۲۲ / تير / ۱۴۰۵ - 13 July 2026
00:02
کد خبر : 8695240
۱۱:۵۱

۱۳۹۵/۰۳/۲۶

چگونه سبزواری‌های جدید خلق کنیم؟

معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد کشور گفت: به نظرم باید به فکر این بود که چگونه سبزواری های جدید خلق کنیم تا برای فرهنگ ایران و کشور بمانند.
به گزارش خبرگزاری بسیج، حجت الاسلام محمدعلی زم معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد کشور اظهار داشت: به نظرم آقای سبزواری خودش خودش را تعریف می کند. او از پیشکسوتان ادبیات و خصوصا شعر انقلاب از پیش از انقلاب و سالهای 42 همراه با امام و نهضت امام خمینی بود.

وی ادامه داد: استاد حمید سبزواری تا روزهای آخر هم همچنان در خدمت فرهنگ، هنر و ادبیات انقلاب بود.

به گفته وی، مرحوم سبزواری آثار فراوانی از خود بر جای گذاشت و به صورت سرود یا مجموعه‌های شعر آثاری را عرضه کرد. به نظرم باید به فکر این بود که چگونه سبزواری های جدید خلق کنیم تا برای فرهنگ ایران و کشور بمانند.

بر اساس این گزارش، حسین ممتحنی مشهور به حمید سبزواری در سال 1304 در سبزوار در خانواده‌ای مسلمان و معتقد چشم به جهان گشود.

پدرش ˈعبدالوهابˈ، پیشه ور ساده ای بود که قریحه شاعری داشت و جدش ˈملا محمد صادق ممتحنیˈ شاعری مردمی بود که ˈمجرمˈ تخلص می کرد و آثارش در سفری به مشهد، در حمله راهزنان به یغما رفت.

حمید، قبل از رفتن به مدرسه در خانه نزد مادرش قرآن را آموخت و به همین دلیل وقتی به مدرسه رفت فارسی را خیلی خوب و سلیس می خواند و از بچه های دیگر جلوتر بود.

وی در سال 1311 در سن هفت سالگی به مدرسه رفت و در مدرسه شیخ حسن داورزنی که مدرسه مردمی بود به تحصیل علم و دانش مشغول شد.

وی علاوه بر آن مطالعات خارج از درس نیز داشت و نزد میرزا حبیب جوینی، جامع المقدمات را خواند و مدتی نزد روحانی دیگری با نام محمدعلی محمدی درس خواند.

حمید سبزواری از سن 14سالگی شروع به سرودن شعر کرد و اشعارش را در دفتری با نام ˈفریاد نامهˈ می نوشت که بیشتر اشعارش اجتماعی بود واین بیشتر به علت جریانهای سال 1320 و ورود متفقین به ایران و مشکلات اقتصادی و معشیتی بود.

حمید، دوران جوانی خود را در شهر سبزوار گذراند و به علت مشکلات معیشتی تحصیلاتش گسیخته ماند.

وی ابتدا به سرودن تصنیف پرداخت که در آن زمان معمول و مرسوم شده بود و آن را در کتابفروشی می فروخت.

حمید سبزواری با شرکت در آزمون استخدامی آموزش و پرورش در بین هشتاد نفر رتبه سوم را کسب کرد.

وی در سال 1331 ازدواج کرد و یک سال بعد از ازدواج، کودتای 28 مرداد 1332 برای حمید گرفتاری هایی به وجود آورد و او تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی متواری بود و مدتی را در اسفراین مخفی شد.

وی مدتی در شرکتی که سنگ معدن استخراج می کرد در اطراف سبزوار و شاهرود کار کرد و مدتی را نیز با اجاره حمام در سبزوار گذراند.

او مدتی در بانک بازرگانی مشغول کار شد و سپس به تهران منتقل شد و در شعبه های مختلف آن مثل دروازه دولت و محمودیه تجریش و مدتی هم در روابط عمومی بانک و نشریه داخلی آن مشغول کار شد.

حمید بعد از انقلاب، ضمن کار در بانک، برای انقلاب شعر و شعار می ساخت که در راهپیمایی ها و نماز جمعه خوانده می شد.

یکی از این شعر ها ˈآمریکا، آمریکا، مرگ به نیرنگ توˈ بود.

وی بعدها احساس کرد که باید کاملا در خدمت انقلاب باشد و از طریق شعر و سرود انقلابی حرکت کند به این دلیل خود را بازنشسته کرد و به صدا و سیما رفت و از آن زمان در شورای شعر مشغول خدمت می باشد.

شعر حمید، شناسنامه زمانمند انقلاب است زیرا که کمتر حادثه یا رویدادی است که انعکاسی از آن در شعر او نباشد.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید