۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
18:40
کد خبر : 8563361
۱۶:۱۹

۱۳۹۴/۰۶/۱۰
حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی:

انتشار این حرفها «جگر» می‌خواهد!

روزی خدمت رهبری انقلاب بودم که فقیه رییس محترم دادگستریِ وقت هم تشریف آوردند و آقا.....

خبرگزاری بسیج – استاد ارجمندمان جناب حاج حیدر رحیم پور، در پی اصرار خبرگزاری بسیج مبنی بر ارسال مطالب عدالتخواهانه‌شان، یادداشتی فرستادند که متن آن به شرح زیر است.

انا لله و انا الیه راجعون!

آیه‌ی آغاز نوشتارم برای خبرگزاری بسیج اشاره ای است به پیشامدهای خطرناک پس از نوشتارهایی که مورد خشم زر و زور و تزویر و استکباری پنهان در لابلای نهادهای اداری انقلاب پنهان.

خوب به یاد دارم که در سرآغاز پیروزی انقلاب در روزنامه کیهان و مجله صبح آقای نصیری آن چنان می نوشتم که قدرت هایی که با اقتصاد مقاومتی مخالفتی داشتند و خواهان هرج و مرج اداری بودند، نوشتارم اندکی از چربی نان‌شان را گرفته بود! لذا سخت کمر به نابودی‌ام بستند و اتفاقا خیلی خیلی هم موفق گردیدند! و کوتاه سخن اینکه؛ خام بُدم؛ پخته شدم، سوختم!

بنابراین دیگر نه من جگر نوشتارآن گونه نقادی ها را دارم و نه هرگز رسانه‌ها در تمدنی که اندک اندک به دموکراسی غربی خو گرفته است جگر نشر آنگونه نوشتارها را دارند!

با همه اینها نمی دانم چرا خانم زهرایی که در دوران دانشجویی ماشین‌نویس و ویراستار مقالات من بوده است و پس از آن که با معدل 18/5 در فوق لیسانس رشته کشاورزی خبرنگار خبرگزاری بسیج گشته است سخت از منِ زمینگیر خواستند دگر بار برای بسیج، گونه‌ای از نوع مقالات سرآغاز انقلاب را بنویسم و ریاست این خبرگزاری، آقای دکترعلوی که به یاری چند کلمه سخنان تلفنی حضرتشان دریافتم که ایشان هم تن‌شان می‌خوارد(!) با من تماس گرفته و به گونه ای سخن می فرمودند که مجبور شدم اکنون که 3 بعد از نصفه شب است این مقاله را نوشته و ارسال دارم. به عنوان زنگ خطری تا صرفا به اشاره، گزارش داده باشم که انگشت در لانه افعی کردن تا به آنجا خطرناک است که هرکسی به نقادی آنان پردازد سرآغاز باید این آیه را بخواند و تحمل هر گونه محرومیتی را داشته باشد و دیگر در خواب شب خود هم نشستن بر کرسی های بلند را نبیند!

با همه این تذکرات چند سطری از چند مقاله آن روزها را بازنویسی می کنم تا کاری که می خواهید به پیش بگیرید را سبک و سنگین کرده و سپس پای به میدان نهید.

در روزگاری که دادگستری فرهنگ غربی، قضاوت کردن را آغاز می کرد من و مهدی نصیری هریک به شکلی به نقد دادگستری پرداختیم. گرچه جان آن نوشتار برای ما کمر شکن بود! اما برای سیر انقلاب فایده داشت. زیرا گرچه مسئولان بالا، نوشتار را پسندیده بودند، لکن خشم ادارات، چون آتشی ما را می سوزاند.

چندین سال پیش از این، روزی خدمت رهبری انقلاب بودم که فقیه رییس محترم دادگستریِ وقت هم تشریف آوردند و آقا از باب خوش طبعی به ایشان فرمودند: آقای فلانی! آن کسی که آن چیزها را در مجله صبح می نویسد همین آقاست و همین جا خوب جایی است برای دستگیری ایشان. ریاست دادگستری هم به عنوان تشکری عملی مرا در بغل گرفتند و پیشانی مرا بوسیدند. و من بی‌چشم و رو! به پاسخ این لطفشان دگر بار نقدی بر دادگستری نوشتم! شاه شاخه‌ی نوشتارم این بود.

