انتشار این خبر هولناک همچنین باعث شد تا شاعران دردمند و مردمی با ابزار قریحه و هنر خود آنچه تمام سیاستمداران در گفتن آن ناچار به رعایت مناسبات سیاسی هستند بهصراحت بیان کنند. سرودههاي شاعران خوش قریحهی حرفهای و آماتور در این میان بهسرعت وارد شبکههای اجتماعی شد و در میان امواج پیامهای تسلیت مخاطبان در اپلیکیشنهای پیامرسان دستبهدست شد. اشعار بسیاری که بعضي بدون هیچ نام و نشانی از سراینده گویای غم و اندوه برخاسته از این اقدام مذبوحانه و جنایتکارانه آل سعود بود.
عباس احمدی در شعری که ابتدای آن گفته با یاد شهید شیخ باقر النمر و دیگر شهدای شیعه عربستان سروده، چنین گفت:
کشتههای منا فقط بس بود تا جهان از تو منزجر بشود
میزنی سنگ و غافل از اینکه، نور آیینه منکسر بشود
ای تجلای صهیونیسم عرب، قاتل کودکان شام و حلب
فکر آنی که دین و اصل و نسب در نتاج تو منحصر بشود؟
از عراق و حجاز تا به یمن، هم ز دریای فارس تا به عدن
تو مپندار ملک اهلالبیت خالی از باقر النمر بشود
رسم ما رسم آن جماعت نیست که به لب مهر خامشی زدهاند
تا مبادا روابط حسنه، با شما گرگها کدر بشود
باز جوشیده است خون حسین از قطیف و مدینه و بحرین
هر قدر بیشتر شهید کنید، بیشتر زخم، منتشر بشود
آی ای تولههای بو سفیان، آل نحس خلیفه و نهیان
هست تا نسل بوذر و سلمان، بیشتر شیعه مقتدر بشود
آید از آن عقال و دشداشه بوی مردار و جیفه و لاشه
یا علی گفته میکشم ماشه، نسل وهاب منفجر بشود
آسمان بغض در گلو دارد، تشنه نغمه انا المهدی است
شیعه را شور تشنگی باید، شیعه باید که منتظر بشود...
علیاکبر لطیفیان دیگر شاعر نامآشنا در رباعی خود در مدح شیخ نمر چنین سرود:
دینی که قیام ندارد دین نیست
در مکتب ما حرف ببین، بنشین نیست
با سر علم فاطمه را بالا برد
از شیخ نمر توقعی جز این نیست"
علی علیخانی نیز خطاب به آل سعود چنین سرود:
" گر تو صدها چون نمر اعدام و سرکوبش کنی
شیعه چون عمار و سلمان، پای عهدش باقی است
ریشهات را میزنم، اذنم دهد "سید علی"
جام "احلی من عسل" اینجا به دست ساقی است"
وقتی خبر رسید و دلم بی قرار شد
ابیات نو رسیده من داغدار شد
پیشانی زمین عرق شرم ریخته است
دست خودش نبود اگر شرمسار شد
کشتند عشق را و جهان هم سکوت کرد
دنیا چقدر مرده و بی اعتبار شد
خونی که ریختند مدال شهامت است
دیدیم اینکه خون سند افتخار شد
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
حسین صیامی هم در تازهترین سروده خود در رثای شیخ گفت:
الحق که نام شیخ نمر ماندگار شد
از خون این شهید زمستان بهار شد
هر که با عشق علی خو کرده تاوان میدهد
مثل یاسی بین آن دیوار و در جان میدهد
عشق حیدر، با سرشک و خون به امضا میرسد
عشق حیدر بر جنون سینه درمان میدهد
ما سپرهای نبرد و مرد میدانهای رزم
عشق حیدر بر مرام مرده ایمان میدهد
در کنار شعرای نام آشنا، بودند شاعران گمنامی نیز که در توفان اشک و نفرت تماشایی مردم ایران، سرودههای دلنشینی را سرودند، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
عربستان دچار خواهد شد
بعد از این تار و مار خواهد شد
این دم ریخته بر روی زمین
یک دم ذوالفقار خواهد شد
***
شده اسلام کشی رسم مسلمانیها
نیست اسلام، مسلمانی این جانیها
ای صبا!منتقم خون نمر درراه است
این خبر را برسان بر عربستانیها
***
مانند تو غرق نور میباید زیست
در حسرت چشمان تو خورشید گریست
ای سرو! تبر در تو ندارد تأثیر
در چشمه خون خویش هم راست بایست
این اشعار شاید نتواند دردی از دل مسلمانان و آزاده خواهان در قبال این حادثه اسفناک بردارد اما با انتشار آن در شبکههای اجتماعی راهی است تا صدای اعتراض، انزجار و ابراز همدردی با شیعیان مظلومان جهان به گوش غاصبان و جلادان داعشی، تکفیری، وهابی و دست نشاندههای رژیم صهیونیستی و نژاد ناپاک آل سعود برسد تا "ای صبا!منتقم خون نمر در راه است..."