۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
19:53
کد خبر : 8609080
۱۵:۰۸

۱۳۹۴/۰۹/۲۹

واکنش دانشگاه تهران به یک سرقت بزرگ چیست؟

در دانشگاه‌های خارجی به یک هزارم چنین سرقت‌هایی مادام‌العمر از فعالیت دانشگاهی منع می‌شود. حال وزارت علومِ دولت راستگویان، که بسیار وعده داد بود که بساط فساد را از این کشور این کشور جمع کند، نسبت به این مسئله چگونه واکنش نشان می‌دهد؟
به گزارش خبرگزاری بسیج، چند ماه پیش بود که خبر سرقت علمی یکی از اساتید برجسته فلسفه دانشگاه تهران، فضای دانشگاهی کشور را در برگرفت.اتفاقی که بعدها با پیگیری دانشجویان و اساتید دیگر این رشته دانشگاهی با مدارک قابل‌توجهی به اثبات رسید. این پرونده ظاهرا هم اکنون به مراحل رسیدگی است و شنیده‌ها حاکی از این است که جریمه درنظر گرفته شده تناسبی با عمل انجام شده ندارد. محمدرضا محمدی یکی از دانشجویان فلسفه  متنی در این باره نوشته است و ارسال کرده است. تسنیم بدون قضاوت متن او را منتشر می‌کند.

اوضاع فلسفۀ دانشگاهی در ایران خوب نیست. این را از هر استاد و دانشجویی که بپرسی تایید می‌کند. اگر زمانی ایران سرآمد فلسفه در جهان بود و می‌توانست ابن‌سیناها و بهمنیارها و ملاصدراها و علامه‌طباطبایی‌ها را به رخ جهان بکشد، اکنون از فلسفه در دانشگاه‌های ایران جز جسدی نیمه جان باقی نمانده است. جز چند نفر انگشت شمار از استادان و دانشجویان ایرانی در نشریات بین‌المللی فلسفه حضوری ندارند – و البته در ایران هم خیلی جدی گرفته نمی‌شوند - و کیفیت کارهایی که به زبان فارسی منتشر می¬شود بیشتر به شوخی شبیه است. شاید تنها امید برای زنده ماندن فلسفه در ایران را باید در جایی در غیر از دانشگاه جست، یعنی در حوزه و جایی که بزرگانی نظیر آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌الله مصباح و بزرگان دیگر و البته شاگردانشان مشغول تحقیق و تدریس‌اند. اما حتی اگر وضع فلسفۀ دانشگاهی در ایران خوب نباشد، اگر صداقت و پاکی در بین باشد می‌توان امید داشت که زمانی این مشکل حل شود. اما متاسفانه یک رسوایی که حدود یک سال پیش به وجود آمد شکی جدی در این مسئله به وجود آورده است.

13 آبانِ سالِ گذشته بود که دیلی‌نوس، یکی از مشهورترین وبسایت‌های فلسفی به زبان انگلیسی، یادداشت میهمانی منتشر کرد که در آن نشان می‌داد تنها استاد تمامِ گروه فلسفۀ دانشگاه تهران، در پایان‌نامۀ دکتری‌اش در دانشگاهِ دارامِ انگلستان دست به سرقتِ علمیِ گسترده‌ای زده است. در واقع آن طور که این یادداشت نشان می‌داد، و هر کس که خود آن را بررسی کند به صحت آن پی خواهد برد، بخش عمده‌ای از این پایان‌نامه را این استاد دانشگاه تهران کلمه‌به‌کلمه از کتابی دزدیده است که در سال 1974 دربارۀ ابن‌طفیل منتشر شده است. جالب این‌که کلِّ مساهمت ایشان در این متن این بوده است که همه جا به جای «ابن‌طفیل» بنویسد «ملاصدرا». این پست سروصدای زیادی در مجامع فلسفی ایران به پا کرد. دانشجویان و استادان خود این متن را بررسی کردند و بعد از اینکه سرقتِ علمیِ آقا برایشان محرز شد دست به اعتراض زدند.

