نمایش «مثل ماه برای آسمان» برای اولین بار در تاریخ نمایش های معنوی ایران به زندگی و شرایط سیاسی و اجتماعی دوران تولد این امام و ماجراهایی از دوران غیبت می پردازد تا دلیل این جدایی طولانی مدت و ارتباط پیوسته ایشان با نواب صالح شان را به نمایش بگذارد. این کارگردان تئاتر در گفت و گویی از دشواری های این اجرا و انتظارش برای اجرای این نمایش گفت.
ایده اجرای نمایش «مثل ماه برای آسمان» از چه زمانی شکل گرفت؟
سه سال میگفتند نمی توانیم کمک کنیم و بودجه ای برای اجرای این کار بدهیم. تا اینکه امسال سرانجام توانستیم این نمایش را که با محوریت زندگی امام زمان (عج) است را روی صحنه ببریم.
چرا موضوع زندگی امام زمان (عج) را برای نمایش انتخاب کردید؟
فکر می کنم اگر برای تالار وحدت اولویتی باشد در این دوره آخر الزمانی ، باید در سال 4 تا 5 اجرا با این محوریت روی صحنه برود. چطور هالیودی ها آخرالزمان را با وهن میسازند؟ نباید ما حداقل به عنوان شیعه امام زمان بتوانیم در این زمین برای فلسفه انتظار کمکی کرده باشیم؟
در نشست رسانهای به مبلغی که تالار وحدت برای سالن میگیرد اشاره کردید. در این مورد بیشتر توضیح دهید.
فکر می کنم این روند که باید برای سالن پول پرداخت شودبه تئاتر لطمه می زند. امثال دکتر رفیعی و هادی مرزبان و خیلی از پیشکسوتان و بزرگان که سال های عمرشان را برای تئاتر گذارده اند حق شان است که اجرا بروند. تالار وحدت اگر جایی برای تئاتر دارد باید برای جماعت حرفه ای تئاتر و کسانی که تجربه تئاتر دارند و جور و مرارت تئاتر کشیده اند، برای احیا آن رنج برده اند باشد. نباید برای این کار فرهنگی بزرگ که هیچ حامی ندارد دغدغه پرداخت کرایه سالن وجود داشته باشد.
در چند سال اخیر می گفتند، هیچ حمایت مالی از تئاتر نمی شود و خودتان بروید اسپانسر پیدا کنید تا هزینه های کار شما را بدهد. حال می روید و اسپانسری پیدا می کنید که تئاتر را حمایت کند اما دیگر اسپانسر پول از کجا بیاورد که هزینه سالن را هم بپردازد؟! در حالی که می بینیم بعضی از مواقع آدم هایی روی صحنه می روند که نه سابقه و نه پیشینه ای دارند و تئاتری هم که اجرا می شود در شان تالارهای بزرگ نیست. این روز ها دوستانم درباره کارهایی که حتی ساختار درام ندارند، یک شو بدون مولفه های تئاتر هستند اعتراض دارند و این کاملا به حق است.
ولی شرکتهای بسیاری هستند که حتی با هزینه ای که برای سالن می پردازند سود مالی خوبی میکنند.
شاید شرکتهایی که برای موسیقی توانایی پرداخت دارند این کار را بکنند اما درباره تئاتر که در همه جهان مورد حمایت دولت قرار می گیرد ، موضوع اجاره سالن ها را باید از دوش گروه های تئاتر برداشت. بعد از دو سالی که تئاتر داشت رو به مردن می رفت ، می بینیم که وزیر ارشاد امسال را سال تئاتر نامگذاری می کند و رهبر نیز بر توجه بیشتر به تئاتر تاکید می کنند پس درخواست می کنم این بار را از دوش حرفه ای های تئاتر بردارند.
شما هم برای اجرای این نمایش مجبور به پرداخت اجاره سالن شده اید؟
باید از مهندس شفیعی تشکر می کنم که اگر حمایت و کمک و پافشاری و همراهی ایشان نبود قطعا نمی توانستم این نمایش را روی صحنه ببرم. بعد از سی و پنج سال که از پیروزی انقلاب می گذرد من نمایشی را که برای اولین بار با محوریت امام زمان (عج) که مستقیما به زندگی امام زمان(عج) می پردازد کار کرده ام. کار هم آن طور نیست که بگویید یک کار کاملا شعاری و سطعی است نه یک کار درام است. یک کار کاملا مدرن اتفاق می افتد . این کار باید حمایت شود.
این نوع نمایش شاید به مذاق افرادی که پیامهای مستقیم را می پسندند خوش نیاید. برای تاثیرگذاری بیشتر کار چه فکری کردید؟
در «مثل ماه برای آسمان» راجع به فلسفه انتظار صحبت می کنیم . چیزی که در جامعه ما و در آثار هنری کمتر دیده می شود. تا کنون ندیده ایم که نمایشی به قبل از تولد آقا تا عصر حاضربپردازد و فرازهای مهم زندگی مهدی موعود(عج) را به تصویر بکشد. ما در این نمایش بحث فلسفه انتظار و این که چگونه باید انتظار بکشیم را بیان کرده ایم تا هر قشری از جامعه به فراخور درک و دریافت خودش پیام آن را دریافت کند. این نمایش نیز بر اساس فرهنگ آیینی و ملی ما و آنچه خانواده های ایرانی به آن اعتقاد داریم تولید شد. اینقدر که می گوییم الهم الولیک الفرج ، باید برای فرج امام زمان(عج) کاری بکنیم و یکی از این کارها این است که در تئاتر هم کار فرهنگی درراستای فرج و در راستای فلسفه انتظار انجام بدهیم. باید نشان بدهیم چگونه مردمانی باید باشیم در زمان غیبت.
آیا نهاد و ارگان دولتی نیز از این کار حمایت مالی کرده است؟
فکر می کنم بعد از سی و پنج سال که از انقلاب اسلامی می گذرد باید همه نهاد ها و ارگان های فرهنگی به آن کمک کنند. نباید این طور مهجور واقع بشویم.
شما همیشه به موضوعات مذهبی علاقهمند هستید.دلیل توجه شما به موضوعات مذهبی و معنوی چیست؟
به هر حال کورش زارعی دو دهه سابقه مشخص در تئاتر ایران دارد. تئاتر حرفه ای ایران پیشینه من را می شناسد . اگر کاری را می کنم برای دلم و برای کمک به تئاتر ایران است.اعتقاد دارم که خیل عظیم مخاطب مردمی داریم که با تئاتر بیگانه هستند. رسالت تئاتر این است که برای مردم کار می شود. تئاتر برای قشر فرهیخته کار نمی شود. وظیفه ماست که بر مخاطبان تئاتر بیافزاییم. اگر نمایشی با اعتقادات آنها ، درگیری های اجتماعی و چیزهایی که با زندگی روزمره آن ها ارتباط دارد و با اعتقاداتشان هم راستاست روی صحنه برود می تواند آنها را جذب کرده و با تئاتر آشتی بدهد. اگر این نوع نمایش ها در سالن های مطرح کشور روی صحنه برود به تربیت مخاطب تئاتر کمک بزرگی شده است.
در جشنواره تئاتر فجر نمایشی را بر اساس آنتیگونه سفکل روی صحنه بردم به نام راکب که در جشنواره مورد تحسین قرار گرفت. در اجرای تئاتر شهر هم مورد استقبال و تحسین مخاطبان ، هنرمندان و منتقدین قرار گرفت. من این شکل تئاتر را هم بلدم. جنگولک بازی روی صحنه تئاتر هم بلدم اما اگر می روم کار مذهبی می کنم اولا به خاطر اعتقادات خودم است و شاید این که در این شکل از تئاتر بتوانم کمکی کنم. یادم نمی رود که در سال 79 وقتی جشنواره بین المللی تئاتر داشت برگزار می شد نمایشی از آلمان در صحنه تئاتر شهر روی صحنه رفت که در آن بازیگر آلمانی روی صحنه لخت شد و داشت جشنواره تئاتر فجر به تعطیلی کشانده می شد. کار به مجلس و دولت کشیده شد و داشتند جشنواره تئاتر فجر را تعطیل می کردند اما در همان جشنواره کورش زارعی نمایشی داشت به نام "فیروزه که می خواند"، یک نمایش آیینی و کاملا حرفه ای که مدیر وقت هنرهای نمایشی فیلم کورش زارعی را برد در مجلس و کمسیون فرهنگی نشان داد و گفت اگر آن نمایش در جشنواره چنین کاری را کرده ما چنین نمایشی را هم در جشنواره داشته ایم.
میخواهید بگویید اجرای این نمایش به نفع جامعه تئاتر است؟
آن سال نمایش «فیروزه که می خواند» متضمن جشنواره تئاتر شد. توانست دفاع از تئاتر بکند و جلو حاشیه هایی که برای تعطیلی جشنواره بوجود می آوردند گرفت. توانست نمایندگان مردم را قانع کند که تئاتر حیات خودش را داشته باشد. پس من اگر این شکل از تئاتر کار می کنم بخش عمده اش به نفع تئاتر و تئاتری است. بارها پیش امده و حرف زده اند که "ما به چه تئاتری کمک بکنیم؟ تئاتر آن تئاتری نیست که برای جامعه و مردم ما باشد." معتقدم این نوع نمایش ها می تواند برای کسانی که برنامه برای تئاتر می نویسند و بودجه برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم مشخص می کنند از تئاتر دفاع کند.تئاتر دینی در دفاع تئاتر کار می شود. در جمهوری اسلامی حیات تئاتر و دوستان تئاتری ام را تضمین می کند. می دانیم که گاردهایی علیه تئاتر وجود دارد. برای من این نوع تئاتر هم مخاطب جدید تئاتر را تربیت می کند و هم از تئاتر دفاع می کند.
کمی از تئاتر شما صحبت کنیم. نمایش شما به لحاظ محتوایی از دو بخش متفاوت تشکیل می شود که زمان حال و تاریخ را در برمیگیرد. از درون شخصیت مرد سرگشته به جهان نگاه می کند اما در تاریخ به واقع نمایی میرسد.
در دنیایی داریم به سر می بریم که پر از نسل کشی و بی عدالتی و ظلم و ستم است. ما داریم در دوران ظهور به سر می بریم و خیلی ها معتقدند ظهور اتفاق افتاده ولی ما از درک آن عاجزیم. هر گوشه دنیا را که نگاه کنید مردم از شرایط زندگی راضی نیستند. ظلم انقدر به مردم فشار آورده و دور و برشان تنیده شده که مردم را از زندگی واقعی دور کرده و در امان نیستند. در سوریه ، عراق ، اوکراین ، یمن ، اروپا و... دنیای پر از آشوب و مردمانی که سرکشته و حیران هستند را می بینید. با این حال همه ادیان معتقدند که روزی منجی خواهد آمد. بودایی ها به آمدن بودا اعتقاد دارند و زرتشتیان از آمدن منجی می گویند ، مسلمانان مهدی موعود را انتظار می کشند و مسیحیان از آمدن عیسی می گویند و شرایط طوری است که منتظر آمدن موعودی که می آید و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد هستند.
و مرد سرگشته شما نماد این گسیختگی است؟
مرد سرگشته ما از این دنیا به سطوح آمده و دنبال منجی است. در شروع نمایش وقتی او را می بینید که دنیای مدرنیته و پر از هیاهو و جنگ او را به ستوه آوده ، در جای جای اجتماع به دنبال منجی می گردد . به دنبال کسی که او را نجات بدهد. به هر حال مرد سرگشته ما نماد و ثمبل بشریت است. بشریتی که دارد تلاش می کند که به یک آرامش روحی و قلبی برسد. او با آدم هایی که او را مانند گوشت قربانی پرتاب می کنند روبرو می شود و راه می افتد. وقتی حرکت می کند در می یابد که باید برای این که به منجی دست پیدا کند یک سیر تاریخی جدیدی را در درون و وجود خودش انجام بدهد تابرسد به نقطه ای که آن منجی را بشناسد.
چرا بخش تاریخ در نمایش شما واقع نمایانه است؟
می خواهیم به سراغ اصل مطلب برویم. ما همه برای فرج دعا می کنیم اما شناختی از امام نداریم. قبل از انتظار باید او را بشناسانیم. وارد تاریخی می شویم که سیر تاریخی را نشان بدهیم و شرایط امنیتی و خفقان آن دوران ، شرایط پدرش و شرایط آن دوران را تصویر کرده ایم. معرفت را و اینکه چطور باید به آن معرفت برسیم را ارائه می دهیم. مرد سرگشته بهانه ای برای تحول خود و معرفت و شناخت تماشاگر است. در داستان تذویر انار، امام می گوید خداوند زمین را هیچ کاه بدون حجت نگذاشته و شناختن آن حجت مهم است. سعی می کنیم به آن معرفت و شناخت برسانی.