به گزارش خبرگزاری بسیج از لرستان،همانطور که می دانید بر خلاف بسیاری از استانهای کشور، استان لرستان نمایندگان آنچنان مطرحی در سطح ملی نداشته است و رای به اکثر آنها نیز فقط در یک دوره بوده است‼️
برای پاسخ به این سوال که چرا اکثر وکلای مردم لرستان در ادوار مختلف مجلس نتوانسته اند اعتماد مردم را جلب و خود را در سطوح ملی مطرح کنند باید آسیب شناسی جامع و تحقیق وسیعی صورت گیرد ولی اجمالا دلایل ذیل را می توان در رابطه با این موضوع مطرح کرد:
فرهنگهای غلط انتخاباتی:
در این خصوص می توان گفت که طایفه گرایی یکی از فرهنگ های غلط انتخاباتی در لرستان محسوب می شود.
آیا زمان آن نرسیده است از خود سوال کنیم اگر رای ما به هم طایفه ای خودمان در این سالها درست بوده است، چرا بار دیگر در پای صندوق رای آنرا تکرار نکرده ایم؟
چرا پس از چهار سال حتی هم طایفه ای ها هم دیگر حاضر نیستند رای خود را تکرار کنند؟
اگر بپذیریم اینکه نماینده هم طایفه ای ما هست برای طایفه افتخاری است، آیا نباید بپذیریم عملکرد ضعیف نماینده هم طایفه ای ما نیز آبروی طایفه را به خطر می اندازد؟
نوع نگرش به نماینده چه توسط مردم و چه توسط خود نماینده:
مردم ما به نوعی توقعاتی که تاکنون هیچ ریاست جمهوری هم برآورده نکرده است را از یک نماینده که بخش کوچکی از قوه مقننه است دارند.
نامزدها هم اکثرا بجای روشنگری و تبیین وظایف و حیطه اختیار نمایندگان به وعده دادنهای توخالی روی می آورند.
یقینا پشت هر نامزدی پس از رای آوردن در زیر وعده های شخصی و عمومی عمل نشدنی که به مردم داده است خواهد شکست و نوعی ناامیدی هم در رای دهندگان ایجاد خواهد شد که بخشی از آن ممکن است با عدم تکرار رای قبلی به نماینده، تبلور یابد.
وامدار شدن نماینده به صاحبان زر و زور:
یکی دیگر از مشکلات وامدار شدن بسیاری از نامزدها در جریان تبلیغات انتخاباتی به صاحبان زر و زور و نیز صاحبان رای در میان مردم است.
نامزد برای تامین هزینه های کمر شکن تبلیغات که اکثر آنها هم غیر ضروری و ناشی از فرهنگ غلط انتخاباتی هستند وامدار افراد و گروه های مختلف شده و در دوره نمایندگی مجبور است دین خود را به این افراد و جریانهای خاص ادا کند.
یکی از روشهای متداول، اختصاص فرصتهای اندک شغلی به هواداران است که طبیعتا بخاطر ظلم و تبعیضی که ایجاد می شود معدودی را راضی و هزاران نفر را ناراضی خواهد کرد‼️
یکی دیگر از روشهای متداول ادای دین نامشروع، اختصاص مدیریتهای استان به هواداران، بجای شایسته سالاری در انتخاب مدیران است.
این امر نیز دو عارضه مهم دارد:
اول اینکه مدیران ناشایست به دلیل ناکارآمدی باعث ایجاد نارضایتی عمومی از جمله از نماینده مربوطه خواهند شد.
دوم اینکه وقتی مدیران اجرایی استان با نفوذ و فشار نمایندگان به دولت انتخاب شده باشند و منتصب به نماینده باشند، نماینده قدرت عظیم نظارتی که قانون به او داده است را از دست خواهد داد.
چنین نماینده ای چگونه می تواند وزیر را احضار و از او در مورد محرومیتها و کمبودهای استان سوال کند؟ جمع جبری این نارضایتی های عمومی نیز اکثرا در عدم اعتماد مجدد به نمايندگان قبلی تبلور می یابد. امید است با دقت بیشتر در انتخاب و نه گفتن به فرهنگهای غلط انتخاباتی، انتخابی تکرار پذیر داشته باشیم.
دکتر بهرام رسولیان
عضو هیئت علمی و عضو شورای فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی لرستان