مرحله جنگ با ساختار
محمد پور خوشسعادت
وقتی دشمن در جنگ رمضان دید که با وجود شهادت رهبر و فرماندهان و موثرین و زدن زیر ساختهای نظامی و امنیتی، جمهوری اسلامی دچار فروپاشی نشد و ساختار کشور به کار خود ادامه داد، راهبردش را تغییر داد.
وقتی حذف اشخاص نتیجه ندهد، نوبت حمله به ساختارها میرسد؛ به نهادها، به اعتماد مردم و به وحدتی که در روزهای سخت جنگ شکل گرفته است.
امروز، هدف اصلی جنگ ادراکی خودِ نظام حکمرانی است.
برای رسیدن به این هدف، دوگانههای کاذب ساخته میشود؛ از «رهبری یا نهادها» گرفته تا روایتهایی مانند «کودتا»، «اختلاف درون نظام» یا القای این گزاره که «همه مسئولان خائناند».
مأموریت این روایتها، فرسایش اعتماد عمومی و ایجاد شکاف میان مردم و ارکان نظام است.
جمهوری اسلامی، حاصل پیوند مردم، رهبری، قانون و نهادهایی است که در چهار دهه گذشته شکل گرفته و ضامن ثبات و اقتدار کشور بودهاند.
هر ضربه به یکی از این ارکان، در نهایت ضربه به کل ساختار حکمرانی است.
آنچه امروز نگرانکننده است، بازنشر همین روایتها از سوی برخی نیروهای دلسوز است.
شاید نیتشان خیر باشد، اما در جنگ شناختی، نیتها تعیینکننده نیست؛ نتیجه مهم است.
وقتی یک روایت، همان خطی را تقویت میکند که لشکر سایبری رژیم صهیونیستی برای ایجاد شکاف در جامعه دنبال میکند، باید بیش از گذشته در بیان و تحلیل خود دقت کرد.
دفاع از انقلاب فقط دفاع از اشخاص نیست؛ دفاع از ساختاری است که امنیت، ثبات و اقتدار کشور بر آن استوار است.
دشمن وقتی از فروپاشی با بمباران ناامید شد، به سراغ فروپاشی با روایت آمد.
امروز، مهمترین وظیفه، مراقبت از اعتماد مردم به نهادهای کشور و جلوگیری از افتادن در دام دوگانههایی است که تنها یک برنده دارد؛ دشمن.