نویسنده در ادامه به ادعای آمریکا در مورد دست داشتن ایران در انفجار مقر تفنگداران دریایی آمریکا در لبنان اشاره و نوشت: با وجودی که متحدان ایران در آن ماجرا دست داشتند، اما آشکار نیست که ایران مسئول بمبگذاری سال 1983 باشد.
خوان کول سپس به ماجرای سرنگونی دولت «دکتر محمد مصدق» اشاره مینماید و مینویسد: در این ماجرا به یقین آمریکا دولت منتخب ایران را در سال 53 میلادی سرنگون و دیکتاتوری ظالمانهای را بر این کشور تحمیل کرد و شرایطی را برای صادرات نفت به این کشور دیکته نمود. اقدامیکه به یقین میلیاردها دلار ضرر برای ایران در بر داشت.
از سویی دیگر برای حمایت «رونالد ریگان» رییس جمهور وقت آمریکا از «صدام حسین » رییس جمهور وقت عراق در تهاجم به ایران نیز میتوان پرونده تشکیل داد. تجهیز عراق به سلاح و اطلاعات نظامی و حتی فروش بمبهای بیولوژیکی و شیمیایی از این نمونه هستند. در این جنگ علیه نیروهای ایران در جبهه نبرد سلاحهای شیمیایی بکار گرفته شد. دولت ریگان در آن زمان جلوی شکایت ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد را گرفت و با مداخله در این پرونده مانع محکومیت عراق از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد شد. در ادامه این ریاکاری همان سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک دلیل حمله سال 2003 دولت «جورج دابلیو بوش» رییس جمهور آن دوره آمریکا به عراق شد.
تحلیلگر آمریکایی در ادامه یادداشت خود نوشت: بله. من فکر میکنم که آمریکا آشکارا خسارتهایی به ارزش چند تریلیون دلار به ایران را تنها در زمان جنگ عراق علیه ایران به این کشور وارد کردو حتی مانع محکوم شدن عراق از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد شد.
نویسنده در خاتمه نوشت: ایران احتمالا دستش به غرامتی نمیرسد اما در جهانی که دادگاهها مدعی صلاحیت و قدرت جهانی هستند، آمریکا باید مراقب طرح دعوی قانونی در زمینه درگیریهای سیاسی و نظامی گذشتهاش باشد. فهرست جنایات واشنگتن به قدری طولانی است که دیر یا زود موجب شکست نخبگان این کشور خواهد شد.