
تقابل بین جبهه حق و باطل از بدو پیدایش تا حالا وجود داشته و خواهد داشت. بنابراین اینکه ما فکر کنیم زمانی تقابل بین جبهه حق و باطل و انقلاب اسلامی و غرب(آمریکا) تمام بشود شاید درست نباشد.
تا زمانی که جبهه باطل و استکبار وجود داشته باشد، خوی و خصلت طاغوتی و استثمار و زورگویی آن نیز وجود خواهد داشت و تا این ویژگی در طاغوت و باطل است مبارزه با آن برای مبارزان راه حق و حقیقت ضروری می باشد.
امر به مبارزه و تقابل با ظالم و مستکبر هم از نظر عقلی مورد تأیید می باشد و هم از نظر شرعی. همچنانکه حضرت امام(رحمه الله علیه) بر این اعتقاد بودند که زندگی که در آن استقلال نباشد و ملتی همیشه تلاش بکنند و دیگران دسترنج آن ها را بخورند که زندگانی نیست.(صحیفه نور،ج2،ص 138) همچنین شعار استقلال و آزادی که مورد قبول همه ملت ها و نظام های سیاسی می باشد در صورتی تأمین خواهد شد که زیر یوغ مستکبران قرار نداشته باشیم. بنابراین از نظر عقلی مبارزه با مستکبرین امری مقبول و پسندیده و وظیفه همه انسان های آزاده می باشد.
از نظر شرعی و سیره فکری و عملی ائمه معصومین هم برای مبارزه با استکبار تأکید شده است. در سوره نساء آیه 141 «و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» و همچنین آیه 75 همین سوره بر مقابله و مبارزه با استکبار تأکید شده است چراکه خداوند نمی پذیرد که کافران بر مومنان تسلط داشته باشند و راه دستیابی به این امر هم از راه مبارزه با استکبار محقق خواهد شد.
ولی چگونگی مبارزه و استکبار ستیزی بحثی دیگر می باشد که در زیر خواهد آمد. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه نامه 47 هم بر مبارزه با ظالم و کمک به مظلومان تأکید دارند«کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عونا». مقام معظم رهبری هم در دیدار دانش آموزان و دانشجویان در 12 آبان پارسال اشاره می کنند که استکبار ستیزی و مبارزه با مستکبران یک حرکت معقول، منطقی و دارای پشتوانه علمی و یک حرکت خردمندانه است. بنابراین مبارزه با ظالم و مستکبر و کمک به مظلوم از نظر عقل و شرع مورد تأکید قرار گرفته و باید در این زمان هم که راه ها و امکانات مستکبران برای زیر یوغ خود در آوردن ملت های آزاده جهان متنوع و پیچیده شده است، متناسب با نوع عمل و امکانات با آن ها مبارزه و ملت های مظلوم را یاری کرد.
در مبارزه با استکبار باید توجه داشته باشیم که مبارزه اسلام و جبهه حق با مستکبران نه با مردم، ملت و انسان ها بلکه با نظام استکباری می باشد که به فرموده مقام معظم رهبری امروزه آمریکا و انگلیس و ایادی آن ها در رأس این نظام استکباری قرار دارند. این خوی استکباری نظام های مستکبر است که نمی گذارد حقایق و معارف اسلام اصیل به دست انسان های دنیا برسد چراکه در این صورت چون با فطرت انسان ها هماهنگی دارند به سرعت جذب اسلام شده و به دشمنان نظام استکبار تبدیل خواهند شد.
مطلب دیگر در خصوص ادامه دار بودن منطق مبارزه با استکبار و نظام سلطه می باشد. نباید فکر کنیم که زمانی با آن ها در مورد موضوعات خاص و برای مصالح نظام و انقلاب مذاکره کردیم، دیگر با نظام سلطه مبارزه نخواهیم کرد.بلکه استکبار ستیزی دائمی بوده و تعطیل بردار نیست و خود مذاکره هم یکی از شیوه های مبارزه با استکبار می باشد.
چگونگی مبارزه با استکبار
حساسیت در مقابل دشمن؛
بنا به فرموده مقام معظم رهبری در سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) در سال 95 یکی از شاخص های انقلابی گری این است که در مقابل دشمن باید حساس باشیم. برنامه های دشمن را باید رصد کرده و متناسب با آن برنامه مقابله ای داشته باشیم.
اینکه به فکر خام برخی ها تصور کنیم که دشمن و نظام سلطه با یک مذاکره با ما از در دوستی در آمده است و فکر دشمنی نظام سلطه را همچون برخی از ساده انگاران توهم حساب کنیم در دام نقشه دشمن می افتیم چراکه همچنانکه مقام معظم رهبری فرموده اند تفکر توهم توطئه جبهه استکبار خودش یک توهم می باشد.