اما متاسفانه ماجرای تحلفاتِ علمیِ این استاد به همین‌جا ختم نشد. اولین مسئله این بود که مشخص شد ایشان ظاهراً با بورسیه‌ای از طرف دولت به دانشگاه دارام رفته‌اند، آن هم زمانی که نقداً مدرک دکتری داشته‌اند و طبق قانون کسی که نقداً دکتری داشته باشد نمی‌تواند برای همان مقطع دوباره بورس شود. اما حتی اگر این مسئله درست هم باشد، در برابر ابعادِ گسترده‌ای که این رسوایی داشت چیزی به حساب نمی‌آید. پس از مشخص شدنِ اینکه بخشِ عمده‌ای از پایان‌نامۀ ایشان دزدی است، کسانی دست به کار شدند تا دیگر آثار منتشر شده از ایشان را بررسی کنند. مع‌الاسف مشخص شد که بسیاری دیگر از آثار منتشرۀ ایشان به همین سبک و سیاق فراهم شده است. یعنی مقاله‌ای – که معمولاً مقالۀ خوبی بود – را از ژورنالی معتبر برداشته‌اند و تنها تغییری که در آن ایجاد کرده‌اند نام نویسنده و احیاناً عنوان مقاله بود و آن را در جاهای دیگری به نام خودشان منتشر کرده‌اند.

حتی در مواردی این مسئله به اطلاعِ خودِ ژورنال‌هایی که این مقالات را به نام ایشان منتشر کرده بودند رسیده و آنها آن مقاله را از سایت خود حذف کردند و بعد از عذرخواهی از اینکه متوجه سرقت نشده بودند، این کار را تقبیح کردند. از جملۀ مجلۀ ارگانون اف که تایید کرد که مقاله‌ای که به  نام ایشان منتشر کرده بوده، طابق النعل‌بالنعل از مقاله ای از اندرو اِن. کارپنتر برداشته شده بوده است. اما ماجرا دنباله دار بود. مشخص شد که این آقا چندین کتاب منتشر کرده‌اند که هیچ نسخه‌ای از آن‌ها در هیچ‌کجا – حتی کتابخانۀ دانشگاه تهران - و احتمالاً اساساً کتابی در جهان خارج وجود ندارد و ایشان تنها عنوان‌هایی را به نامِ خود ثبت کرده‌اند.

پس از دامنه‌دار شدنِ رسوایی و برخاستنِ صدای اعتراض تقریباً تمامی اهل فلسفه در ایران، دانشگاه تهران حدود یک سال – در تاریخ دهم آذر ماهِ 1393 - پیش بیانیه‌ای صادر کرد و در آن قول داد تا «شایعاتِ مبنی بر عدم امانت¬داریِ علمیِ یکی از اساتید دانشگاه» را بررسی و نتیجه را اعلام کند – این اطلاعیه اکنون از سایت دانشگاه تهران حذف شده است.

از اینکه سرقت¬هایی چنین واضح – که هر کس با صرف چند دقیقه وقت و یک جستجوی اینترنتی می‌تواند به صحت آنها پی ببرد – شایعه خوانده شده است می‌گذریم. حال شنیده شده است که هیئت تخلفات اداری دانشگاه تهران پس از یکسال حکمی صادر کرده است که بیشتر به شوخی شبیه است. پس از یکسال – که قاعدتاً انتظار این بوده که ماجرا به دست فراموشی سپرده شود – حکمِ این استاد یکسال انفصال از خدمت تعیین شده است. حکمی بسیار ضعیف‌تر از چیزی که انتظار می‌رفت. باید دقت کرد که ایشان  اگر با آن مدرک دکتریِ کذاییِ مبتنی بر دزدی استاد دانشگاه تهران نشده باشند – که البته احتمالی ضعیف است – لااقل ارتقایِ شغلیِ ایشان از استادیار به استاد تمام مبتنی بر آن آثاری بوده است که اکنون مشخص شده بخش عمدۀ آنان سرقت بوده است. در این شرایط حداقل انتظار این بود که ارتقای ایشان ملغی اعلام شود و اگر از دانشگاه اخراج نمی¬شوند، حداقل بازنشسته اعلام شوند تا دیگران مانند ایشان تشویق به دزدی نشوند. لازم به ذکر است که در دانشگاه‌های خارجی به یک هزارم چنین سرقت‌هایی – حتی در حد یک یا دو صفحه، نه همۀ چیزهایی که فرد در طول حیات آکادمیک خود منتشر کرده است – مادام‌العمر از فعالیت دانشگاهی منع می‌شود. حال وزارت علومِ دولت راستگویان، که قرار بود بساط فساد را از این کشور جمع کند، نسبت به این مسئله چگونه واکنش نشان می‌دهد؟


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید