
خبرگزاری بسیج، رقیه غلامی؛ قطره ها جاری شدند نه از چشم ها که از دل کوی و برزن های پایتخت به سمت اقیانوسی که باز هم داشت همه را در دل خود جای می داد.
امروز آقای شهید ما چون اقیانوس آغوش خود را برای امتش گشود آن چنان که کیلومترها راه از هر ورودی به سمت مسیرهای تشییع مملو از خیل عاشقانی بود که چهار ماه است داغ فراق دل هایشان را گداخته است.
عاشقانی که التهاب درونی شان هر روز این چهار ماه چشمان بارانی شان شاهد دلدادگی شان بود، شاهد عشق و پای بندی شان، همان که روح مقاومت را دلیل مهم ایستادگی شان در برابر دشمن کرد.

آری دشمن در هجومی سخت و ناجوانمردانه بر دل این مردم تاخت و رهبر، فرماندهان و حتی دانش آموزان، زنان و کودکان را با تیر کین به شهادت رساند تا بتواند تن وطن مان ایران را پاره پاره و آن را تصاحب کند غافل از اینکه این مردم با دیرینه تاریخی خود بر عهدی که پای کشور و ولی خود بسته اند، هستند.

عهدی که شاید به تصور خیلی از افراد فقط در الفاظ، تعاریف و تعابیر کاربرد دارد ولی آن ها که با این مردم زیسته و دل به آن ها داده و محبت آن ها را در دل خود جای داده اند می دانند این عهد ورای واژه ها و توصیف است، این عهد میثاق دیرین امت با امام خود است که همواره بر آن عشق ورزیدند و در بزنگاه ها آن را نشان دادند.

امروز نیز همین مردم از پیر و جوان، زن و کودک خردسال و حتی سالمندان جای جای کشورمان با اندوهی که چند ماه است بر دل داشتند خود را بر پایتخت ایران رساندند و دلبری کردند و به همان اندازه که در سوگ ولی خود از محبت اشک ریختند و سینه زدند از نفرت خود خواهان انتقام دشمنان شدند و به آن تاکید کردند و فریاد زدند؛ «حرف ما یک کلام/ انتقام انتقام».

آری مردم امروز به چشم خود دیدم که پای امام خود فرسنگ ها راه پیمودند تا بگویند دلتنگی و دلدادگی فرسنگ نمی شناسند.