
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، استاندار قم همین چندی پیش و در آستانه هفته عفاف و حجاب، در جمع اعضای کارگروهی بدین عنوان در استانداری که البته با حضور برخی از مسئولان فرهنگی استان همراه بود، با ابراز نگرانی از سیر نزولی فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه به نکته مهمی اشاره کرد و گفت: مسأله حجاب و عفاف سیاسی نیست.
بی شک سخن این مقام عالی رتبه استان، موضع و حرف کاملاً درستی است، چه آن تقویت حجاب و عفاف یک الزام دینی و شرعی و در عین حال یک ضرورت اجتماعی و فرهنگی به شمار می رود.
با این حال متاسفانه در دولت های گوناگون به اشکال و اقسام گوناگون تا حدودی نسبت به این موضوع کم توجهی هایی صورت گرفته و آن طور که باید و شاید به بایسته های آن عمل نشده است.
مهدی صادقی همچنین در این جلسه بر لزوم بهرهگیری از ظرفیت نخبگان در ترویج عفاف و حجاب تاکید کرده است که در همین رابطه نیز آن چه به ذهن نگارنده می رسد این که قبل از هر چیز باید باور به این مهم در بین مسئولان به معنای حقیقی کلمه شکل بگیرد تا بعد نخبگان بتوانند در فرآیند نهادینه سازی فرهنگی نقش تاریخی خود را ایفا کنند.
واقعیت تلخی که وجود دارد این است که با وجود همه جلسات و همایش ها و برنامه ها و به تبع آن تلاش های فرهنگی و رسانه ای، هنوز هم وضع موجود جامعه ما در این باره، آن چنان که از یک جامعه و نظام اسلامی و شیعی انتظار می رود، نیست و در تایید این واقعیت چنان نیاز به بحث و نظر نیست، کما این که دغدغه و هشدارهای مقام معظم رهبری، علما و بزرگان خود نشان می دهد که به راستی در کجای کار قرار داریم.
در این میان آنچه مایه تاسف مضاعف است، برخورد گاه صرفاً شعاری و نیز غلبه نگاه های سیاسی به این مقوله مهم در جامعه اسلامی است؛ نگاه ها و رویکردهایی که به درستی استاندار محترم بر لزوم پرهیز از آن تاکید کرده و خواستار جدیت همه مسئولان و نقش آفرینی نخبگان برای تحقق اهداف کلان نظام در این موضوع کلیدی شده است.
از سویی آنچه در سال های اخیر و به موازات تشدید فعالیت های ضد فرهنگی دشمن با ابزارهای مختلف ارتباطی و تکنولوژیکی، مایه نگرانی و دغدغه مندی افزون تر متدینین و علما شده، ناظر به خلأ و یا ضعف در نگاه راهبردی و تکلیف مدارانه در امر مقابله با بدحجابی در جامعه است؛
توجه به این موضوع از آن رو حایز اهمیت است که می دانیم اساساً مسایل فرهنگی از آن دسته مسایلی نیست که لزوماً بتوان در کوتاه مدت به اهداف مورد نظر در آن ها دست یافت، ضمن آن که آسیب شناسی عملکرد دستگاه های متعدد فرهنگی و اجرایی کشور در این باره و نیز رصد و پایش حال و روز فرهنگی و اخلاقی جامعه امروز ایرانی، نشان می دهد که برای مقابله با بدحجابی و بدپوششی نه صرفاً برخورد قهری و پلیسی راهگشاست و نه صرف کار فرهنگی بدور از الزامات برخورد آمرانه در موارد خاص.
به عبارت دیگر، تقویت فرهنگ عفاف و حجاب می طلبد که پروژه های متعددی را در این باره تعریف و ارایه کرد که در درون آن ها به برنامه های تشویقی، ترویجی، اجرایی، آموزشی و در نهایت انتظامی و قضایی توجهی خاص و هدفمند شده باشد.
نکته مهم بعدی هم این که بی گمان، فراهم سازی بستری مناسب از سوی رسانه ها و نهادهای دولتی و مردم نهاد در کشور یک ضرورت جدی به شمار می رود تا عفاف و حجاب به یک مطالبه اجتماعی در سطح ملی مبدل شود و قطعاً آن گاه است که همه مردم با هر سلیقه سیاسی و طرز تفکری می پذیرند که برای داشتن خانواده و جامعه ای سالم، اجرای طرح هایی از قبیل مبارزه هوشمند با معضل بدحجابی، امری است کاملاً لازم و غیرقابل اجتناب.
نخبگان نیز در این میان طبعاً بهتر می توانند به رسالت تاریخی خود در تبیین و روشنگری جامعه و توجیه مناسب اقشار مختلف عمل کنند.
سید محمد مهدی موسوی