۳۱ / خرداد / ۱۴۰۵ - 21 June 2026
11:43
کد خبر : 8670388
۰۸:۳۷

۱۳۹۵/۰۲/۱۵
مقاله؛

بخش دوم/معنویت در محیط کار

فصل سوم: ديدگاه های مختلف درباره معنویت

3-1. دیدگاه مقام معظم رهبری (مدّظلّه العالی) :

معنویت ؛ مهمترین مسأله پیش روی پیشرفت ؛ یکی از ضعف هاى ما این است که ما به موازات علم ، به موازات پیشرفت هاى علمى ، پیشرفت اخلاقى و تزکیه‌ى اخلاقى و نفسى پیدا نکرده‌ایم ؛ این عقب‌ماندگى است . البته امروز در مقایسه‌ى با قبل از انقلاب ، به مراتب بهتر است – در این هیچ شکى نیست – اما باید پیشرفت می کردیم . در علم پیشرفت کردیم ، در سیاست پیشرفت کردیم ؛ باید در معنویت و در تزکیه‌ى نفس هم پیشرفت می کردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است ، تزکیه مقدم است بر تعلیم ؛ آن هم تعلیم کتاب و حکمت – «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة» – فقط یک جا از زبان حضرت ابراهیم ، تعلیم مقدم است . بنابراین ما از تزکیه‌ى اخلاقى و نفسى غفلت کردیم … (14 بهمن ماه ۱۳۹۰)

3-2. دیدگاه مذهبيون:

طرفداران اين ديدگاه معنويت را وابسته به مذهب افراد قلمداد مي كنند. بر طبق اين نگرش معنويت در هر مذهب خاص معناي متفاوتي خواهد داشت، براي مثال، مسيحيان معتقدند، معنويت، مستلزم كار كردن است. هندوها معتقدند كه معنويت را بايد در انجام كارها با نهايت از خود گذشتگي مشاهده كرد. در اخلاق كار اسلامي نيز معنويت به عنوان عاملي براي تعهد بالاي كاركنان نسبت به سازمان معرفي شده است و موجب مي شود كه كاركنان با آغوش باز پذيراي تغييرات باشند. به اين ترتيب از ديدگاه هر مذهبي، معنويت داراي معناي خاصي است. 6

3-3. ديدگاه هستي گرايان:

طرفداران اين ديدگاه بر اين عقيده اند كه معنويت در ارتباط با سوالاتي است كه هستي گرايان مطرح مي كنند از قبيل: كار من چه معنايي مي دهد؟ و يا چرا من اين كار را انجام مي دهم؟ اين ديدگاه بيشترين ارتباط را با مفاهيمي از قبيل: معناي واقعي كار، هدف اصلي از انجام كار، و تاثير كار بر زندگي افراد دارد. با وجود ديدگاههاي چند گانه، نويسندگان از زواياي مختلف به معنويت نگاه كرده و تعاريف گوناگوني براي آن ارائه داده اند، به طوري كه مي توان گفت هيچ توافقي بر سر تعريف معنويت وجود ندارد. 6

فصل چهارم: مدیریت معنوی از منظر اسلام

باتوجه به آیات و روایات و احادیثی که پیرامون شخصیت رهبران‌آمده‌ است و اهمیتی که این امر برای انسان دارد؛ چنین برداشت می گردد که نظر و دیدگاه اسلام نسبت به رهبری، همان نظریه ی غالب امروزی در بحثهای رهبری در سطح‌ جهانی یعنی نظریه‌های عمومی رهبری و یا اهمیت شخصیت روحانی رهبر اهمیت دادن به پیروان‌ است. اما قبل از این‌که وارد این صفات از دیدگاه اسلام به‌طور خالص بشویم لازم است‌ مختصری پیرامون خود رهبری از دیدگاه اسلام سخن بگوییم.

به‌طور کلی از نظر اسلام رفتار طبیعی انسان را باید طبیعی و با رفتار، هدایت کرد و یا برای‌ معضلات و نارسایی های رفتاری انسان باید از راه‌حلهای انسانی(رفتاری) استفاده کرد. راه‌حل هایی‌ که آیات الهی و احادیث و روایات اسلامی سرشار از آنهاست.

از اول نیز اسلام بنای هدایت انسان را بر اصلاح رفتار طبیعی انسانها از طریق رفتار انسانی‌ گذاشت. بدین معنا که برای تغییر در دیگران؛ رهبران از تأثیر رفتار و شخصیت خود بر آنها استفاده می‌کنند و نه از زر و زور و تزویر.

لذا پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) رفتارهای اشتباه‌ (دشمنی) انسانها را با رفتار نیکو(دوستی) درمان می‌کنند. از ماجرای ریختن خاکستر بر سر مبارک پیامبر اسلام(ص) (دشمنی) تا عیادت کردن آنحضرت از آن انسان خطاکار که به دنبال چند روز غیبت آن فرد و در نتیجه ی نریختن خاکستر بر سر مبارکش رخ داد؛

و همچنین از سیره زندگی حضرت علی(ع)که سفارش قاتل خود را به حضرت امام حسن(ع) کردند، سیره ی امام حسین(ع) در صحرای کربلا و روز عاشورا و بقیه ی ائمه اطهار(ع) در انجام و توصیه به رفتارهای انسانی در مقابله با رفتارهای خصمانه و ناخوشایند دشمنان اسلام جملگی بیانگر این است که اسلام رفتار و نارسایی های رفتاری انسان را با رفتار و راه‌حلهای انسانی و یا اخلاق‌ شخصیت روحانی یعنی همان صفتی که در نظریه‌های عمومی رهبری بدان اشاره شد، درمان‌ می‌کند.

