وقتی برایش توضیح دادم که انتخابات چرا اهمیت دارد برای چند لحظه به فکر فرورفت و پرسید: «به نظر شما رای من چه کمکی می تواند به کشور کند؟» نمی دانم از توضیحاتم قانع شد یا نه اما در طول مسیر تا رسیدن به حوزه رایگیری دراطراف میدان فردوسی سوالات متعددی درباره انتخابات، فهرست نامزدها و اینکه کدام نامزدها بهتر هستند یا خیر پرسید... تکرار می کرد رای اولی هستم... به مکان رایگیری که رسیدیم در صفی ایستادیم که تعدادی از همسن و سالهایش با حرارت درباره فهرستها با یکدیگر بحث می کردند...یکی اصولگرایان را اصلح می دانست دیگری به هر نحوی تلاش می کرد افراد حاضر در صف را برای رای دادن به اصلاحطلبها مجاب کند...برخی هم که تلاش می کردند خود را نسبت به جریانات سیاسی مطلع نشان دهند، بیانیه سیاسی را درباره نامزدهای خبرگان رهبری سر میدادند. وارد حیاط که شدیم حسین-همان رای اولی- رو به من کرد اسم چه کسی را بنویسم؟ نگاهی به اطراف انداختم که ببینم این پرسش وی، توجه کسی را به خود جلب کرده است یا خیر. گفتم «تصمیم با خودته... به کسی رای بده که فکر می کنی برای کشور مفیده...». به باجه که رسیدیم شناسنامهاش را به متصدی داده و پس از آنکه انگشت جوهری خود را بر روی تعرفه رای زد با خوشحالی گفت: «دیگه منم هم بزرگ شدم! برگردم خونه برای خونواده پز می دم که رفتم رای دادم...» وقت از حسین پرسیدم که «چرا با پدرومادرش برای رای گیری نیامده؟»، جواب جالبی داد: «خب، احساس کردم اگه خودم زودتر بیام رای بدم می تونم به پدرومادرم نشون بدم که بزرگ شدم و می تونن روی من حساب کنند. وقتی می تونم رای بدم یعنی به حدی رسیدم که درباره سرنوشت خودم تصمیم بگیرم»
در مسیر بازگشت به حرفهای حسین که فکر کردم. درست می گفت که می شود روی چنین جوانانی حساب کرد. با اینکه 18 سال بیشتر سن نداشت اما به درستی درک کرده بود که شرکت در انتخابات چه اهمیتی دارد. شاید جوانانی چون حسین از جریانات و دعواهای سیاسی اطلاع درستی نداشته باشند اما رای دادن را امری مهم برای تصمیمگیری درباره سرنوشت خود می داند. آری جوانان امروزی به بلوغ فکری و شناخت درستی نسبت به جایگاه انتخابات رسیدهاند که هم بزرگ شدن خون را به رخ خانواده بکشند و هم مسئولیت پذیری را با شرکت در انتخابات تمرین کنند. حسینهای این کشور-همین رایاولیها- به مانند همه کسانیکه که به هر دلیلی در انتخابات شرکت کردهاند، انتخابات را مجالی برای مشارکت مستقیم در تصمیمگیریهای کلان کشور می بینند. آنهایی که در انتخابات با رای امثال حسین وارد مجلس شورا یا خبرگان شدهاند، مسئولیت بس خطیر بر عهده دارند که چرا باید در برابر تکتک آرایی که در حمایت از آنها به صندوقها واریز شدهاند، قدردان و پاسخگو باشند. ملت حماسهای دیگر به پا کرد و جهانیان را بار دیگر به احترام واداشت که تا آخرین دقایق در پای صندوقهای رای حضور پرشور داشته و آرای خود را به صندوقها انداختند.
مردم پیروز واقعی انتخابات هستند. حسینها باید به خود ببالند که بخشی از ملتی هستند که صیانت و حفاظت از نظام و ارزشها را پاس داشته و به رغم تمامی سیاهنماییها و جریانسازی دشمنان برای مایوس کردن دشمنان برای عدم شرکت در انتخابات، مشارکتی حداکثری در انتخابات داشتند و هر رایی که به صندوقها ریخته شد، تیری بود که بر قلب بدخواهان و کینه توزان پیشرفت نظام مقدس اسلامی رفت.
انتخابات هفتم اسفند تجلی مشارکت تمام مردم ایران – از هر قوم و زبان و مذهبی- بود. دیروز زرتشتی، مسیحی، کلیمی و ادیان و اقوام مختلف شانه به شانه در صفوف طویل برای ریختن آرای خود به صندوقها حضور یافتند. آنهایی که به مجلس شورا یا خبرگان راه یافتند مسئولیتی بس خطیر در قبال این ملت بزرگ و همیشه در صحنه دارند. خدمتگذاری و حرکت در چارچوب ارزشها و منویات رهبری معظم انقلاب، حداقل انتظار این ملت شگفتیآفرین است. حسینها این آیندهسازان کشور ادای دین کردهاند و با حضور جوانانی چون حسین، ایران اسلامی مصون از گزندها و در برابر هر تلاطم و طوفانی بیمه خواهد بود. درود بر حسین و ملت همیشه در صحنه ایران...