آخوندی که اخیرا با انعقاد قراردادهای ابهام آمیز در حمل و نقل هوایی و
خرید ایرباس های گران قیمت و غیر قابل استعمال در فرودگاههای کشور، سوالات
فراوانی را ایجاد کرده است، در ماههای اخیر نسبت به منتقدانش از تعابیر چون
«مارکسیت و کمونیست» استفاده می کند.
در سفر اخیر روحانی به فرانسه قرارداد خرید 118 فروند هواپیمای ایرباس به
امضای مسئولان 2 کشور رسید. بسیاری از کارشناسان اقتصادی و همچنین تعدادی
از نمایندگان مجلس انتقادات فراوانی را نسبت به این خریدهای گران قیمت مطرح
کردند و از تعبیر «بچه پولداری» برای این خرید ها استفاده کردند. چرا که
خرید هواپیمایی که تنها در یک باند فرودگاهی در کشور می تواند بنشیند و
برخیزد در عمل ثابت می کرد که رویکرد دولت در مناسبات اقتصادی، نه توجه به
عموم مردم و خواسته هایشان که توجه ویژه به طیف یک یا دو درصدی جامعه بود.
این موضوع از آنجایی مطرح می شد که میزان و سطح اقشار و طبقه های اقتصادی
که متقاضی سفر هوایی یا زمینی اعم از ناوگان ریلی و اتوبوسی هستند مشخص است
و اگر سیاست دولت، واقعا توجه به نفع عموم بود، حق آن بود که این ناوگان
تقویت شود.
با این همه اما نه تنها ناوگان حمل ونقل عمومی اعم از اتوبوسی و ریلی ورد
تقویت قرار نگرفت که چندی پیش افزایش قیمت بلیط های قطارهای مسافربری موجب
تعجب و شکایت بسیاری از مردم قرار گرفت.
آذرماه بود که شرکت راهآهن بدون اطلاع قبلی و به یکباره اعلام کرد که
قیمت بلیت قطار تا 20 درصد افزایش مییابد اما سازمان حمایت از مصرف کننده
این اقدام شرکت مزبور را غیرقانونی دانست و در نهایت با ورود تعزیرات این
موضوع تا اطلاع ثانوی منتفی شد. اما در حالی که سازمان حمایت بر غیرقانونی
بودن افزایش نرخ بلیت قطار توسط شرکتهای ریلی تأکید داشت اما با برگزاری
جلسات بین طرفین، در دی ماه مقرر شد نرخهای جدید بلیت قطار اعمال شود و
فروش بلیت با توجه با بازار عرضه و تقاضا با اعمال تخفیف و تا سقف نرخهای
جدید مورد تصویب قرار گرفت.
این موضوع پس از حمله شدید و با عصبانیت آخوندی به سازمان حمایت از مصرف
کننده اتفاق افتاد. آخوندی با طرح این پرسش که "سازمان حمایت در کجای این
مملکت توانسته از حقوق مصرف کننده حمایت کند؟" سازمان حمایت از حقوق مصرف
کننده را که مانع افزایش قیمت بلیط قطارها شده بود، مانع توسعه خواند و
گفت: عدهای با تعالیم سوسیالیستی و مارکسیستی آمدهاند سنگ مصرف کننده را
به سینه میزنند، گفت: کدام مصرف کننده، شما کی از این طریق توانستهاید از
مصرف کننده حمایت کنید؟ اینها از تعالیم حضرت مارکس است، باید مسلمان شویم
و باید این کارها را نکنیم؛ کدام مسلمان دست در جیب یکی دیگر میکند؟
وزیر راه که چندی پیش با مزخرف خواندن مسکن مهر که موجب خانه دار شدن
میلیون ها ایرانی شده است، نشان داده بود میتواند با اظهار نظرهای شاذ،
نسبت به سوالات اصلی اقتصادی فرافکنی ایجاد کند این بار نیز با این اظهارات
تلاش کرد، به سوالات اصلی و ناکارامدی های دولت یازدهم پاسخ ندهد. صحبتهای
عجیب و غریب آخوندی البته علاوه بر واکنش رئیس سازمان حمایت، واکنش
نمایندگان مجلس نیز شد.
نوابی رئیس سازمان حمایت از مصرف کنندگان با اعلام "درباره اظهار نظرهای
آقای آخوندی وزیر راه و مارکسیستی خواندن سازمان حمایت مردم باید نظر دهند
و قضاوت کنند" به تسنیم گفته بود: فعالیت سازمان حمایت و تعزیرات حکومتی
بر اساس مُرّ قانون و مصوبه ستاد هدفمند سازی یارانهها است. مردم فعالیت
سازمان حمایت و تعزیرات حکومتی و مطالب غیرقانونی را که پخش شده قضاوت
میکنند که فعالیت و اظهارات چهکسی بر اساس قانون است. همکاران ما در
سازمان حمایت و تعزیرات حکومتی به مُرّ قانون و مصوبه ستاد هدفمند سازی
یارانهها عمل کردهاند.
