۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
19:54
کد خبر : 8514533
۲۳:۰۰

۱۳۹۴/۰۲/۰۷

کور دلان بدانند من کورکورانه به جبهه نیامده ام

خبرگزاری بسیج: شهید رستم آذرپی فرزند عباسقلی در سال 1340 شمسی در روستای دریندرق میانه در یک خانواده مذهبی و متقی از پدری باتقوا و پرهیزگار و مادری شجاع و مهربان، دیده به جهان گشود.

این شهید بزرگوار در شش سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس پنجم ابتدایی تحصیل نمود اما به علت فقر مالی خانواده اش نتوانست ادامه تحصیل نماید و از همان طفولیت و نوجوانی به همراه پدرش و تنها برادرش با کار و تلاش، کمک خرج خانواده اش بود.

با وجود سواد اندکی که داشت ولی علم خوبی داشت. قرآن را بدون اینکه کسی برایش یاد دهد به خودی خود فرا گرفت و آن را همیشه یار و یاور خود می دانست و در همه اوقات نمازهای پنج گانه به قرائت قرآن می پرداخت. به حدیث آموزی علاقه واخری داشت. از اهالی روستای محل سکونتش کسی سراغ ندارد این شهید عزیز لحظه ای عمر شریف خود را صرف بطالت کند. همیشه سرگرم خواندن کتاب های مذهبی از قبیل رساله علمیه مراجع تقلید یا کتاب منتهی الاعمال و سراج القلوب می شد و نوارهای مذهبی مرحوم کافی در خانه انباشته بود و نوار قرآن مرحوم عبدالباسط موقع خواب لالایی ایشان بود. کم حرف بود و متین سخن می گفت و هرگز در عمر کوتاه خود به کسی آزار نرساند، چنانکه رفتار ایشان زبانزد مردم روستای دریندرق بود.

ایشان همیشه از رشادت های شهدای پیش از انقلاب همچون شهید آیت الله سعیدی و آیت الله غفاری بسیار می گفت و در دوران انقلاب اسلامی در همه راهپیمایی ها شرکت می کرد و در روستا از تریبون مسجد نوارهای سخنرانی سال 42 امام خمینی (ره) را به استحضار مردم روستا می رساند.

از آن زمانی که بنی صدر خائن به شهید صیاد شیرازی اهانت کرده بود. عشق و علاقه زیادی به آن شهید پیدا کرده و زیاد از وی یاد می کرد و در خدمت سربازیش هم که در پادگان تبریز بود. آنقدر به مسئول عقیدتی و سیاسی آن پادگان مراجعه کرد تا ترتیب اعزام به جبهه ایشان را دادند.

به تمام دستورات اسلام اهمیت خاصی می داد . به قدر توان خودش همه احکام را رعایت می کرد و اشتیاق کامل به بهداشت و روان داشت و آن را به همه دوستانش توصیه می کرد.

نظم را در زندگی سرلوحه اموراتش قرار می داد و می گفت: خداوند با عظمت تمام کارهایش از روی نظم و نظام است و بنده هم باید یک بنده منظم باشم و از تنبلی وبیکاری نفرت داشت و همیشه کار کردن و محتاج دیگران نشدن را به دوستانش سفارش می نمود.

شهید آذرپی نسبت به اعضای خانواده بسیار مهربان بود به خصوص به پدر و مادرش عشق می ورزید و بارها می گفت به تقوای پدرم می نازم و می بالم . بسیار به نماز علاقه داشت و در مورد نماز می گفت: خدایا شاهد باش اگر یکروز از خواب صبح بیدار شوم و ببینم که آفتاب از روزنه خانه پیدا شده و من نماز صبح را نخوانده ام این کله را به نبش دیوار چنان می کوبم که خرد خرد شود .

در کارهای عام المنفعه بسیار کوشا و در تعمیرات مدرسه و مسجد، جاده بسیار تلاش و در بازگشایی جاده روستا در موقع زمستان و برف خیلی مشتاقانه جانفشانی می کرد.

این شهید بزرگوار در عملیات های گوناگون همچون عملیات فتح المبین و عملیات بیت المقدس شرکت داشت که پس از عملیات فتح المبین به مرخصی آمد 12روز در روستا ماند و بعد از پایان مرخصی بلافاصله دوباره عازم جبهه های جنگ شد و در 19 اردیبهشت سال 1361 در عملیات بیت المقدس در منطقه شلمچه به آرزوی دیرین خود که همان شهادت در راه خدا بود، رسید.

گوشه ای از وصیت نامه شهید:

پدر و مادر مهربانم، بنام خداوند بزرگ و به رهبری امام کبیر خمینی بت شکن به جبهه می روم و تنها خواهش من از شما این است که هیچگونه درباره من نگران نباشید و اگر ایشاالله کشته شدم که به آرزویم می رسم و اگرخدای نکرده کشته نشدم باز به خدمتتان خواهم رسید .و ضمنا شما نباید ناراحت شوید چون این راه، راه خدا و انبیا و امامان است و هر کس که می خواهد به سعادت برسد باید این راه را طی کند و راه سعادت مثل این راه نظیرش انقلاب کربلا بود و هرکس از راه خارج شود مرتد است و خواهش من از شما این است که راه امام را بروید و گول دیگران را نخورید و هیچ وقت از این راه منحرف نشوید و یک خواهش از برادرم و خواهرانم ایناست که هیچ موقع درباره من ناراحت نباشیدو همچنین از عمه مهربانم خواهش دارم که غصه مرا نخورد و درباره من هیچ گونه ناراحت نباشد.

کور دلان بدانند من کورکورانه به جبهه های حق علیه باطل نیامده ام . من با بصیرت کامل و با عشق حسینی به جبهه آمده ام.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید