۱۱ / شهريور / ۱۴۰۵ - 02 September 2026
19:34
کد خبر : 9777872
۱۴:۰۷

۱۴۰۵/۰۵/۳۰
امام جمعه ماهدشت:

تقویت ایمان و انسجام اجتماعی، زمینه‌ساز امداد‌های الهی و عبور از مشکلات است/شهرستان‌شدن ماهدشت، راهکاری برای کاهش تبعیض و تسریع در حل مشکلات مردم/نظارت بر بازار و رفع تبعیض‌ها مطالبه جدی مردم است

امام جمعه ماهدشت گفت:ملت ایران با تکیه برایمان، مقاومت وانسجام اجتماعی، در برابر تهدید‌ها وفشار‌های دشمن ایستاده و هرچه پیوند با خداو روحیه وحدت تقویت شود، زمینه نصرت الهی و عبور از مشکلات بیشتر فراهم خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقه‌ای، به شرح زیر است:

تقویت ایمان و انسجام اجتماعی، زمینه‌ساز امداد‌های الهی و عبور از مشکلات است/شهرستان‌شدن ماهدشت، راهکاری برای کاهش تبعیض و تسریع در حل مشکلات مردم/نظارت بر بازار و رفع تبعیض‌ها مطالبه جدی مردم است

ما در کشور عزیز زندگی می‌کنیم که با وجود همه تحریم‌ها و سختی‌ها و تهاجم‌های مختلف فرهنگی و اقتصادی و ...، توانسته است در حوزه‌های مختلف پزشکی، صنعتی، فضایی، نظامی و ... پیشرفت‌های خیره کننده‌ای بدست بیاورد و اوج آن را دنیا در این دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان مشاهده کردند که ایران اسلامی روی پای خودش ایستاد و پیروز میدان‌های مختلف شد، تفسیر ما نسبت به همه این حوادث این است که در همه مراحل دست خدا بالای سر ما بود، به قول بچه‌های جبهه، مدد‌های غیبی کمک می‌کرد.

بعضی‌هایش هم آن‌قدر روشن بود که حتی دشمنان هم نمی‌توانستند انکار کنند؛ مثل حادثه طبس و اصفهان، کسانی که در جبهه بودند هرچند وقت یک‌بار چنین حادثه‌ای را می‌دیدند و تجربه می‌کردند که چگونه مدد غیبی، در جبهه‌ها به کمک بچه‌ها می‌آید. خب سؤال این است که خدا تحت چه شرایطی این مدد‌ها را می‌رساند؟ آیا بی‌حساب است؟!

آیا تصادفی است، یا نه یک حسابی دارد؟! اگر ما بتوانیم حساب و فرمولش را به دست بیاوریم خیلی می‌توانیم برای آینده‌مان استفاده کنیم و جلوی بسیاری از آسیب‌ها و آفت‌ها را بگیریم، یک شرط اساسی را در قرآن تصریح می‌فرماید.

می‌فرماید: وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِین؛ به مجاهدان خطاب می‌کند که شما که می‌روید به جنگ دشمنان، بااینکه عده و عُده‌تان خیلی کمتر است و در شرایط سخت‌تری با دشمنان مواجه می‌شوید، هیچ احساس ضعف نکنید!

هیچ غم و اندوه هم به خودتان راه ندهید! بدانید که شما برترید؛ به یک شرط بر همه دشمنانتان برتری دارید؛ وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِین؛ اگر ایمان داشته باشید.

پس اولین شرطی که برای دریافت کمک‌های الهی برای ما لازم است این است که ما ایمان به خدا داشته باشیم و توکل‌مان بر وی باشد.

امیدمان به کسی باشد که مغلوب نشدنی است و هیچ قدرتی نمی‌تواند وی را مغلوب کند.

در این صورت می‌توانیم اتکا داشته باشیم به یک جایی که هیچ شکستی به آنجا راه پیدا نمی‌کند و اگر انسان یک نقطه اتکا داشته باشد خیلی بهتر می‌تواند کار بکند.

روح انسان باید با آن نقطه اتکا که هیچ شکستی در آن نیست، ارتباط پیدا کند، این را باید باور کنیم و این جنبه روانی دارد.

یک مسئله فیزیکی نیست و آن شرطی که در اینجا برای انسان‌ها است که همان برتری انسان‌ها بر فرشتگان را هم می‌رساند این است که این آدمیزاد می‌تواند خودش را به خدای متعال که قدرت بی‌نهایت است، وصل کند؛ البته این اتصال وصل فیزیکی نیست؛ خدا که جسم نیست که انسان به آن وصل شود. باید روح خود را به او متصل کند و اعتمادش بر خدا باشد.

اگر انسان یک چنین قدرتی در خودش ایجاد کند و چنین ارتباطی با خدا برقرار کند، هیچ‌وقت شکست نمی‌خورد. یک نمونه‌اش را الحمدلله همه ما دیده‌ایم.

شما حساب بکنید در یک کشوری که تازه انقلاب کرده‌اند، با دشمنی روبه‌رو شده است که چهارده لشکر مجهز وارد صحنه کرده است و درگیر شده و ما حتی یک لشکر مجهز و آماده نداریم، ارتش با تمام وسایل خودش را جمع و جور نکرده است.

آن‌وقت در داخل کشور، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر را یک‌جا ترور کرده‌اند. چند تا از فرمانده‌های ارتش، فرمانده نیروی هوایی، نیروی زمینی در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند.

جلوتر از آن داستان هفت تیر بود. در یک چنین فضایی که در ظرف یک سال، این‌همه مصیبت در یک کشور نوخاسته رخ داده است، شما فکر می‌کنید رهبری که می‌خواهد این جامعه را اداره کند چه حالی باید برایش پیش بیاید؟ ما اگر جریان و مشکل محدودی برای زندگی‌مان پیش بیاید خودمان را می‌بازیم، دیگر عقلمان به جایی قد نمی‌دهد؛ مثلاً برای بچه‌مان مریضی یا حادثه سختی پیش بیاید.

فقط متوجه این است که ببیند بالاخره بچه خوب می‌شود؟ نمی‌شود؟ معالجه دارد؟ ندارد؟ درباره هیچ موضوع دیگری نمی‌تواند فکر کند.

این‌همه حادثه روی مغز یک شخص بعنوان رهبر ریخته، وی هیچ خم به ابرو نمی‌آورد.

می‌گوید اگر رجایی و باهنر را کشتند خدای رجایی و باهنر زنده است و انگارنه‌انگار که چیزی پیش آمده است.

این قدرت روحی، مال این آدمیزادی است که می‌تواند خلیفة‌الله بشود.

این همه مصیبت و گرفتاری که انسان را داغون می‌کند، مغز آدمیزاد را منفجر می‌کند؛ مصائبی که ما حتی یک‌هزارم آن را نمی‌توانیم تحمل‌کنیم، برای او اتفاق افتاده است، اما می‌گوید: اینها مرده‌اند خدا که نمرده است.

وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِین؛ وقتی چنین قدرتی دارید، نه هیچ ضعف به خودتان راه بدهید نه هیچ اندوهی، غم و غصه‌ای داشته باشید. اینها آزمایشی است.

آنها شهید شدند بهشت رفتند، شما همت کنید خودتان کاری بکنید و همت کردند و کار را به سامان رساندند.

خدا هم نشان داد که به کسانی که در راه او قدم برمی‌دارند، کمک می‌رساند و آنها را وا‌نمی‌گذارد.

ما در دوران کنونی هم همین شرایط را داشتیم بلکه سخت تر، امام جامعه به شهادت رسید، فرماندهان عالی رتبه و دانشمندان هسته‌ای و موثرین سیاسی و امنیتی و ...، اما قدرت بزرگ ایمان این مردم را سرپا نگه داشت.

آنچه برای ما مهم است این است که این شرط را با اراده خودمان، در خودمان ایجاد کنیم.

شرایط جبری که در عالم اتفاق می‌افتد و دست ما نیست که در اختیار ما نیست؛ اما هر کدام از ما در درون خودمان می‌توانیم این رابطه را با خدای خودمان برقرار کنیم.

چه کنیم که این ایمان قوی بشود؟ با خدا عهد ببندیم که اوامر او را اطاعت کنیم.

سعی کنیم تا آنجا که می‌توانیم مخالفت امر خدا نکنیم و با خدا رفیق باشیم، با خدا دشمنی نکنیم.

به جنگ خدا نرویم، اگر رابطه خودمان را با خدا باصفا کنیم، ایمان ما نسبت به خدا قوی می‌شود؛ ایمان ما که بیشتر شد توکلمان بالا می‌رود.

توکلمان که بالا رفت، قدرت ما افزوده خواهد شد؛ به‌جایی می‌رسد که دیگر شکست ندارد؛ بنابراین آنچه برای ما مهم است و در همه این حوادث باید درس بگیریم و بعد استفاده کنیم و مطمئن باشیم که این به نتیجه خواهد رسید این است که هرقدر رابطه‌مان را با خدا تقویت کنیم، خدا بیشتر ما را مدد خواهد کرد.

هرقدر مدد خدا بیشتر شد، شکست ما کمتر خواهد بود تا آنجایی که برای مؤمنی هیچ‌گونه شکستی متصور نیست.

خطبه دوم

جمعه/۳۰ مرداد/۸ ربیع‌الاول شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام (۲۶۰ هـ. ق) و آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) / روز جهانی مسجد/یکشنبه/۱ شهریور/۱۰ ربیع‌الاول/ ازدواج رسول اکرم (ص) با حضرت خدیجه کبری (س) دوشنبه/۲ شهریور آغاز هفته دولت/سه‌شنبه/۳ شهریور/۱۲ ربیع‌الاول/ ولادت رسول اکرم (ص) به روایت اهل سنت (۵۳ سال قبل از هجرت) - آغاز هفته وحدت / اشغال ایران توسط متفقین و فرار رضاخان (۱۳۲۰ ه. ش) پنجشنبه/۵ شهریور/روز کشتی

یکی از مهمترین راهبرد‌های مهم امام حسن عسکری (ع) تقویت و تاب‌آوری حداکثری جامعه شیعه؛ اینکه جامعه شیعه باید جامعه بماند، حفظ شود و دارای انسجام باشد؛ لذا اجتماع شیعه را تقویت کردند و برای تحقق این راهبرد، بین شیعیان محبت ایجاد کردند.

مسیری که امام عسکری (ع) می‌خواستند برای ما ترسیم کنند این بود که ابتدا بین شیعیان و بعد بین شیعیان و سایرین محبت برقرار کنند؛ لذا حضرت فرمودند: من دوست دارم وقتی شما (شیعیان) بین غیر شیعیان هستید، به آنها مهربانی و کمک کنید، به شما امید پیدا کنند و بگویند: او شیعه است.

امام فرمود: من این‌طور خوشحال می‌شوم (.. قِیلَ هَذَا شِیعِی فَیسُرُّنِی ذَلِکَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا زَیناً وَ لَا تَکُونُوا شَیناً جُرُّوا إِلَینَا کُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا کُلَّ قَبِیحٍ (تحف العقول، ص ۴۸۸)).

یکی از کار‌های اصلی امام عسکری (ع)، اولاً برقرار کردن محبت بین شیعیان و ثانیاً بین شیعیان و سایرین بود. حضرت دنبال این بودند که ما همدیگر را دوست بداریم.

فردی خدمت حضرت شرفیاب شد و عرض کرد: آقا! گاهی دست من به شما نمی‌رسد، چه کار کنم؟ می‌خواهم خدمتی انجام دهم.

ایشان در پاسخ فرمودند: اگر دست تو به ما نمی‌رسید و قصد خدمت به ما را داشتی؛ به شیعیان ما خدمت کن.

اگر دلت برای ما تنگ شد؛ شیعیان ما را زیارت کن. باید از درب محبت وارد شد.

تا دیگران ما را دوست نداشته باشند؛ حرف ما را قبول نمی‌کنند. این‌طور نیست که گمان کنیم با مناظره و مباحثه و کار‌های رسانه‌ای صرف کسی حرف ما را می‌پذیرد.

بدون پیوست محبت و مهرورزی و خدمت و دستگیری از نیازمندان، کار هدایت پیش نمی‌رود.

اگر قصد هدایت است؛ ابتدا باید محبت کرد و بعد اگر فرصت فراهم شد، حرف زد.

اگر قصد داریم که اهل بیت (ع) را به جامعه معرفی کنیم؛ حضرت فرمودند: «جُرُّوا إِلَینا کلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا کلَّ قَبیح» بامحبت دل‌ها را به سمت ما بکشانید.

اگر مردم ما را ببینند، جذب می‌شوند. با مردم لجبازی و کدورت نداشته باشید، طعنه نزنید و دل آنان را نسوزانید وگرنه دور می‌شوند.

امام (ع)، پدر همه است و اگر کسی را در این عالم از اهل بیت علیهم السلام دور کنیم؛ امام در قیامت یقه ما را می‌گیرد و می‌فرماید: چرا مانع آمدن او به سمت ما شدی؟!

