مدتی
است واژه"شهدای حرم" به تدریج و آهسته آهسته وارد ادبیات کشور ما شده
است.واژه ای که در پی سوءاستفاده نظام سلطه از جریان بیداری اسلامی و ایجاد
بلوا و ناامنی در سوریه و سپس عراق توسط گروه های تکفیری زمینههای شکل
گیری آن فراهم شد.
"شهدای حرم " پدیده بدیع و شگفتانگیزی است که تا
کنون همچون خود شهدای این عرصه مکتوم و مظلوم مانده و در باره آن کمتر
گفته و نوشته شده است.
قدری از عظمت ،اهمیت و عجیب بودن ماجرای
شهدای حرم را می توان در مقایسه با شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس
دریافت.مقایسه ای که ذره ای از ارزش و شکوه کار آن شهدا نمی کاهد اما به
درک بهتر این پدیده کمک می کند.
نخست اینکه در دوران دفاع مقدس دشمن
به خاک ما تجاوز کرده بود و آمادگی زنان و مردان و بویژه جوانان این آب و
خاک برای ورود به میدان دفاع از کشور و جانبازی و فداکاری طبیعی بود.حال
آنکه در موضوع شهدای حرم بحث خاک وطن و مرزهای جغرافیایی مطرح نیست و مفهوم
متعالی تر دفاع از اسلام که البته در دفاع مقدس هم، اصل بود بیشتر و
شفافتر نمایان گشته است.
تفاوت دیگر اینکه در دوران دفاع مقدس ،
از سوی حضرت امام(ره) و مسئولان و دستگاه های تبلیغی، مردم پیوسته برای
دفاع از کشور و اسلام فراخوانده می شدند و مردم هم داوطلبانه اجابت می
کردند و در لبیک به دعوت امامشان جبههها ی نبرد را با حضور خود پر می
کردند.اما حضور پر شور مدافعان حرم در سرزمین غربت در حالی است که هیچ
فراخوانی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی و دیگر مسئولان برای دفاع از حرم
اهل بیت علیهمالسلام داده نشده است.
سومین تفاوت را به تبع نکته
قبل در فضای شور و هیجان دوران دفاع مقدس باید جستجو کرد.در مارش ها و
سرودها و تبلیغات شهری و پوسترها و دیوار نوشتهها و...که انسان های باغیرت
را به این حضور ترغیب میکرد. در بدرقه ها و تشییع جنازه های با شکوهی که
برگزار می شد و ایمان راسخ و قدم های استوار رزمندگان غرورآفرین دفاع مقدس
را مصمم تر و با انگیزه تر به میدان جهاد و شهادت فرامی خواند.فضایی که
امروز برای رزمندگان با ایمان و استوار حریم اهل بیت(ع) به آن شکل وجود
ندارد و هر چه هست برخاسته از غوغای درونی آنان و اراده و عزم آهنین آنها و
همراهی صبورانه خانواده معزز آنهاست.
شهدای حرم تا چند ماه قبل
حداکثر در محدوده محل زندگی خود مورد توجه قرار می گرفتند و بصورت محدود
تشییع می شدند. واز عمرانعکاس عمومی و رسانه ای و ساخت نماهنگ در باره این
راست قامتان تاریخ مدت زیادی نمی گذرد در حالیکه از حماسه آفرینی آنها چند
سالی گذشته است!
چهارمین و از جهتی مهمترین تفاوت، شرایط فرهنگی و اجتماعی است که این جوانان در آن،این راه را انتخاب کرده و می کنند.
دفاع
مقدس در اولین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی بود؛زمانی که از سویی شور
انقلاب همچنان در اوج بود و از سوی دیگر جوانان، اینگونه در معرض تهاجم و
شبیخون فرهنگی نبودند.اما زمانه ای که مدافعان حرم این هجرت الی الله را
محقق کرده اند اولا" بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی سپری شده و ثانیا"
انواع هجمه های فرهنگی برای تضعیف ایمان جامعه و خصوصا" جوانان در حال
اجراست.
حضور جوانان مومن و انقلابی در حرم اهل بیت علیهمالسلام و
آمادگی آنان برای ایثار و شهادت در کنار رزمندگان بومی؛خط بطلانی است بر
تلاش مذبوحانه دشمن برای انقلاب زدایی از انقلاب اسلامی و تضعیف ایمان و
باورهایی دینی جوانان.
خلاصه اینکه پدیده عجیب مدافعان و شهدای حرم
نشانه بلوغ ایمانی و رشد سیاسی و بصیرت جوانان زمانه ماست.ایمان و رشدی که
مرزهای جغرافیایی و تعلقات رنگارنگ مادی را در نوردیده و به حقایقی والا و
ملکوتی دست یافته است.ایمان و رشدی که جوانان ایران و افغانستان و پاکستان
و لبنان و عراق و سوریه در کنار هم به تصویر کشیده اند و نوید بخش حرکت
بسوی تمدن نوین اسلامی شده اند!
مدافعان و شهدای حرم همچنین جلوه ای
از عظمت و اقتدار نظام اسلامی هستند که خود ثمره رشادتها و تلاش های
مجاهدانه ای است که آنروز رزمندگان اسلام در جبههها ی غرب و جنوب ایران به
تصویر کشیدند و امروز از سویی در میادین علم و پیشرفت و از سوی دیگر در
آنسوی فرات و یا اطراف مدیترانه جلوه گر شده است.