر، روز اعلام تداوم رسالت در قامت ولایت است. آن روز که کاروان اسلام در سوزان‌ترین نقطه مسیر متوقف شد، پیامبر(ص) فرمان یافت که بزرگ‌ترین امانت الهی را به امت بسپارد. در میان انبوه جمعیت، دستی، دستی را گرفت؛ دستی که سال‌ها در بدر و احد و خندق و خیبر برای اسلام شمشیر زده بود. پیامبر دست علی را آنچنان بالا برد که همه ببینند و همه بشناسند. سپس صدایش در تاریخ طنین انداخت؛ «هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست». آن روز، پیامبر از مردی سخن گفت که می‌دانست پس از او، جز علی کسی تاب برداشتن پرچم سنگین هدایت را ندارد. علی مرد روزهای سخت بود؛ مرد عمل، مرد وفا، مردی که هر جا اسلام به فداکاری نیاز داشت، پیش از همه حاضر بود.

پیامبر علی را به امت معرفی نکرد، بلکه به امت یادآوری کرد که علی را بشناسند. او بهتر از هرکس می‌دانست این نام، نامی زمینی نیست. نامی است که با آسمان گره خورده است. نامی که در کنار نام رسول خدا بر مناره‌ها طنین‌انداز می‌شود. نامی که هرگاه حق در تنگنا قرار گرفته، پناهگاه اهل حق بوده است. گویی خدا خواسته بود پس از رسالت محمد(ص)، پرچم هدایت بر دوش علی قرار گیرد؛ همان علی که علمش بی‌انتها، شجاعتش بی‌نظیر، عدالتش بی‌مانند و بندگی‌اش مثال‌زدنی بود. غدیر، معرفی یک فرد نبود؛ معرفی یک مکتب بود؛ مکتبی که ستون‌هایش بر عدالت، معرفت، شجاعت و فداکاری استوار شده است.

اما...

با تمام این اوصاف، علی تنهاست.غریب‌تر از آن است که تاریخ روایت کرده باشد.

علی تنهاست؛ آن هنگام که در شب‌های ظلمانی و مسموم کوفه، چاه همدم اشک‌ها و دردهای او می‌شود.تنهاست؛ وقتی بار رنج امت را بر دوش می‌کشد و جز دیوارهای نخلستان، کسی رازهای دلش را نمی‌شنود.

علی تنهاست؛ وقتی به در خانه یتیمان شهر می‌رود، نان و خرما بر دوش می‌کشد و آنان بی‌آنکه او را بشناسند، از حاکم خود شکایت می‌کنند و حتی آرزوی مرگش را بر زبان می‌آورند.

علی تنهاست؛ وقتی برای احیای دین پیامبر فریاد می‌زند و گوش‌های بسیاری توان شنیدن حقیقت را ندارند.

علی تنهاست؛ وقتی خوارج، شمشیر جهل را بر عقل و عدالت می‌شورانند و در تاریکی تعصب، نقشه قتل عادل‌ترین مرد زمانه را می‌کشند. غربت علی را تنها در کوفه نمی‌توان فهمید.

تنهایی علی را باید در غربت فاطمه(س) جست‌وجو کرد. در آن شب غریب که دختر پیامبر در تاریکی شب، غریبانه و مظلومانه تشییع شد و بسیاری نفهمیدند چه خورشیدی از آسمان اسلام غروب کرده است.

غربت علی را باید در مظلومیت حسن مجتبی(ع) دید؛ آن هنگام که جگر پاره‌پاره فرزندش، روایت دیگری از تنهایی پدر شد.

تنهایی علی را باید در کربلا فهمید. در ظهر عاشورا. در آن لحظه که فرزندش حسین(ع)، تنها و غریب در میان شمشیرها ایستاد. در آن لحظه که رگ‌های ثارالله در گودال قتلگاه بریده شد و آسمان بر مظلومیت خاندان علی گریست.

غربت علی را باید در تاریخ شیعه جست‌وجو کرد. در روزهایی که دوستدارانش را بر دار کشیدند. در سال‌هایی که علویان را مظلومانه در لابه‌لای دیوارهای شهر زنده به خاک سپردند. در قرن‌هایی که جرم بسیاری از انسان‌ها تنها محبت به علی بود. و این غربت، هنوز پایان نیافته است.

 

غربت علی، غیبت کبری است.

غربت علی، چشم‌های منتظری است که قرن‌هاست در انتظار مهدی فاطمه(عج) مانده‌اند. غربت علی، تنهایی امام عصر(عج) در روزگار بشر فراموشکار است که اصل خود را به دنیای فناپذیر باخته است.

 

غربت علی، غربت حقیقت در هیاهوی دنیاطلبی‌هاست. قرن‌ها گذشته است. مأذنه‌ها هنوز نام علی را فریاد می‌زنند.

گنبدها هنوز به عشق علی می‌درخشند.

دل‌ها هنوز با یاد علی می‌تپند. اما علی همچنان غریب است. غریب در میان آنان که عدالتش را می‌ستایند اما راهش را نمی‌روند. غریب در میان آنان که نامش را بر زبان دارند اما سیره‌اش را فراموش کرده‌اند.

 

علی، مکتبی است که از عرش خدا تا کوچه‌های تاریخ امتداد یافته است. مردی که بلندای عظمتش را هیچ واژه‌ای نمی‌تواند توصیف کند و عمق غربتش را هیچ اشکی نمی‌تواند به تمامی روایتگر باشد. و تاریخ، هنوز در حسرت آن مردی است که هم بزرگ‌ترین افتخار انسانیت بود و هم بزرگ‌ترین مظلوم تاریخ.

 

امروز پس از گذشت قرن‌ها، انگار غربت علی به تعداد ثانیه‌های عالم بیشتر شده است. انگار هم‌آنان که روزگاری نقشه قتل امیرالمومنین را در محراب مسجد کوفه کشیدند، امروز هم از نام علی هراسانند. آنقدر هراسان که علی‌نامی را در صبح روز دهم رمضان در حالیکه مصحف شریف در دستش بود به شهادت می‌رسانند. گویی نام علی، غربت علی، مظلومیت علی، و حق خواهی علی با رمضان پیوندی دیرینه دارد.

 

و امروز، پس از گذشت قرن‌ها از آن ظهر سوزان غدیر، ندای آن بیعت تاریخی همچنان در گوش زمان طنین دارد. امروز نیز آنان که پای مکتب علی ایستاده‌اند، باید پیام غدیر را به نسل‌های خویش برسانند؛ همان‌گونه که پیامبر فرمود حاضران به غائبان برسانند. باید به آنان که در خواب غفلت فرو رفته‌اند گفت که ماندن در مسیر علی، رسم فاطمه است؛ رسم حسن است؛ رسم حسین است. رسم مردانی است که قرن‌هاست پرچم ولایت را بر زمین نگذاشته‌اند. رسم آنان است که در طول تاریخ، از مدینه تا کربلا و از کربلا تا امروز، برای پاسداری از خیمه حسین(ع) و آرمان‌های اهل‌بیت(ع) از جان خویش گذشته‌اند. این همان راهی است که با دست‌های پیامبر در غدیر آغاز شد و با خون عاشوراییان استمرار یافت؛ راهی که هنوز ادامه دارد و تا ظهور آخرین یادگار خاندان علی(عج) ادامه خواهد داشت.

سهیلا عظیمی 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید