۰۳ / تير / ۱۴۰۵ - 24 June 2026
07:56
کد خبر : 9765462
۱۱:۴۹

۱۴۰۵/۰۳/۲۴
وقتی شبکه‌های عبری از تولد نظم جدید غرب آسیا سخن می‌گویند؛

«خاورمیانه پساآمریکایی»

رژیم صهیونیستی که روزگاری خود را قدرت بلامنازع امنیتی و نظامی منطقه می‌دانست، امروز با واقعیتی متفاوت روبه‌روست. واقعیتی که حتی رسانه‌ها و مراکز مطالعاتی عبری نیز ناگزیر به اعتراف آن شده‌اند. از فرسایش بازدارندگی اسرائیل تا افزایش قدرت نفوذ و ابتکار عمل ایران، نشانه‌های شکل‌گیری نظمی جدید در غرب آسیا را نمایان کرده که در آن جمهوری اسلامی ایران به یکی از تعیین‌کننده‌ترین بازیگران منطقه تبدیل شده است.

قزوین_ بدون تردید یکی از مهم‌ترین شاخص‌های قدرت در نظام بین‌الملل، توانایی یک بازیگر در تغییر موازنه‌های راهبردی به نفع خود است. در دهه‌های گذشته، رژیم صهیونیستی تلاش می‌کرد با اتکا به برتری نظامی، حمایت بی‌قید و شرط آمریکا و ایجاد هراس امنیتی در میان کشورهای منطقه، خود را بازیگری دست‌نیافتنی معرفی کند. اما روند تحولات چند سال اخیر نشان داده است که این الگوی سنتی قدرت به تدریج در حال فروپاشی است.

 

تحلیلگران اسرائیلی بارها اذعان کرده‌اند که بزرگ‌ترین چالش امنیتی پیش روی تل‌آویو نه یک جنگ کلاسیک، بلکه ظهور ساختار جدیدی از قدرت منطقه‌ای است که ایران محور اصلی آن محسوب می‌شود. این ساختار توانسته معادلات سنتی امنیتی را تغییر دهد و ابتکار عمل را از دست اسرائیل خارج کند.

 

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تحول، شکست راهبرد «بازدارندگی مطلق» اسرائیل است. اساس دکترین امنیتی تل‌آویو بر این فرض استوار بود که هیچ بازیگری نباید جرأت پاسخ مستقیم به اقدامات این رژیم را داشته باشد. اما رخدادهای سال‌های اخیر، به ویژه پاسخ‌های مستقیم و غیرمستقیم محور مقاومت به اقدامات اسرائیل، نشان داد که این اصل دیگر کارایی سابق را ندارد. در واقع، آنچه در گذشته به عنوان «خط قرمز اسرائیل» شناخته می‌شد، امروز به میدان آزمون اراده بازیگران منطقه‌ای تبدیل شده است.

 

رسانه‌های عبری در تحلیل‌های خود بارها به این موضوع اشاره کرده‌اند که ایران توانسته با ایجاد شبکه‌ای گسترده از هم‌پیمانان و بازیگران همسو در منطقه، عمق راهبردی کم‌نظیری ایجاد کند. این عمق راهبردی باعث شده هرگونه رویارویی با ایران، به مسئله‌ای فراتر از یک تقابل دوجانبه تبدیل شود. به همین دلیل، بسیاری از محافل امنیتی اسرائیل از «چندجبهه‌ای شدن تهدیدات» به عنوان بزرگ‌ترین بحران راهبردی این رژیم یاد می‌کنند.

 

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر نشان داده که توانسته در حوزه‌های سیاسی، دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی نیز نقش‌آفرینی مؤثری داشته باشد. عضویت در پیمان‌های نوظهور اقتصادی، گسترش روابط با قدرت‌های آسیایی و ایفای نقش فعال در تحولات منطقه، جایگاه ایران را از یک بازیگر صرفاً منطقه‌ای به یک قدرت تأثیرگذار در معادلات فرامنطقه‌ای ارتقا داده است.

 

شبکه‌های عبری بارها نسبت به کاهش نفوذ آمریکا در منطقه و پیامدهای آن برای اسرائیل هشدار داده‌اند. از نگاه بسیاری از تحلیلگران اسرائیلی، یکی از مهم‌ترین عوامل تقویت موقعیت ایران، تغییر تدریجی اولویت‌های راهبردی واشنگتن است. تمرکز آمریکا بر رقابت با چین و بحران‌های جهانی موجب شده غرب آسیا دیگر جایگاه سابق را در سیاست خارجی آمریکا نداشته باشد. این خلأ قدرت، فرصت مناسبی برای افزایش نقش‌آفرینی ایران در منطقه فراهم کرده است.

 

در همین چارچوب، برخی رسانه‌های عبری از مفهومی تحت عنوان «خاورمیانه پساآمریکایی» سخن گفته‌اند؛ مفهومی که در آن بازیگران بومی منطقه بیش از گذشته تعیین‌کننده معادلات امنیتی خواهند بود. در چنین شرایطی، ایران به دلیل برخورداری از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، جمعیتی، نظامی و ایدئولوژیک، بیش از هر کشور دیگری توانسته جایگاه خود را تثبیت کند.

 

نکته مهم دیگر، شکست پروژه‌های منطقه‌ای اسرائیل برای مهار ایران است. از تلاش برای ایجاد ائتلاف‌های ضدایرانی گرفته تا فشارهای سیاسی و امنیتی، بسیاری از این طرح‌ها نتوانسته‌اند اهداف مورد نظر تل‌آویو را محقق کنند. حتی روند عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل نیز برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه، نتوانست موجب انزوای ایران شود. برعکس، تحولات میدانی نشان داد که مسئله فلسطین همچنان یکی از مهم‌ترین متغیرهای تأثیرگذار در افکار عمومی منطقه باقی مانده و اسرائیل نتوانسته مشروعیت سیاسی مورد نظر خود را به دست آورد.

امروز آنچه بیش از هر چیز موجب نگرانی نخبگان سیاسی و امنیتی اسرائیل شده، صرفاً قدرت نظامی ایران نیست؛ بلکه توانایی تهران در شکل‌دهی به روندهای منطقه‌ای است. ایران از یک بازیگر واکنشی به یک بازیگر کنشگر تبدیل شده که قادر است دستورکارهای جدیدی را در منطقه تعریف کند. این همان موضوعی است که در بسیاری از گزارش‌های رسانه‌های عبری با تعابیری همچون «تغییر موازنه تاریخی قدرت» یا «ظهور نظم جدید منطقه‌ای» مورد اشاره قرار گرفته است.

برآیند این تحولات نشان می‌دهد غرب آسیا در آستانه ورود به مرحله‌ای جدید از حیات سیاسی خود قرار دارد. مرحله‌ای که در آن قدرت دیگر صرفاً بر اساس برتری نظامی تعریف نمی‌شود، بلکه توانایی تأثیرگذاری بر معادلات منطقه‌ای و شکل‌دهی به آینده سیاسی کشورها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در این چارچوب، اعتراف روزافزون رسانه‌ها و اندیشکده‌های عبری به افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران را می‌توان نشانه‌ای روشن از تغییر موازنه راهبردی به سود تهران دانست. تغییری که نه تنها معادلات امروز منطقه را تحت تأثیر قرار داده، بلکه در حال ترسیم نقشه نظم نوین غرب آسیا نیز هست.

سهیلا عظیمی

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید