«هیئتها نمیتوانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم.
هرکس علاقهمند به امام حسین است، یعنی علاقهمند به اسلام سیاسی است،
اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن
است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا
هیئت عزاداری مراقب باشد که مبادا وارد مباحث اسلام سیاسی بشود، این غلط
است. البتّه معنای این حرف این نیست که هر حادثه سیاسی در کشور اتّفاق
میافتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّی ـ حالا یا
این طرف، یا آن طرف - بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایی هم همراه باشد؛
نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام، خطّ مبارکی که امام (رضوان الله علیه) در
این مملکت ترسیم کردند و باقی گذاشتند، اینها بایستی در مجموعهها و مانند
اینها حضور داشته باشد.
نکته بعد که خیلی مهم است، همین مسئله
تربیت نیروها یا حراست از نیروهای گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات
است؛ این خیلی مهم است. واقعاً یکی از گرفتاریهای ما این است.
چقدر
خوب است که در محافل هیئتها، به مسئله قرآن - قرآنخوانی و معارف قرآنی
- اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است که در این نوحهخوانیها مضامین
اسلامی، مضامین انقلابی، مضامین قرآنی گنجانده بشود؛
هیئتی بودن -
که به اصطلاح تعبیری از بینظم بودن است - بهخاطر چیست؟ بهخاطر این است
که وقتی کسی وارد هیئت امام حسین میشود هیچکس به او نمیگوید فلان جا
بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ کِی بیا، کِی برو؛
کاملاً همه تحرّکات، برخاسته از اراده مردم و خواست خود مردم است که
آن هم ناشی از ایمان آنها است؛ این چیز خیلی خوبی است، این را باید نگه
دارید؛ یعنی ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایی
خود هیئت و خود این کانون را برای دلهای مردم باید نگه دارید».