
چه شد؟
آزمون علمی اجتهاد فقهای شورای نگهبان در حالی صبح روز پانزدهم دی ماه برگزار شد، که پیشتر زمان و جزییات مربوط به برگزاری آن متواتراً از طریق رسانههای مختلف در اختیار عموم مردم و داوطلبین قرار گرفته بود. با این همه شورا مراتب را از طریق پیامک نیز به اطلاع کاندیداها رسانده بود. پیشتر در تابستان و قبل از ثبت نام رسمی کاندیداها نیز، یک آزمون علمی برگزار شده بود، ولی امتحان نیمهی دی ماه برای آن دسته از داوطلبینی برگزار شد که به هر دلیل آزمون قبلی را از دست داده بودند، یا اینکه از کسب حداقلهای علمی در آن ناکام مانده بودند. بر اساس آیین نامهی اجرایی برگزاری انتخابات مجلس خبرگان، شورای نگهبان سی روز فرصت داشت تا روند احراز صلاحیتها را انجام دهد؛ این فرصت برای کل فرایند بررسی، برگزاری آزمون مرحلهی دوم به صورت شفاهی و البته رسیدگی به شکایتها است. بنابراین میتوان گفت اسامی نهایی تأیید صلاحیت شدگان در نیمههای بهمن و بعد از رسیدگی به شکایات منتشر خواهد شد.
آزمون برگزار شد، هرچند برخی از چهرههای نام آشنا از شرکت در آن امتناع کردند. سید حسن خمینی نیز آن روز ترجیح داد به جای آنکه مثل دیگر داوطلبین در آزمون شرکت کند، به درس و زندگی پرداخته و با انتشار تصاویری از منبر و سخنرانی احتمالاً علمی خود، عملاً شورا و دیگر علمای شرکت کننده در آزمون را به چالش بکشد؛ آزمونی که به عنوان ابزاری قابل اتکا و البته مستند برای استنباط قوهی اجتهاد برگزار میشد و عدم شرکت در آن، معنایی جز گرفتن این ابزار از دستان فقهای شورای نگهبان برای احراز صلاحیتهای علمی نداشت. به این ترتیب عدم احراز صلاحیت غایبین در آزمون قابل پیشبینی بود.
چرا سید حسن در این آزمون شرکت نکرد؟
علت واقعی این تصمیم هیچگاه به طور روشن اعلام نشد. اما برخی شنیدهها از شرط و شروطی که خمینی کوچک جهت شرکت در انتخابات برای شورای نگهبان گذاشته بود، خبر میداد. شروطی از قبیل درخواست برای برگزاری آزمون جداگانه، که البته بعضاً با پذیرش از سوی شورای نگهبان هم مواجه شده بود. با این وجود وی همچنان از شرکت در آزمون خبرگان امتناع میکرد؛ مطلبی که تا امروز چندان روشن نشده است.
یک آزمون؛ یک عدالت!
یک آزمون فراگیر و هماهنگ از داوطلبین، روشی بود که به پیشنهاد خود اعضای مجلس خبرگان رهبری در دستور کار قرار گرفت. پیش از این آوردن تأییدیه اجتهاد از دفتر مراجع روش نه چندان عادلانه ای بود که فقهای شورای نگهبان برای احراز صلاحیتهای علمی کاندیداها استفاده میکردند. با این همه ایدهی برگزاری یک آزمون علمی، غیر از آنکه بر شفافیتهای مکانیزم بررسی و برگزاری انتخابات می افزود، میتوانست عدالت را نیز تا حدود فراوانی تأمین کند. چرا که به عنوان نمونه از گذشته میان فقها معروف بود که آیت الله خویی به سختی اذن اجتهاد میداد، و در مقابل برخی دیگر از مراجع برای تأیید این موضوع به کسب حداقلها از سوی شاگردانشان قانع میشوند؛ به این ترتیب ابتکار شورای نگهبان میتوانست تا حدود قابل قبولی استاندارد واحدی را برای سنجش سواد داوطلبین ارائه کند.
تاریخ چه میگوید؟
رییس مجلس سوم بود، شیخ مهدی کروبی؛ با این همه وقتی برای نمایندگی در انتخابات دور دوم مجلس خبرگان ثبت نام کرد، برای شرکت در آزمون اجتهاد مثل دیگر داوطلبین دعوت شد. امتناع کرد؛ و از سوی شورای نگهبان قانون اساسی رد صلاحیت شد. هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از شهریور 69 در این باره میگوید:
«احمد آقا گفت شورای نگهبان برای احراز صلاحیت علمیِ نامزدی در مجلس خبرگان از آقای کروبی دعوت کرده در آزمون کتبی شرکت کند، ولی او حاضر به شرکت در امتحان نیست. ممکن است طرفدارانش به مبارزه برخیزند. با رهبری در میان گذاشتم. گفتند دخالتی نمیکنند، چون موارد متعدد است و نمیشود مستثنی کرد.» سران جناح چپ از رهبری انتظارِ دخالت داشتند. رهبری گفتند: «اعضای شورا، منصوبان امام بودند. دورهشان که تمام شد دوباره اینها را تایید کردند. ما هم تاییدشان کردیم... اگر کسی نیامد امتحان بدهد هیچکس حق ندارد بگوید چون امتحان ندادید آدم بدی هستید! میگوید من امتحان نمیدهم، کاندید هم نمیشوم. اشکالی ندارد؛ اگر امام امروز تشریف داشتند مطمئن باشید به نقض قانون آن هم به این شکل و این سطح وسیع راضی نمیشدند»
رهبر معظم انقلاب نیز همان سالها در واکنش به این اتفاق فرمودند: «چون شرط کاندیدایی در این انتخابات، مجتهد بودن است، به بعضی از علمای محترم گفتند، ما نمیدانیم شما مجتهدید یا نه. برای مشخص شدن این مسأله، بیایید امتحان بدهید. آن آقا هم که از علما و مرد محترمی است و ای بسا با آقایان شورای نگهبان همدوره بوده است، میگوید: نه، من نمیآیم امتحان بدهم. او هم حق دارد و اگر نیامد امتحان بدهد، نمیشود گفت شما چرا نرفتید امتحان بدهید؛ نمیخواهد امتحان بدهد. هیچکس حق ندارد بگوید که شما چون امتحان ندادید، پس آدم بدی هستید! نه، امتحان دادن، اجباری که نیست. میگوید من امتحان نمیدهم، کاندیدا هم نیستم. این، اشکالی ندارد.
البته اگر عضو مجلس خبرگان هم نباشند، طوری نمیشود و اشکالی هم ندارد و ارج و شخصیت خود را هم دارند و کسی هم حق تعرض به آنها را ندارد.»
سید حسن هم رد شد، چون آزمون نداد. استانداردهای شورای نگهبان با گذشت بیست سال همچنان ثابت است. این البته به معنای زیر سؤال بردن شایستگیهای احتمالی علمی ایشان نیست، همچنان که دربارهی کروبی نبود. ضوابط برای همه یکسان است، و شورای نگهبان در تمام این سالها به خوبی بر اجرای مُر قانون پافشاری کرده است. آزمون علمی آنها نه تنها حس برابری و شفافیت را برای تمام کاندیداها فراهم آورده، بلکه بساط پارتی بازی و آقازادگی را از این انتخابات جمع کرده است.
خمینی کوچک در آزمون تمکین از قانون چه خواهد کرد؟
«هرکس بگوید رأی شورای نگهبان کذا است، مفسد است» احتمالاً نوادهی بنیانگزار انقلاب، بیشتر از هر کسی تاکنون این جملات را از جلد هفدهم صحیفهی امام خوانده است. او به خوبی میداند در منشور فکری امام(ره) قدر و قیمت شورای نگهبان کجا است، و خوب طبیعی است تا برای پاسداری از آن کوشش کند، تردیدی نیست احساس تکلیف ایشان هم برای ورود به عرصهی سیاست در همین راستا و برای خدمتگزاری به مردم و البته پاسداری از اندیشههای امام صورت گرفته است. مرزبندیهای ایشان با هوچیگرانی که حالا روزها است آمار رد صلاحیت شدگان را علم یزید کردند برای حمله به شورای نگهبان، جدا است. او به خوبی از کینههایی که این جماعت از پدربزرگ بزرگوارش و نظامی که بنیان نهاد توخته اند، آگاه است. میدان خدمت منحصر به مجلس خبرگان نیست، مسلماً عدم حضور در این نهاد، منعی برای استفاضات بعدی ایشان نیست. قانونگرایی آزمون دشواری است که امروز سید حسن خمینی در برابر آن قرار گرفته است.