۲۷ / تير / ۱۴۰۵ - 18 July 2026
04:21
کد خبر : 9771788
۲۱:۲۳

۱۴۰۵/۰۴/۲۶

شبی که سکوت در بخش کودکان بستری شد

چند ثانیه کافی است تا یک شهر، مسیر عادی شبش را فراموش کند، صدای انفجار، گفت‌وگوهای نیمه‌تمام را می‌برد، خودروها را در میانه راه متوقف می‌کند و دست‌ها را بی‌اختیار به سمت تلفن همراه می‌کشاند؛ «شما هم شنیدید؟ سالم هستید؟» اما در گوشه‌ای از اهواز، جایی که کودکان و بیماران سرطانی روزهایشان را با امید درمان می‌شمارند، همان چند ثانیه معنای دیگری پیدا می‌کند؛ ثانیه‌هایی که راهروهای یک بیمارستان را از زندگی خالی می‌کند و شبی را رقم می‌زند که هیچ‌کس تصورش را نداشت.

شب هنوز بر اهواز کامل سایه نینداخته است؛ گرمای تیرماه، حتی پس از غروب هم از خیابان‌های اهواز عقب نمی‌نشیند.

در خانه‌ای سفره شام پهن است و گفت‌وگو میان اعضای خانواده جریان دارد؛ چند خیابان آن‌سوتر، جوانی ویترین مغازه‌ها را تماشا می‌کند و راننده‌ای، آخرین چهارراه‌ها را پشت سر می‌گذارد تا زودتر به خانه برسد.

پرستاری نیز پس از ساعت‌ها شیفت، تنها به استراحت فکر می‌کند؛ هیچ‌کس نمی‌داند تا چند ثانیه دیگر، شب مسیر دیگری را انتخاب خواهد کرد.

ابتدا موجی سهمگین، شیشه‌ها را می‌لرزاند. چند لحظه بعد، صدای انفجار، عمیق و سهمگین، در آسمان اهواز می‌پیچد. بعد انفجاری دیگر و یکی دیگر، موج صدا از شرق تا مرکز و بخش‌هایی از غرب شهر می‌گذرد، پنجره‌ها را می‌لرزاند، خودروها را کنار خیابان متوقف می‌کند و تلفن‌های همراه، یکی پس از دیگری زنگ می‌خورند.

نخستین پرسش همه یکی است؛ «کجا را زده‌اند؟»

اما چند خیابان آن‌سوتر، پرسش دیگری شکل می‌گیرد؛ «چطور بیماران را بیرون ببریم؟»

در بیمارستان شهید بقایی اهواز، جایی که ده‌ها کودک و بیمار مبتلا به سرطان روزهای سخت درمان را پشت سر می‌گذارند.

اینجا، صدای انفجار فقط یک صدا نیست؛ موجی است که از شیشه‌های بلند ساختمان عبور می‌کند، دیوارها را می‌لرزاند و در چند ثانیه، آرامش بیمارستان را بر هم می‌زند.

اینجا دیگر کسی به پایان شیفت، ساعت ملاقات یا وعده شام فکر نمی‌کند. پرستاری دستش را روی کپسول اکسیژن می‌گذارد، مادری پتوی فرزندش را از روی تخت برمی‌دارد،پدری، پایه سرم را با یک دست می‌کشد و با دست دیگر، کودکش را در آغوش گرفته و راهروهایی که تا دقایقی پیش با صدای منظم دستگاه‌های درمانی زنده بودند، حالا تنها شاهد قدم‌های شتاب‌زده کسانی هستند که می‌کوشند جان بیماران را از دل هراس بیرون ببرند.

جنگ تنها بیرون از دیوارهای بیمارستان جریان ندارد؛ درون این ساختمان نیز نبرد دیگری آغاز می‌شود؛ نبردی برای حفظ جان، در جایی که هر تخت، پیش از آن نیز میدان مبارزه با بیماری بوده است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید