
«فرشاد عالی» معاون روابط عمومی سازمان بسیج مستضعفین:
ضمن تبریک فرارسیدن روز خبرنگار به آحاد اصحاب رسانه، یاد و خاطره شهدای این عرصه را گرامی میداریم.
رسانه در عصر شبکههای اجتماعی با یک تغییر بنیادین روبهروست: مخاطب دیگر صرفاً به دنبال دانستن «چه اتفاقی افتاد» نیست؛ میخواهد بداند «این اتفاق یعنی چه».
خبر همچنان نقطه شروع است، اما در فضای مجازی، ارزش رسانهای در جایی شکل میگیرد که خبر به تصویر، زمینه، روایت و معنا تبدیل شود.
آخرین دادههای Digital News Report مؤسسه رویترز نشان میدهد این تغییر بهویژه در میان نسل جوان شتاب گرفته است. در سال ۲۰۲۵، ۳۹ درصد از جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله گفتهاند شبکههای اجتماعی منبع اصلی خبر آنهاست؛ این رقم در سال ۲۰۱۵ تنها ۲۱ درصد بود. همزمان، سهم وبسایتها و اپلیکیشنهای خبری از ۳۶ به ۲۴ درصد کاهش یافته است.
اما تحول مهمتر، تصویری شدن مصرف خبر است. در فاصله ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، مصرف ویدئوی خبری در شبکههای اجتماعی در ۴۸ بازار مورد بررسی رویترز از ۵۲ به ۶۵ درصد رسیده و مصرف هر نوع ویدئوی خبری از ۶۷ به ۷۵ درصد افزایش یافته است. در میان نسلهای جوان نیز گرایش به دیدن و شنیدن خبر بیشتر از نسلهای مسنتر است.
این یعنی مخاطب فضای مجازی الزاماً خبر را در قالب کلاسیک «تیتر و متن» جستوجو نمیکند؛ خبر را در جریان تصویر، ویدئو، روایت شخصیتها و محتوای تولیدکنندگان میبیند.
اینجا اهمیت «مدیا» روشن میشود.
یک عکس خوب فقط چیزی را که اتفاق افتاده نشان نمیدهد؛ میتواند معنای اتفاق را قابل مشاهده کند. یک ویدئو فقط اطلاعات منتقل نمیکند؛ میتواند مخاطب را در فضای رویداد قرار دهد. پژوهشهای مربوط به visual storytelling نیز نشان دادهاند که ترکیب توالی تصاویر با روایت، امکان انتقال ساختار و تجربه یک رویداد را فراهم میکند؛ به همین دلیل، تصویر در رسانه اجتماعی دیگر تزئین خبر نیست، بلکه بخشی از معماری روایت است.
تفاوت مهم همینجاست:
خبر میگوید چه شد؛ تصویر نشان میدهد چگونه بود؛ روایت توضیح میدهد چرا مهم است.
مخاطب ممکن است تیتر یک خبر را چند ثانیه ببیند و عبور کند، اما وقتی یک چهره، یک لحظه، یک تضاد یا یک تجربه انسانی در قالب تصویر و روایت شکل میگیرد، امکان درگیری و یادآوری بیشتر میشود. مطالعات جدید درباره ارتباطات روایی در شبکههای اجتماعی نیز نشان دادهاند که ساختارهای روایی و زبان شخصی میتوانند بر میزان درگیری و برداشت مخاطبان اثر بگذارند، هرچند این اثر به نوع محتوا و ویژگیهای مخاطب وابسته است.
از این منظر، رسانه امروز باید از «خبرمحوری» به «روایتمحوری» حرکت کند؛ نه به این معنا که خبر اهمیت خود را از دست داده، بلکه خبر باید در یک زنجیره ارزش بزرگتر قرار گیرد:
سوژه → خبر → تصویر → زمینه → روایت → معنا → گفتوگو
در این مدل، خبرنگار واقعیت را کشف میکند، عکاس و تصویربردار آن را قابل دیدن میکنند، گزارشگر به آن زمینه میدهد و روایتگر میان اجزای پراکنده یک رویداد ارتباط برقرار میکند.
در فضای مجازی، این زنجیره اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا مخاطب با رسانه به شکل خطی مواجه نیست. او در میان صدها پیام، تصویر و ویدئو حرکت میکند و الگوریتم نیز در تعیین اینکه چه چیزی دیده شود نقش دارد. گزارش رویترز نشان میدهد شبکههای ویدئویی مانند YouTube و TikTok بیش از پیش بر محتوای سازندگان و ویدئوهای «دیدنی» متکی شدهاند و رسانههای سنتی برای جلب توجه در این محیط با رقابت جدی روبهرو هستند.
بنابراین پرسش رسانه امروز نباید فقط این باشد که:
«آیا خبر را منتشر کردیم؟»
بلکه باید پرسید:
«آیا توانستیم مخاطب را متوقف کنیم، واقعیت را به او نشان دهیم، معنای آن را برایش روشن کنیم و او را به فهم و گفتوگو برسانیم؟»
در اینجا تصویر دروازه ورود و روایت موتور ماندگاری پیام است.
خبر بدون تصویر ممکن است دیده نشود؛ تصویر بدون روایت ممکن است درست فهمیده نشود؛ و روایت بدون حقیقت، اعتماد را از بین میبرد.
پس رسانه موفق آینده، رسانهای نیست که فقط سریعتر خبر بدهد؛ رسانهای است که واقعیت را سریع کشف کند، آن را دقیق و تصویری نشان دهد و از دل آن روایتی معتبر و انسانی بسازد.
در نهایت، شاید بتوان جایگاه خبر و روایت را اینگونه خلاصه کرد:
«مخاطب برای دانستن به خبر نیاز دارد؛ برای دیدن به تصویر؛ برای فهمیدن به روایت؛ و برای ماندن و مشارکت کردن به معنا.»
و این همان نقطهای است که «رسانه» از یک منتشرکننده خبر، به سازنده تجربه و معنا برای مخاطب تبدیل میشود.