چرا او را تحریک کردی که از ما دور شود؟! این مهم الان هم برای جامعه منتظر امام زمان (عج) متصور است که باید در مسیر زندگی مان پر رنگ کنیم.

جنگ شوم است، اما وقتی دشمن جنگ را تحمیل می‌کند، نجنگیدن به مراتب شوم‌تر و نکبت‌بار است.

یکی از پدیده‌های خطرناک در فضای سایه جنگ، بروز و ظهور گفتمان‌های هراس از جنگ است.

گفتمان‌هایی که بعضا با صلح‌طلبی افراطی، جامعه را به شدت آسیب‌پذیر و شکننده می‌نماید.

نمونه بارز تاریخی این واقعیت، نگون‌بختی فرانسه در جنگ جهانی دوم است که رویکرد روشنفکران در ترویج صلح‌طلبی کور پس از جنگ جهانی اول، اراده ملی فرانسوی‌ها را فلج کردند و فضاحت‌بارترین شکست تاریخ را بر آنها تحمل کردند.

کنش صلح‌طلبی کور، در تاریخ اسلام شناسه جریان «سامری» است که با شعار «لا قتال»، جوامع و ملت‌ها را به نابودی می‌کشاند.

فرمایش‌های نبوی (ص) و علوی (ع) است: «إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سَامِرِیٌّ وَ هَذَا [الْحَسَنُ الْبَصْرِیُ]سَامِرِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَمَا إِنَّهُ لَا یَقُولُ "لا مِساسَ‌" وَ لَکِنْ یَقُولُ لَا قِتَالَ» (الاحتجاج، ج۱، ص۱۷۲).

«تَفْتَرِقُ أُمَّتِی ثَلَاثَ فِرَقٍ... فِرْقَةٌ عَلَی الْحَقِّ... وَ فِرْقَةٌ عَلَی الْبَاطِلِ وَ فِرْقَةٌ مُدَهْدَهَةٌ عَلَی مِلَّةِ السَّامِرِیِّ لَا یَقُولُونَ «لا مِساسَ» (طه: ۷۹) لَکِنَّهُمْ یَقُولُونَ لَا قِتَالَ، إِمَامُهُمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَیْسٍ الْأَشْعَرِیُّ» (امالی مفید، ص۲۶).

همیشه و همه‌جا سامری هست و جوامعی که در تهدید جنگ هستند، با پدیده سامریسم مواجه خواهد بود.

سامری در عین اینکه یک شخص واقعی در تاریخ است، یک نماد و جریان هم است.

سامریسم عبارت است از جریان انحرافی که در لباس خیرخواهی، به ضرر ملت خود و نفع دشمن عمل می‌کند.

در همین مورد که بخشی از روشنفکرمان، گفتمان ضدجنگ را در جامعه ترویج می‌کنند و با عنوان بَزَک شده صلح شرافتمدانه، به مخالفین خود اتهام جنگ‌طلبی و خشونت‌طلبی می‌زنند، حقیقت این است که گفتمان انقلاب اسلامی، صلح‌طلبانه‌ترین تفکر در جهان معاصر است؛ اما برخلاف صلح‌طلبی کورکه به قدری نکبت‌بار است که امیرالمؤمنین (ع) آن را به کفتارمآبی تشبیه می‌کنند.

اما رویکرد مردم ایران نه متهور است و نه ترسو! شجاع عاقل است! واقع بینانه به مسائل نگاه می‌کنند.

الان هم متاسفانه این تفکر در کشور ما وجود دارد و در حال تلاش و برنامه ریزی است که به تعبیر روایت اینها سامری‌های قوم ما هستند. آنهایی که واقعیت و حقیقت دشمن را کتمان و پنهان می‌کنند و سیاست‌های تسلیم را پیش می‌برند و البته حقیقتی دیگر هم دارند و آن این است که آنها ترسیدند و مغلوب اراده دشمن شدند و مقاومت اساسا جایگاهی ندارد.

