طبق آمار خودِ دولتمردان، تا سال ۱۴۰۰، حدود هفت میلیون بیکار خواهیم
داشت که ۳۶ درصد این بیکاران تحصیلکرده هستند. در خوشبینانهترین حالت،
نرخ بیکاری که هماکنون 10 درصد است، به ۱۶ درصد میرسد و در
بدبینانهترین حالت، بیکاری به ۲۸ درصد میرسد که نرخ بیکاری ۲۸ درصدی
یعنی وحشت. این همان آماسی است که پشتسرِ دولت و کارهای مثبت او قرار
دارد. این خطرِ نبود اشتغال مثل یک بادکنک میماند که هر روز بزرگ و
بزرگتر میشود و این چالش حتی میتواند به میدانی برای مسائل سیاسی تبدیل
شود و رقبا روی این جریان سوار خواهند شد. اگر نگاهی به دولتها داشته
باشیم، میبینید دولت بعدی عموماً روی آماس دولت قبلی سوار میشود و با آن
ابزار بالا میرود...
حدود چهار میلیون تحصیلکرده ظرف دو سال دیگر با مشکل اشتغال مواجه خواهند
بود، حالا دولت هر چقدر هم از کارکردهای مثبت خود مثل کاهش تورم و حلوفصل
روابط بینالملل بگوید، باز هم پدر خانواده با یک درآمد باید تکفل چندین
فرزند تحصیلکرده لیسانس، فوقلیسانس و دکترای خود را برعهده گیرد؛ فکر
میکنید قابل تحمل است؟