
یکی از دعوتشدگان به این نشست داود امیریان، از نويسندگان کشورمان بود. در حاشیه این نشست با او به گفتگو نشسته و از علل موفقیت هاي وي، آسیبهای تهدیدکننده ادبیات دفاعمقدس و نقش آذربایجان و لشکر عاشورا در طول ایام جنگ تحمیلی پرسیدیم. متن زير، حاصل اين گفتگوهاست؛
همیشه تلاش کردهام، نگاهی به دور از شعار و دروغ به موضوعات داشته باشم.
اعتقادم بر این است؛ بهترین تکنیک نوشتن، صمیمیت و صداقت است. برخي از نویسندگان
با دروغپردازی، تلاش میکنند مطلبی را به مخاطب تفهیم كنند که همین امر موجب مي
شود تا مخاطبگریزی اتفاق بیفتد. اگر ما تنها واقعيت ها را بدون استفاده از تکنیکهای
رایج به مخاطب منتقل كنيم، موفق شدهایم کارمان را بهدرستی انجام دهیم. نباید
فراموش کنیم، رزمندهای که در جبهه حضور پیدا میکرد، فردی بود معمولی، مثل من و
شما. از همین طیف مردم. بچهی همین باغمیشه، گجیل قاپیسی، مارالان و لاله. فوتبال
بازی میکردند، شیطنت میکردند، از جیب پدرشان پول کش میرفتند و ... ولی خب در
کنار همهی این رفتارها، راه درست را انتخاب کرداند و به مقصدشان نیز رسیدند.
انتخاب راه درست موجب شد خداوند گلچینشان كرده و دروازه شهادت را به رویشان باز كند.
آنها شهید شدند و ما ماندیم. فکر میکنم علت اصلي موفقیت کارهای بنده نیز در این
باشد که تنها واقعیات را مینویسم. شهید را آنطوری که بود نشان میدهم. مخاطب نیز
از این روراستی من خوشش میآید و با اثر همراه مي شود. حضرت علی میگوید: «وقتی با کودکان صحبت میکنید باید با زبان خودش با آنها حرف
بزنید». متأسفانه برخي از ما، ابزار و عناصر این زبان را بلد نیستیم. فرض کنید فردی
با استفاده از زبانی یکسان از جانب یک رزمنده و هم یک کودک پنج ساله حرف میزند.
این اصلاً درست نیست. نگاهها و لحنها متفاوت است و بايد این تفاوت در اثر کاملاً
مشهود باشد. من به نوعی خاص با همسرم حرف میزنم و به گونهای دیگر با فرزندم.
تفاوت در گفتگوها باید مشخص باشد. قرار نیست به یک شکل با مخاطبان خود ارتباط
برقرار كنيم. زمانیکه برای کودک و نوجوان مینویسیم، بايد زبان آن قشر و ابعاد
مختلف شخصيتي آن ها را کاملاً بشناسیم تا موفق شویم ارتباط منطقی با مخاطب خود
برقرار كنيم. ما باید آن زبان و نگاه خاص را پیدا
کنیم و این امر فقط با تمرین و ممارست به دست میآید. اوایل بنده نیز دچار اشتباه
میشدم ولی همین آزمون و خطاها و تمرین و ممارستها موجب شد تا زبان مختص هر قشر را
بشناسم. زمانيكه برای کودکان مینویسم، تلاش میکنم واقعاً برای آنها و از زبان
خودشان بنویسم. در این راه باید از تجربیات هم استفاده کنیم. غرور و خودبینی را
کنار گذاشته و از آنهایی که در راهی موفق شدهاند، علت موفقیتاش را بپرسیم تا
زودتر به هدف برسیم. تحریف نخستین و مهمترین آسیبی است که ادبیات دفاعمقدس را تهدید میکند. عامل
مهم دیگر اینکه برخي از رزمدگان فکر میکنند اگر خاطرات خود را بیان کنند، ریا میشود.
این نیز تفکر غلطی است که موجب خواهد شد بسیاری از واقعيت ها بیان نشود و پس از
مدتزمانی با فوت همان فرد، دستمان از این خاطرات کوتاه شود. زمانيكه فرد صادقی
نیاید و احادیث پیامبر را بیان نکند، فردی همچون ابوحریبه وارد عمل شده، احادیث
جعلی را رواج میدهند که اصلاً در شان پیامبر نيست. در زمان حاضر نیز زمانيكه
رزمندگان اتفاق هاي دوران دفاع مقدس را روایت نکنند، دیگران واقعيت ها را تحریف
خواهند كرد. همانطور که رهبر فرزانه انقلاب فرمودند: «تبریز سر ایران است». هیچوقت نمیشود
منکر نقش لشکر عاشورا شد، در زمان جنگ هر کجا که کار گره میخورد از رزمندگان لشکر
عاشورا مدد میگرفتند. کورگرههای زیادی را باز کرده بودند. مردان این لشکر سلحشور،
جنگنده و البته، شوخطبع بودند. زبان ترکی، زبان خاصی است و طنز و کنایهاش خیلی
به هم نزدیک. بستر خوبی است برای طنازی. دعا میکنم این طنازهای تبریزی وارد عرصه شده
و همچون زمان جنگ جریانساز باشند.