اگر درب این دادگستری را تخته فرمایید و از همین فردا پرونده‌ها را به بقال‌های سر کوچه ها بسپارید و اگر پرونده ای نیاز به حکم شرعی دارد قضاوت آن را به آخوند مسجد همان محله واگذارید سوگند به خدا و ایمانم که احکام صادره آنان هم به شرع مقدس نزدیکتر است و همی به جان قوانین انقلاب اسلامی و نیز مردم پسندتر است. در مورد وزارت کشاورزی و امور پشتیبانی دام نیز که کشور تولید کننده‌ی گوشت را اینک مجبور کرده است گوشت های این چنینی را هر کیلو به قیمت 5راس دام آن روزخریداری کنیم و همچنین پیرامون وزارت کار که بزرگترین مانع کار و وزارت کشور که هیچ گاه مرد کار نبود و البته همیشه مرد سخن رانی بود! و تلخ تر از همه برای استکبار وارداتی و عمال اداری شان نوشته بودم:

سوگند ، سوگند که مبارزات ادارات و مانع تراشی آنها برای کار و تولید به مراتب خطرناک تر از محاصره اقتصادی دشمن است...

القصه؛ پُر چنین انتقاداتی نوشتم و پُر، چوبهایش را خوردم! و تا به امروز هر روزی به شکلی می خورم...

سرورم! آقای دکتر علوی مسئول خبرگزاری بسیج مستضعفان؛ اگر اینگونه نوشتار را در سایت خود لایق نشر می دانید؛ دستور فرمایید تا من دگربار در سن 83 سالگی به ساختار لعین اداراتی پردازم که انگلستان در دوران قجرها برای مان ساخته است و آمریکا و اسرائیل دوران پهلوی به کام خود پرداخته اند.

ما خواستیم و همچنان می‌خواهیم که احکام انقلاب اسلامی؛ اسلام غدیری را در ادارات خود پیاده کنیم. لذا پُر نقد نوشتیم و شاه بیت نوشتارمان اینکه «فقیهان می گویند اگر پاک ترین و حلال ترین غذاها را در ظرف نجسی بریزید آن غذا نیز خوردنش حرام و نجس می گردد و پزشکان می گویند اگر شفابخش ترین داروها را در ظرف مسمومی بریزید آن دارو خود؛ آدم‌کش می گردد!» و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

سرورم اگر خواستید باز هم برای خبرگزاری‌تان بنویسم این نوشته را در سایت خود نشر داده و زیر نوشته نظریات خود را درباره عقایدم نوشته و مرا ارشاد و جامعه را از صدمات آینده‌ی پرخطر خود آگاه سازید.

...................................................................

جناب حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی

باسلام و تحیات

وصول نوشته‌ی سرشار از دردمندی استاد عزیزمان، به خبرگزاری بسیج مایه‌ی شعف بنده و یکایک همکاران گردید. استوانه‌های اسلام و انقلاب، آن مفت‌خورهای شکم‌باره‌ای نیستند که روزی به نام توسعه‌ی اقتصادی؛ تسمه از گُرده‌ی مستضعفان و مالکان حقیقی انقلاب کشیدند و روزی دگر؛ سر از فتنه‌های صهیونیستی و حمایت از اولاد وحشی و غارتگر و دزد و جاسوس خویش در آوردند! استوانه‌های اسلام و انقلاب، نه آن مسئولین وطن‌فروش و لامذهب، بلکه عدالتخواهانی چون شمایند که نه از کیسه‌ی انقلاب، زری برای خویش اندوختند و نه هیچگاه خویشتن را طلبکار مستضعفان پنداشتند.

برای خبرگزاری بسیج که در دوره‌ی خادمیّت این حقیر بنای خویش را بر صیانت از حقوق الهی مستضعفان نهاده؛ سبب افتخار دنیا و عقبی خواهد بود که جنابعالی بار دیگر به سان صدر انقلاب، سلاح قلم در دست گیرید و تن مستکبران را از این تریبون الهی بلرزانید!

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

کوچکترین بنده‌ی خداوند رحمن و رحیم

سید حسین علوی

10 شهریور 1394


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید