۳۱ / خرداد / ۱۴۰۵ - 21 June 2026
12:49
کد خبر : 9766384
۱۱:۲۴

۱۴۰۵/۰۳/۲۸
چرا ترامپ هنوز از قاسم سلیمانی سخن می‌گوید؟

کابوسی که دست از سر ترامپ برنمی‌دارد

شش سال از آن شب زمستانی گذشته است. شش سال از شبی که رئیس‌جمهور وقت آمریکا تصور می‌کرد با فشردن یک دکمه، یکی از بزرگ‌ترین معادلات منطقه را برای همیشه حذف کرده است. اما تاریخ بارها ثابت کرده که مردان بزرگ را نمی‌توان با موشک ترور کرد. آنان پس از شهادت، از یک فرمانده به یک مکتب تبدیل می‌شوند.

قزوین_ دونالد ترامپ این روزها بار دیگر نامی را بر زبان آورده که گویی هرگز نتوانسته آن را از ذهن خود پاک کند. «ژنرال قاسم سلیمانی». همان فرمانده‌ای که دستور ترورش را صادر کرد و گمان داشت با حذف فیزیکی او، نفوذ و قدرتش نیز به پایان خواهد رسید. اما اکنون، پس از گذشت سال‌ها، خودِ ترامپ ناچار است اعتراف کند: «اگر سلیمانی زنده بود، اتفاقات فعلی برای ایران رخ نمی‌داد. او یک نابغه بود.»

این اعتراف، سندی تاریخی از زبان دشمنی است که بیش از هر کس دیگری با قدرت و جایگاه شهید سلیمانی آشنا بود. اعترافی که نشان می‌دهد حتی قاتل نیز نتوانسته عظمت حاج قاسم را انکار کند.

واقعیت آن است که شهید حاج قاسم سلیمانی، یک فرمانده نظامی و معماری بود که امنیت را در گستره‌ای فراتر از مرزهای جغرافیایی طراحی می‌کرد. بسیاری از سیاستمداران جهان، تحولات منطقه را از پشت میزهای خود تحلیل می‌کردند اما شهید سلیمانی در قلب میدان حضور داشت. او زبان ملت‌ها را می‌فهمید، نبض تحولات را می‌شناخت و پیش از آنکه بحران‌ها به مرزهای ایران برسند برای مهار آن‌ها برنامه داشت. راز ماندگاری او نیز دقیقاً همین بود، ترکیب کم‌نظیری از شجاعت، هوش راهبردی، مردم‌داری و اخلاص.

ترامپ امروز از «نبوغ» سلیمانی سخن می‌گوید، اما این نبوغ چه بود؟

نبوغ سلیمانی در آن بود که معادلات قدرت را تنها با ابزار نظامی تعریف نمی‌کرد. او می‌دانست که امنیت پایدار از دل اعتماد ملت‌ها متولد می‌شود. به همین دلیل هر جا نام او مطرح می‌شد، مردم منطقه بیش از آنکه یک ژنرال را ببینند، انسانی را می‌دیدند که در سخت‌ترین روزها کنارشان ایستاده است. از نبرد با تروریسم گرفته تا یاری رساندن به مردم آسیب‌دیده از جنگ و ناامنی.

آمریکا سال‌ها میلیاردها دلار برای تثبیت نفوذ خود در غرب آسیا هزینه کرد، اما مردی برخاسته از دیار کریمان توانست با سرمایه‌ای به نام «اعتماد مردم» معادلاتی را رقم بزند که بزرگ‌ترین اتاق‌های فکر غرب از درک آن عاجز بودند. همین مسئله بود که او را به یک تهدید واقعی برای پروژه‌های واشنگتن تبدیل کرد.

شاید به همین دلیل است که ترامپ هنوز نمی‌تواند از سایه سلیمانی فرار کند. زیرا هر بار که به تحولات منطقه نگاه می‌کند، با این واقعیت مواجه می‌شود که ترور یک فرمانده، پایان یک تفکر نبود. نام سلیمانی نه تنها از حافظه ملت‌ها حذف نشد، بلکه به نمادی از مقاومت و ایستادگی تبدیل شد.

تاریخ نیز در این میان داوری روشنی دارد. کمتر کسی امروز نام خلبانان یا افسرانی را که مأمور اجرای عملیات ترور بودند به خاطر می‌آورد، اما میلیون‌ها نفر در ایران، عراق، سوریه، لبنان و دیگر کشورهای منطقه هنوز از حاج قاسم به عنوان قهرمانی یاد می‌کنند که برای امنیت و عزت ملت‌ها جنگید.

این همان نقطه‌ای است که کابوس ترامپ آغاز می‌شود. جایی که درمی‌یابد موشک‌ها تنها جسم‌ها را هدف قرار می‌دهند نه اندیشه‌ها را. او توانست فرمانده‌ای را به شهادت برساند، اما نتوانست نفوذ معنوی و راهبردی او را از بین ببرد.

امروز وقتی رئیس‌جمهور سابق آمریکا بار دیگر از شهید سلیمانی به عنوان یک «نابغه» یاد می‌کند، در واقع اعتراف می‌کند که پروژه حذف او شکست خورده است. زیرا اگر آن ترور موفق بود، نام سلیمانی باید سال‌ها پیش به حاشیه تاریخ می‌رفت، نه اینکه هنوز از زبان دشمنانش تکرار شود.

و این شاید بزرگ‌ترین پیروزی حاج قاسم باشد. اینکه شش سال پس از شهادت، هنوز دشمنش ناچار است درباره او سخن بگوید، از قدرتش بگوید، از نبوغش بگوید و ناخواسته اعتراف کند که مردی که گمان می‌کرده از میان برداشته، همچنان در معادلات ذهنی و سیاسی او حضور دارد.

برخی انسان‌ها درست از لحظه کوچ، جاودانه می‌شوند. حاج قاسم سلیمانی از همین جنس بود. مردی که جسمش در فرودگاه بغداد هدف قرار گرفت، اما نامش به کابوسی تبدیل شد که هنوز دست از سر ترامپ برنمی‌دارد. نامی که بعد از شهادت، مکتبی انسان ساز برای پرورش مبارزان آخرالزمانی شد.

سهیلا عظیمی 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید