به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، یا امام مجتبی تنگ و لرزان است دلم و چاره ای نیست بجز بکاء و اشک بر غربتت، بایستی که روز و شب ببارم به خون دو دیده ام برای شما، ای شکیبای بی همتا و ای مولای من...
غریب و تنها نیست آن کسی که در دیار غربتی بین یک عالمه غریبه و ناآشنا زندگی کند، آدرس غریبی ات را به هر کس که داده ام، آمد بر مزارت و دلش را میان خاک حریمت جا گذاشت و رفت.
غریب واقعی آن کسی است که در خانه خودش یار و یاوری، زن و همسری، دل و دلبری ندارد و هیچ و تهی است از هر چه مهربانی عالم که باشد آه ندارد.
سرور دلسوخته من، غریب واقعی آن کسی است که هنگام شهادتش پیکر بی جان و خسته ی او را تیر باران می کنند و حال اینکه کماندارش همه از خودی ها هستند و با کینه های گداخته شان تیر در چله گذارند و با خصم خود نشانه می روند.
ای مظلوم مدینه، غریب به آن کسی می گویند که در عین معصومیت فراموش شده اش گنبد و قبر زیبایش را ویران می کنند و کلنگ تخریب خانه اش در دست همشهریان ناجوانمردش برق می زند.
ای دومین نور الهی بعد از نبی،من به فدای غربت آشکار و اشک های پنهان تو،لعنت معبود من بر آنکسی که نبیند صفای دلنواز تو را...
ای نور دیده زهرای اطهر و حیدر کرار عالمین، چه می شود شمعی بیاورم به کنار مرقد خاکی و ساده ات، بغضی رها کنم از داغ سنگین تو و موی کنان بنالم و بسوزم و بمیرم از خونابه های درون سینه ات...
و ای خدای لایزال من، تو شاهد باش و ببین که در این شبهای سرد و تاریک چه غربتی دارد مزار برادر حسین...
الغوث یا حسن بن علی علیهماالسلام
سید محمدصادق اسلامی