
تنگه هرمز از سوی آمریکا به بهانه جدید برای نقض تعهدات و ادامه ماجراجویی علیه ایران تبدیل شده است. این تنگه در آبهای سرزمینی ایران قرار دارد و مدیریت ایران بر آن مسئلهای خدشهناپذیر است. اما آمریکا نمیخواهد این واقعیت را بپذیرد و با حملات پراکنده و تهدیدات مکرر به دنبال عقب نشینی ایران از این حق مسلم است که البته با پاسخ قاطع ایران مواجه شده است.
در همین ارتباط دنی سیترینوویچ کارشناس امور ایران در اندیشکده امنیت رژیم صهیونیستی گفته است: «سؤال استراتژیک بزرگتر این است که دولت آمریکا انتظار دارد این حملات چه دستاوردی داشته باشد. اگر هدف بازگشایی تنگه هرمز با زور باشد، بعید است که کمپین فعلی کافی باشد. در حال حاضر، به نظر میرسد عملیات آمریکا بر تحمیل هزینهها بر ایران متمرکز است تا تغییر اساسی واقعیت استراتژیک در تنگه.»
رویکرد نظامی آمریکا در تنگه هرمز نهتنها راهبردی نیست، بلکه مبتنی بر محاسبات اشتباه درباره اراده ایران است. تنگه در حاکمیت کامل ایران قرار دارد و هرگونه اقدام خصمانه با پاسخ متقارن و هوشمندانه تهران خنثی شده است. تجربه نشان داده که فشار نظامی، نهتنها ایران را به عقبنشینی وادار نمیکند، بلکه باعث افزایش هزینه امنیتی برای آمریکا و متحدانش در منطقه میشود.
آمریکا به جای پذیرش واقعیت حقوقی و ژئوپلیتیک، در دام زیادهخواهی راهبردی افتاده است. ادامه این روند، جز بیثباتی بیشتر و افشای ناکارآمدی ابزار زور در برابر ملتی با انسجام داخلی، حاصلی در پی نخواهد داشت.