همچنین رییس کمیسیون عمران مجلس طرح مسکن اجتماعی دولت یازدهم-پس از دو
سال اجرای آن در هالهای از ابهام قرار دارد- را یک طرح سوسالیستی دانسته و
گفته است؛ «با همین مسکن مهر تعداد زیادی از مردم صاحب خانه شدهاند، طرح
مسکن اجتماعی بیشتر شبیه ساختار سوسیالیستی است. حتی در زیرمجموعه دولت طرح
مسکن اجتماعی مصوب نشده که در آینده این بیتدبیری به هزینههای دولت
اضافه میکند و هم اکنون نیز تأخیر در واگذاری مسکن هزینه بیشتری را بر
مردم تحمیل میکند.»
نادر قاضیپور ، عضو شورای رقابت نیز درباره آزادسازی قیمتها گفته
بود:متاسفانه مردم را آدم حساب نمیکنند و فقط میخواهند هزینههای زائد را
با زور از مردم بگیرند.بنده با هرگونه افزایش قیمت در مقطعی کنونی که
حقوقها افزایش نیافته، رفاه تغییر نکرده و درآمد سرانه پایین است از جمله
بلیت هواپیما 100 درصد مخالفم. اجرای آزادسازی نرخ بلیت بدون فراهم کردن
امکانات جدید، ارتقای سطح کیفی خدمات، هواپیماهای جدید، خدمات جدید و ...
بیمعنی است.
اما مارکسیستی خواندن سازمان های حمایتی چرا از سوی دولت مطرح می شود. یکی
از خبرگزاری ها اخیرا در تحلیل این موضوع نوشته است: به نظر می رسد دولت
آقای روحانی در فاصله کوتاه باقی مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی با
اتخاذ تصمیم هایی نظیر خرید هواپیماهای لوکس که مورد استفاده درصد کمی از
افراد جامعه قرار می گیرد و یا اعلام تصمیم برای قطع یارانه 15 میلیون نفر و
مواردی از این دست، سعی در پمپاژ صریح رویکرد خود در توجه ویژه به برخی
طبقات برخودارتر جامعه داشته و ابایی نیز در عدم توجه آشکار به طبقات متوسط
و ضعیف تر جامعه نداشته است.
رفتار دولت حتی انتقاد اقتصاددانانی چون راغفر را نیز به همراه داشته
است. به نوشته یک سایت دولتی حسین راغفر اجرای سیاستهایی از قبیل
خصوصیسازی آموزش و بهداشت در کشور را از عوامل موثر در افزایش نابرابری و
گسترش فقر میداند و معتقد است دولت باید با جمعآوری یارانه و توزیع آن
میان مردم، وظایف حاکمیتی خود را ایفا کرده و از این مسئولیتها شانه خالی
نکند.
او صریحا به گفتار آخوندی معترض شده و گفته است: امروز برخی عبارات رایج
در گفتار برخی مانند رقابتپذیری، افرایش بهرهوری و کارایی از طریق ارتقای
بخش خصوصی، کوچک کردن دولت و... مقدس شدهاند و از سوی دیگر؛ تقدس این
عبارتها، همراه است با برخی برچسپزنیها که فرصت دفاع از مردم را گرفته
است. هر گونه دفاع از حقوق مردم ممکن است برچسپ حمایت از سیاستگذاریهای
کمونیستی بخورد.
همچنین چندی پیش عبدی، اقتصاددان برجسته در این باره گفته بود: با نگاه
آقای آخوندی پیامبر و امیرالمومنین (ع) هم کمونیست هستند. چرا در اسلام
احتکار نهی شده؟ چون احتکار قیمت را به هم می زند؟چقدر گران فروشی و انحصار
ثروت نهی شده است؟اینها نشان می دهد که اقتصاد اسلامی با مداخله دولت در
قیمت گذاری مشکلی ندارد. نمی توان هرجا که دولت برای قیمت گذاری دخالت کرد
به آن نهاد دولتی تهمت کافر بودن و سوسیالیت و مارکسیسم بودن زد، گاهی
اوقات دخالت لازم است. تهمت زدن مشکلی را حل نمی کند. تنها مکتب اقتصادی که
در دنیا که فارغ التحصیلان زیادی را با مدرک خارج می کند، اقتصاد
نئوکلاسیک است و امثال آقای آخوندی هم به همین شکل همان مفاهیم را حفظ کرده
اند و مدرک گرفته اند.
به نظر می رسد استفاده از اصطلاحات دهه 60برای کوبیدن مدافعان مردم، رفتاری باشد که دولت در ادامه نیز از خود نشان خواهد داد.