رهبری واحد و الهی و مقتدر؛
در مقابله با نظام سلطه و استکبار اگر از رهبری الهی و مقتدری که بتواند نقشه های دشمن را شناخته و با قدرت الهی همه مردم را باهم متحد کرده و در مقابل فتنه های آن ها با سربلندی بایستد، برخوردار باشیم موفق خواهیم بود.
در صورت نبود این رهبری و یا عدم اتحاد دور همچنین افرادی همچون دیگر کشور های اسلامی(مصر و لیبی و...) در مبارزه با استکبار موفق نخواهیم شد، هر چند بیداری اسلامی در آن ها اغاز شد ولی نظام سلطه و استکباری توانست با ابزار و امکانات و نقشه های مختلف اتحاد مردم را شکسته و انقلاب مردمی را از مسیر اصلی اسلامی خود منحرف کند.
بنابراین شرط اصلی در مواجهه با جبهه استکبار وجود رهبری الهی و مقتدر و اتحاد و انسجام در اطراف آن و اطاعت و حمایت از آن می باشد.
اتحاد و انسجام درونی؛
برای موفقیت در مقابل استکبار تا بن دندان مسلح و مجهز به همه فنون و فتن روز، باید اتحاد و انسجام درونی در میان ملل مسلمان و مخصوصاً در داخل کشور وجود داشته باشد.
تا زمانی که ما در داخل نتوانیم مشکلات خود را حل کرده و به یک تفاهم از انقلاب و استکبار و روش مقابله با نظام سلطه دست بیابیم، در مواجهه با فتنه های استکباری موفق نخواهیم شد. اتحاد و انسجام درونی در سایه اطاعت از رهبری الهی و عمل به قوانین الهی و اسلام اصیل میسر خواهد بود.
تحقیر و شکست هیمنه دشمن استکباری؛
باید با طرق مختلف با استکبار مقابله کرده و در مواجهه و مقابله با آن از خود ترس و واهمه نشان نداد. هر چقدر با قدرت با استکبار برخورد کنیم موجبات عقب نشینی آن ها را فراهم خواهیم کرد، چنانچه خداوند در سوره انفال آیه 60 اشاره کرده برای برخورد با آن ها خود را به همه امکانات روز مجهز کرده و موجبات ترس و واهمه آن ها را فراهم کنیم.
مقام معظم رهبری هم فرمودند اگر در مواجهه با استکبار یک قدم عقب بنشینیم، آن ها دو قدم جلو خواهند آمد.
تداوم و استمرار مبارزه؛ با توجه به اینکه جبهه حق و باطل در جهان از اول خلقت وجود داشته و تداوم خواهد داشت، بنابراین برای برقرای عدالت و گرفتن حقوق مستضعفین از مستکبرین، نبرد با استکبار باید در همه زمان ها و به طرق مختلف تداوم و استمرار داشته باشد. یعنی مبارزه با نظام سلطه و استکبار تعطیل بردار نیست.
بنابراین باید فرهنگ استکبارستیزی به عنوان یکی از شاخص های انقلابی گری و یکی از اصول و مبانی اسلام اصیل مورد توجه قرار گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
مبارزه به موقع و مناسب؛
با توجه به اینکه جبهه استکبار به انواع قدرت های مادی و ثروت دنیوی و امکانات و تجهیزات علمی روز دسترسی دارند شیوه برخورد با آن باید متناسب با امکانات و برنامه های آن ها صورت گیرد در غیر اینصورت علاوه بر اینکه نتیجه ای را به دنبال نخواهد داشت بلکه موجب هدر رفت نیرو و امکانات جبهه حق نیز خواهد شد.
با توجه به اینکه مبارزه با ظالم و مستکبر در همه مکتب ها و در نزد همه انسان ها، امری مورد قبول بوده و در آیات و روایت مختلف بر مبارزه با مستکبرین و خوی استکباری تأکید شده است اصل استکبار ستیزی جزو وظیفه اصلی انسان های آزاده می باشد که باید با نگاه شکاک به دشمن و با رهبری رهبران الهی و مقتدر و با تجهیز خود به انواع امکانات و لوازم روز به موقع و مداوم با نظام سلطه و مستکبران و دشمنان انسانیت مبارزه کرد و در این راه هیچ ترسی به خود راه نداد چراکه خداوند در سوره قصص آیه 5 وعده داده است که پیروزی نهایی در مبارزه با استکبار از آن مستضعفان بوده و آن ها وارثان و پیشوایان نهایی در روی زمین خواهند بود.
احمد قهرمانی-کارشناس ارشد علوم سیاسی