
اگر دفتر خاطراتمان را ورق بزنيم يا در پستوي ذهني خود به شب هاي امتحان برسيم، به ياد خواهيم آورد چه هول و هراسي در آستانه امتحانات از جمله امتحانات دي ماه بر ما مستولي مي گشت و آرامش پس از امتحان وابسته به استحصال نتيجه مطلوب بود.
دي ماه 88 امتحان بزرگ ملت ايران در برابر فتنه بود كه با بوق و كرناي رسانه هاي خارجي و داخلي وابسته به غرب مي رفت تا اقيانوس يكپارچه ملت ايران را به تلاطم بياندازد ولي اين امواج خروشان مردم، با بصيرت اعماق وجودشان در 9 دي بود كه به ساحل آرامش رسيد.
از تفاوت هاي فتنه 88 و حماسه 9 دي اين بود كه بازيگردانان فتنه عمال خارجي و بازيگرانش داخلي بودند ولي كارگردان و بازيگران حماسه 9 دي خود مردم شدند.
زماني كه به نقش آفرينان فتنه 88 نگاه مي كنيم به خواصي بر مي خوريم كه خاص بودن خود را در خواست هاي دنيوي گم كردند و به خيال حج، كج رفتند.
فتنه گراني كه دم از آزادي مي زدند ولي به اسوه آزادي(امام حسين(ع)) اهانت كرده و با به عزا نشاندن پرچم عزايش، آن را آتش زدند.
سران فتنه اي كه پيش از انتخابات كتاب قانون دست گرفته و جار زدند ولي پس از انتخابات از نخستين كساني شدند كه قانون را با قانون شكني دار زدند.
«برتولت برشت» از شاعران آلماني بود كه اعتقاد داشت آنكه حقيقت را مي داند ولي انكار مي كند، تبهكار است و به واقع اين ها تبهكاراني بودند كه حقيقت را به نفع خود مصادره كرده و با واژه تقلب آن را قوام دادند.
و باز اين ملت هميشه در صحنه ايران بود كه به تبعيت از ولي فقيه خود، شاگرد اول امتحان لقب گرفته و در 9 دي حماسه اي خلق كردند كه 20 شدند، حماسه ای که بر خلاف دیگر حماسه ها که پس از مدت ها حادث شدن خود را نشان می دهد در همان لحظه حادث شدن جلوه کرد و ماندگار شد.
میرحسین بنی هاشم