عارفان حقیقی هرگز بدنبال سوء استفاده از چنین موقعیت هایی نیستند.آنها به هیچ وجه اجازه بهره برداری از گفتار و رفتار خود را به دیگران نمی دهند.با این تفاسیر هیچ کدام از عارفان حقیقی در طول تاریخ منشأ پیدایش یک فرقه یا گروه خاصی نبوده اند.
عارفان مسلمان هرگز به سوی خود کسی را نمی خوانند و دیگران را به خود دعوت نمی کنند.آنها همه را به خدا و اسلام دعوت می نمایند.این افراد کسانی هستند که به شناخت شهودی خداوند رسیده اند.
این شناخت شهودی و عرفانی نیز امری باطنی و درونی و شخصی است.عارفان واقعی توانسته اند با درک حضوری و شهودی خدای متعال ، اسماء ، صفات، افعال او، که همان عرفان است را درک و از آن آگاهی داشته باشند.
عارفان واقعی در عین محبت عام نسبت به همه عالمیان و آدمیان، به شدت مراقب و مواظب اوضاع درونی خودشان هستند.عارفان واقعی را جدا از فرقه هایی همچون صوفیه باید دانست.زیرا در فرقه هایی مانند صوفیه با تظاهر به عارف شدن فرقه گرایی را ترویج داده و با بدعت گذاری ها تلاش در نابودی ارزش ها می شود.
عارفان حقیقی به انسان های دیگر با دیده ای محبت انگیزانه و با عشق می نگرند.این افراد به همان میزانی که دغدغه برای سعادت خود دارند ، دغدغه ای برای هدایت و سعادت سایر انسان ها دارند.از دیگر خصلت های عارفان واقعی خدمت به خلق می باشد.
اما عارفان دروغین را میتوان مهمترین پایه تشکیلاتی برای فرقه سازی ها و فرقه گرایی ها بشمار آورد.عارف نمایانی از جنس شیطان با اهدافی شوم در کمین تسخیر قلوب افراد مختلف بوده و تنها راه نجات از آنها شناخت عرفان واقعی و به طبع عارفان واقعی خواهد بود.