روحانی که بلافاصله پس از حوادث پاریس برای اولاند پیام فرستاد، پس از گذشت دو روز از حوادث لبنان برای این حادثه پیام صادر کرد.
این بار نیز در فاجعه نیجریه سکوت روحانی مسئله دار است. پیشتر داریوش سجادی فعال اصلاح طلب رفتار روحانی را یک «گاف» عنوان کرده و می نویسد: اگر صدها مقاله توسط مخالفان روحانی از باب فقد روحیه خودباورانه و اسلام باورانه ایشان نگاشته می شد هیچکدام به اندازه عمل ناشیانه و متناقض ایشان در قبال ترور در بیروت و پاریس توانائی اثبات چنان ادعائی را نداشت. مهم تر آنکه روحانی یک مشاور و کارشناس زبده نیز در کنار خود ندارد تا به ایشان بگویند باید در مورد عملیات تروریستی لبنان بلافاصله موضع گیری می کردند و این که ایشان بعد از 48 ساعت و بعد از حادثه تروریستی پاریس و بعد از ابراز تسلیت و محکومیت جنایات داعش در فرانسه و ابراز هم دردی با مردم این کشور متوجه «گاف» خود شده و آنگاه بمنظور رفع تکلیف یک پیام تسلیت از سر سیری و از موضع «ببخشید که مُرد»! نیز برای عملیات داعش در لبنان صادر کنند؛ چنین عملی «انجام ندادنش» ارجح بر «انجام دادنش» بوده و اسباب اثبات تصنعی بودن چنان «استمالت با تاخیر شده» که بشدت نیز قابل شماتت است.
پیام دیر هنگام روحانی در حالی داده شد که حزبالله لبنان در خط مقدم محور مقاومت در مقابل تروریستهای داعش قرار دارد و همواره بهعنوان سد راه گروههای تروریستی تکفیری در منطقه عمل کرده و در سوریه نیز بهطور مستقیم به مقابله با گروههای تروریستی رفته و اقدامات مثبت و قابلتوجهی در این زمینه از سوی حزبالله انجامگرفته است.
شاید تلخی این موضوع آنجا بیشتر نمایان شود که رییس جمهور کشوری شیعه حتی به شکلی برابر هم برای کشتارها و تروریسم موضع گیری نمی کند.