به همین لحاظ واژه ی رهبری که از اواخر قرن هیجدهم وارد فرهنگ مدیریت شد، از مدت ها قبل دستورالعمل سازندگی رفتار انسانی در جامعه ی اسلامی بوده است‌. بنابراین علوم‌ رفتاری به تمام معنا در مدیریت اسلامی کاربرد دارد و تنها برای مواقع اضطرار و از کار افتادگی‌ کارکنان نیست؛ چرا که در این مکتب، انسان دارای کرامت است‌ و کرامت انسانی ایجاب‌ می‌کند که مدیر، رهبر باشد و رفتار توأم با محبت و عاطفه و سرشار از دوستی را برای پیشبرد امور در پیش گیرد .

مدیریت وظیفه ی هدایت و هماهنگی عملیات را برعهده دارد ولی رهبری‌ وظیفه ی هدایت و هماهنگی رفتار به‌ویژه رفتار انسانی هر انسان را که از عمق وجود او برمی‌خیزد و این‌روش باتوجه به اهداف هدایتی که اسلام برعهده دارد، به مذاق انسان خوش تر است.

خوشبختانه این مهم(رهبری)، در مدیریت اسلامی که وظیفه ی هدایت بشر را از اول برعهده‌ داشته است، بسیار یافت می‌شود. به خصوص مذهب شیعه با برخورداری از یک پشتوانه ی معنوی از امامت که تماما به‌معنای توجه به نیازهای روانی پیروان می‌باشد (البته نیازهای روانی مشروع) سرشار از این جاذبه است. لذا مدیران اسلامی علی‌القاعده برای فهم این مهم برای استفاده بهینه از این ارزشها و روشها در سازمان باید کمتر دارای مشکل باشند و اگر مشکلی هست آن است که‌ چگونه این رفتار و نیاز رهبری و پیروان را باهم تلفیق و تبدیل به کارایی و یا کار در جهت هدف‌ سازمان نمود.

از فرهنگ رهبری همه برخوردار هستند ولی این‌که چگونه این مردم‌داری(رهبری) را تبدیل به انجام کار از طریق مردم کرد، مشکل دارند. چرا که مردمداری شرط لازم برای‌ مدیریت و رهبری است ولی شرط کافی، انجام کار از طریق مردم است. شرطی که اغلب مدیران‌ در جامعه اسلامی ما متأسفانه به نام مدیریت و رأفت اسلامی در آن وا مانده‌اند و از انجام کار از طریق مردم عاجز هستند و تنها به مردمداری اکتفا می‌کنند.

در این رابطه بین رهبر و پیرو هیچ قانون‌ مدون و از قبل پیش‌بینی شده‌ای وجود ندارد. اصولا رهبری در چهارچوب قوانین نمی‌گنجد. هرچند برای حضور در سازمان های امروزی نیاز به مشروعیت قانونی هست ولی برای رهبری نیست. چرا که رهبری، پاسخگوی نیازهای روانی پیروان (سازمان غیررسمی) است و از آنجا که منشأ سازمان غیررسمی، میل و سلیقه‌های شخصی است؛ لذا سازمان غیررسمی قانونمند و قانون‌پذیر نیست.

بیهوده است که پاره‌ای از ساده‌اندیشانی که از رهبری چیزی نمی‌دانند می‌کوشند رهبری را در چهارچوب های قانونی یا قانون اساسی و امثالهم تعریف کنند در حالی که این، اصولا رهبری نیست . رهبری که‌ خود را مقید به چهارچوب قوانین و مقررات جاری نماید، قادر به پاسخگویی به نیازهای روانی‌ پیروان نخواهد بود؛ هرچند که رهبران خود هدفمند و قانونمندند. اگر رابطه ی معنوی و روحانی بین‌ رهبر و پیرو به وجود آمد، نتایج آن هم قانونمند و قبول کردنی خواهد بود.

بی‌تردید اخلاق در اسلام و به خصوص برای رهبری دارای اهمیت فراوانی است. اخلاق بزرگترین کمال آدمی است و تمامیت کمالات رهبر وابسته به اخلاق است و رهبری کامل نمی‌گردد مگر آن‌که در مسیری گام بردارد که خدای متعال در شریعت‌ اسلام برای او ترسیم نموده است و این راه همان اخلاق اسلامی است.

لذا رهبرانی که می‌باید انسانهای کامل از دیدگاه قرآن ‌باشند، لازم است راهی را بپیمایند که‌ پیامبران و جانشینان آنان در ارائه ی آن کوشش کردند.

علی عزتی

ادامه دارد


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید