۰۹ / تير / ۱۴۰۵ - 30 June 2026
03:53
کد خبر : 9767935
۱۸:۵۲

۱۴۰۵/۰۴/۰۵

عقیله‌ی بنی‌هاشم؛ صدایی که تاریخ را از فراموشی نجات داد

عقیله‌ی بنی‌هاشم؛ صدایی که تاریخ را از فراموشی نجات داد

 طاهره عاشوریان مسئول سازمان بسیج جامعه زنان سپاه قدس گیلان طی یادداشتی درباره نقش زنان و حضرت زینب (س) در واقعه عاشورا نوشت:

نقش‌زنان در این واقعه، فراتر از سوگواریِ صرف بود. آن‌ها در آن روز، حافظانِ امانتی بودند که قرار بود تا ابدیت منتقل شود. از حمایت‌هایِ عاطفی تا حضورِ حماسی در برابرِ جسارت‌هایِ دشمن در لحظه‌یِ تاراجِ خیمه‌ها، همه و همه نشان از آن داشت که زنانِ عاشورایی، بازوهایِ توانمندِ قیامِ اباعبدالله(ع) هستند. 

عصرِ عاشورا که خورشیدِ خونینِ کربلا غروب کرد، دشمن فکر می‌کرد کار تمام شده است. در خیالِ خامِ خود، پیکرها را زیرِ سمِ اسبان له کرده بودند و گمان می‌بردند که صدایِ حق، همراه با آخرین ضربان‌های قلبِ امامِ شهید، برای همیشه خاموش شده است. اما آن‌ها یک حقیقتِ بزرگ را نادیده گرفته بودند: «زینب (س)» و لشکری از زنانِ داغدار که ایستاده بودند تا نگذارند خونِ برادر، در غبارِ نسیان دفن شود.

در میانِ هیاهویِ نیزه‌ها و بویِ سوختگیِ خیمه‌ها، زنی قد برافراشت که کوهی از درد بر شانه‌هایش بود، اما لرزه‌ای در صدایش نبود. زینب کبری (س)، نه فقط در سوگِ برادر، که در مقامِ «مادرِ نهضت»، بارِ امانتی را به دوش گرفت که سنگینی‌اش آسمان‌ها را به لرزه درمی‌آورد.

نقشِ زنانِ عاشورا، نقشِ گذر از «سوگ» به «حماسه» بود. زینب (س) در کوفه و شام، با دستانِ بسته و قلبی تکه‌تکه، چنان خطبه‌ای خواند که کاخ‌های ستمگران بر سرشان آوار شد. او نه فقط داغِ عزیز دیده بود، بلکه «شاهدِ عینیِ» تمامِ جنایت‌ها بود. هر بار که سخن می‌گفت، زخمی از زخم‌هایِ کربلا را بازخوانی می‌کرد؛ او داغِ تشنگیِ علی‌اصغر، داغِ فرقِ شکافته‌یِ علی‌اکبر و داغِ تنِ صدچاکِ حسین (ع) را در کلماتش ریخت تا حقیقتِ عاشورا، نه در زمینِ کربلا، که در رگ‌هایِ تاریخ جاری شود.

زنانِ حاضر در کربلا، تنها نظاره‌گر نبودند؛آنها پاسدارانِ حقیقت بودند...آن‌ها «معمارانِ پیروزیِ خون بر شمشیر» بودند. 

در آن روزگار که اسارت، ننگ بود، زینب (س) اسارت را به سلاحی برنده تبدیل کرد. او با آن وقارِ فاطمی و آن صلابتِ حیدری، چنان در برابرِ یزید ایستاد که گویی یزید اسیر است و او فرمانروا. زنانِ عاشورا، با هر قطره اشکی که برایِ عزیزانشان می‌ریختند، بذری از بیداری در دلِ مردمانِ خواب‌زده می‌کاشتند.

اگر امروز ما می‌دانیم در آن عصرِ غریبِ عاشورا چه گذشت، اگر می‌دانیم حسین (ع) چگونه با لب‌های تشنه جان داد، همه به خاطرِ صبرِ جان‌کاه و روایت‌گریِِِِِِ زینب (س) است. او بود که با اشک‌هایش، غبار تحریف را از چهره‌یِ قیام شست. 

زینب (س) و زنانِ کربلا، به ما آموختند که «عشق» یعنی ایستادن در برابرِ طوفانِ مصیبت و تکه تکه شدن، اما شکست نخوردن! آن‌ها به ما آموختند که در اوجِ شکستِ ظاهری، می‌توان چنان فریادی کشید که تا ابد، صدایِ حق علیه باطل باقی بماند.

یادِ زینب (س)، یادِ آن زنی است که در سخت‌ترین آزمونِ الهی، نه‌تنها خم به ابرو نیاورد، بلکه با قلبی که از فراقِ برادر پاره‌پاره بود، «پرچمِ پیروزیِ خون» را به دوش کشید و آن را به دستِ نسل‌هایِ بعد رساند. سلام بر زینب (س)، که اگر نبود، شاید هیچ‌کس نمی‌دانست در آن غروبِ غم‌بار، در میانِ خیمه‌های سوخته، چه حماسه‌ای خلق شد.

 اگر دلاوریِ حضرت زینب (س) در روز دهم نبود، دشمنِ غدار در پوششِ پروپاگاندایِ سنگینِ خود، حقیقتِ شهادتِ حسین(ع) را وارونه جلوه می‌داد. اما حضورِ ایشان و همراهیِ دیگر زنان، باعث شد تا عاشورا از یک حادثه‌یِ محدود، به یک «فریادِ جهانی» تبدیل شود. در واقع، عاشورا در غروبِ دهم محرم به پایان نرسید، بلکه با دستانِ بانویی که داغِ بزرگِ کربلا بر سینه داشت، در رگ‌های تاریخ جاری شد.

امروز، میراثِ زینب (س)در عاشورا، فراتر از یک رویدادِ تاریخی، الگویی بی‌بدیل از «جهادِ تبیین» است.ایشان در آن روز به ما آموختند که در اوجِ مصیبت، می‌توان پیروز بود، اگر قلمِ رسالت در دست و اراده‌یِ الهی در جان باشد. عاشورا بدونِ حماسه‌یِ زینب(س)، تنها داستانی در غبار می‌ماند، اما با حضورِ او، به «بنیادِ آزادگیِ بشر» تبدیل شد.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید