در حال حاضر این واقعیت انکارناپذیر است که ذخایر عظیمی از نفت و گاز در بستر دریای خزر وجود دارد و بین پنج تا تا ده سال از زمان فعلی، تولید نفت از این منطقه جای میزان نفت استخراجی در دریای شمال را خواهد گرفت. چون سه دولت از پنج دولت ساحلی دریای خزر محصور در خشکی هستند، موضوع انتقال نفت و گاز استخراج شده از این بستر دریایی، توجه زیادی را در جهان به خود جلب کرده و واضح است که در انتخاب مسیر یا مسیرهای خط لوله برای حمل نفت و گاز از بستر دریای خزر به بازارهای جهانی، هم پیامدهای اقتصادی و هم پیامدهای استراتژیک دخیل می باشند.
ایران به حقوق حقه دولتهای ساحلی در انتخاب مسیر برای انتخاب نفت و گاز استخراج شده از بستر خزر به کشورهای فراسوی منطقه احترام می گذارد. ولی این کشور مداخله برخی قدرتهای خارج از منطقه برای تحمیل مسیرهای طولانی و پرهزینه برای انتقال نفت و گاز دولت های محصور در خشکی را نمی پذیرد. بی شک، این اقدامات قابلیت های موجود ایران، صدور آسان و سریع نفت از منطقه، به آبهای آزاد را نادیده می گیرند. ایران، مداخله خارجی را رهیافتی غیرواقعگرایانه تلقی می کند و معتقد است که راههای دیگر، پیشنهاد شده از سوی آنها وقت گیر بوده، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیستند. برای نمونه، خط لوله در حال احداث باکو ـ جیحان، پرهزینه و وقت گیر است و از مناطق ناامن عبور می کند.
ایران نسبت به خط لوله پیشنهادی ماورای خزر که از زیر آب می گذرد واکنش نشان داده اند. ایران دو دلیل برای مخالفت با این گونه پروژه ها ارائه می دهد. اول اینکه بر طبق نظر مقامات ایرانی مادامی که دولتهای حوزه خزر وضعیت حقوقی جدید این منطقه را مشخص نکرده باشند، نمی توان این پروژه ها را صرفاً بر اساس توافق معدودی از دول ساحلی و بدون رضایت صریح سایر دولتها اجرا کرد. دوم اینکه پویایی جغرافیایی فعال منطقه،بستر خزر را در معرض زلزله قرار می دهد. در این شرایط احداث هر خط لوله ای در بستر دریای خزر می تواند آثار زیانباری داشته باشد که یقیناً برای محیط زیست آسیب پذیری این دریا و به ویژه برای حیات ماهی های استورژن خطرناک است.
ایران معتقد است که باید اصل امکان پذیر عرضه و تقاضا در خصوص انتقال فرآورده های نفتی از منطقه به دنیای خارج به کار رود. مزایای اصلی صدور نفت و گاز از طریق ایران از نزدیکی جغرافیایی آن، مصروف روبه رشد داخلی این کشور و وجود شبکه گسترده خطوط لوله در سراسر کشور ناشی می شود. در نتیجه، ایران در موضعی قرار دارد که می تواند گزینه های رقابتی برای صدور فراورده های نفتی دولتهای محصور در خشکی منطقه به بازارهای جهانی ارائه نماید.
اول، به دلیل افزایش مصرف نفت، ایران توانایی خرید روزانه 500000بشکه نفت از دولت های حصور در خشکی جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان برای مصرف در استان های شمالی خود را دارد. ایران، به منظور اجرای این سیاست خط لوله ای برای انتقال از تسهیلات بندری نکا در دریای خزر، به پالایشگاه تهران احداث کرده است. ظرفیت این خط لوله 50000 بشکه در روز است که ظرف مدت 15 ماه به 120000 بشکه در روز افزایش خواهد یافت. ایران، تدابیری برای افزایش ظرفیت نفتی خود در پالایشگاه تهران، تبریز و اراک به میزان 800000 بشکه در روز اتخاذ کرده است و سه پالایشگاه دیگر نیز در استانهای شمالی ایران برای تصفیه نفت وارداتی از بستر دریای خزر تأسیس خواهد کرد.
تدابیر مذکور این فرصت را برای ایران به وجود می آورند که این کشور دیگر نفت را از مناطق جنوبی برای مصرف به استان های شمالی منتقل نسازد. این ترتیبات، بدون شک سریع ترین راه حل های ممکن برای مشکل صدوربخشی از نفت تولید شده در منطقه خزر هستند.
دوم، ایران کوتاه ترین و ارزان ترین راه برای انتقال نفت از دولت های محصور در خشکی منطقه به ملت های جنوب و جنوب شرق آسیاست. به دلیل افزایش مصرف انرژی در این کشورها مزایای صدور نفت از طریق ایران را نمی توان کم اهمیت شمرد. بنابراین ترتیبات فعلی معامله پایاپای نفت که از سوی ایران پیشنهاد شده اند، راه حل ممکن دیگری برای مشکل انتقال نفت در منطقه است. ایران امر بدان معنی است که ایران نفت و گاز تولید شده در کشورهای محصور در خشکی واقع در شمال خود را دریافت و به همان میزان نفت و گاز خود را از طریق تسهیلاتش در خلیج فارس صادر خواهد کرد. کشورهای صادرکننده 13 تا 16 دلار بابت انتقال هر تن نفت به ایران پرداخت خواهند نمود.
در
خاتمه باید تأکید کرد که نزدیکی جغرافیایی ایران و پیشنهادات مقرون به
صرفه این کشور در زمینه انتقال نفت و گاز تولید شده در منطقه به بازارهای
جهانی جالب توجه بوده اند. ایران کوتاه ترین، ارزان ترین و سریع ترین راه
برای انتقال نفت و گاز نفت و گاز تولید شده در بستر خزر به جهان خارج است.