چند نکته پایانی

اول، وضعیت اقتصادی مردم در مسیر سختی قرار گرفته است که البته میدانیم که وضعیت جنگی و تحریم‌ها و فشار اقتصادی ظالمانه دشمن بخشی از این سختی‌ها را در پی دارد و مردم این را می‌فهند و همراهی دارند، اما آنچه گله و نقد ایجاد می‌کند نسبت به وضعیت اقتصادی عدم نظارت و بودن برخی تبعیض‌ها است، عدم نظارت بر قیمت‌ها و کنترل بازار، عدم نظارت دقیق و موثر بر نانوایی‌ها و ایجاد گله مندی فراوان برای مردم، عدم نظارت بر تولیدکنندگان و گران سازی هاب بی مورد و بی مبنا، عدم نظارت بر تولید خودرو سازان که بیشترین علت مصرف، کیفیت بد خودرو‌های داخلی در مصرف بنزین است.

یا دیدن برخی تبعیض‌ها در رسیدگی مسئولان به مشکلات مردم، وجود برخی تبعیض‌ها در قطعی برق و بهره مندی از کیفیت آب یا خدماتی که باید داده شود، وقتی ما مطالبه شهرستان شدن را داریم برای عبور از این تبعیض‌ها و عدم نظارت‌ها است و مسئولان تصمیم ساز در دسترس‌تر هستند و خیلی از مسائل مردم راحت‌تر حل می‌شود، اما با توجیهاتی که ما هم میدانیم، می‌گویند سخت است و اینها، اما قابل حل و برنامه ریزی هستند لذا توقع مردم این است جدی و پیگیر باشند، مسئولان ما.

ان شاءالله نتیجه پیگیری‌های آقایان به سمع و نظر مردم برسد.

نکته دوم، با توجه به استعداد خوب شهر ماهدشت در حوزه ورزش و برترین‌هایی که دارد در رشته‌های مختلف، توقع و انتظار است از مسئولان ورزشی شهرستان و استان که ماهدشت را بهتر ببینند و توجه کنند به خواسته‌ها، وضعیت زیر ساختی ما اشکال دارد که باید در اسرع وقت حل گردد، از مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان ضمن تشکر از تلاش‌ها که الحمدلله امسال سه مدرسه جدید اضافه میشود و همچنین از اداره کل نوسازی و خیری محترم، تقاضای ما این است مدرسه تخصصی در حوزه ورزش در ماهدشت تاسیس شود تا در حوزه ارتقاء وضعیت ورزشی ما بیشتر از گذشته موثر و مفید باشد.

نکته سوم، وقتی ترامپ قمار باز و جنایتکار تفاهمنامه را کنار زد و از آن خارج شد، دیگر سند افتخار مطرح کردن معنا ندارد، چون باید نتیجه‌ای داشته باشد و در فضای بین الملل تفاهمنامه و توافق نامه دو چیز است.

تفاهمنامه یک چارچوبی است برای به توافق رسیدن پیرامون اقدامات اجرایی، همان تفاهم را هم اینها کنار زدند.

برخی خیلی علاقمند هستند در کشور به دوقطبی سازی و مسائل را وارونه و واقعی جلوه ندادن و این یک خطر است، نشانه‌ها در فضای مجازی و برخی روزنامه‌ها دیده می‌شود که باید دست بردارند و برگردند به توصیه رهبر معظم انقلاب تا به کشور آسیبی زده نشود.

نکته آخر گران کردن بنزین که این روز‌ها، خبر‌های ضد و نقیضی دارد منتشر می‌شود اصلا به صلاح نیست و اساسا راه حل نیست، وقتی مقدار تولید و مصرف را ملاحظه می‌کنید و با نظر کارشناسان با بهبود وضعیت خودرو سازی در کشور و خروج آن از انحصار و رقابتی کردن فاصله میان تولید بنزین و مصرف آن به شدت کاهش پیدا میکند، خب چرا سر این مسائل تلاش و همتی دیده نمی‌شود.

اگر گران کردن بنزین راه حل است، خب با گران سازی در سال‌های گذشته، چرا مشکل حل نشده؟!

بعد هم این همه تبعات گران سازی بنزین در ایجاد نارضایتی و گران شدن کالا‌های دیگر و سایر تبعات، باید بدانیم اصلاح مصرف با گران کردن و سهمیه کم کردن که رخ نمی‌دهد، گران سازی و سهمیه بندی برای مدیریت مصرف است نه اصلاح مصرف که تا الان هم البته جواب نداده.

انتظار است دست از حمایت‌ها از خودرو ساز‌ها بردارند و با اصلاح روش مدیریت کارخانه‌ها و واگذاری‌های درست و قانونی و ایجاد فضای رقابتی و ...، اصلاح مصرف اتفاق بیفتد.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید