وی با بیان اینکه از خط فقر مطلق پایینتر، خط بقا است تصریح کرد: اگر در نظام اقتصادی کشور ذرهای دیگر اختلال حاصل شود، بقای افراد دچار اختلال میشود. ما به لطف نظام جمهوری اسلامی بعد از انقلاب مرگ ناشی از گرسنگی نداشتیم، برای اینکه نان ارزان و سیبزمینی و پنیری وجود دارد، ولی الان قیمتها طوری افزایش پیدا کرده که بعضی از اقلام غذایی از سبد خانوار حذف شده است. این فرایندی است که دائماً رو به تزاید است. اگر شما ریشه را ندانید، جاهلانه تصمیم میگیرید.
وی افزود:در حال حاضر 2.2 میلیون خانوار تحت پوشش کمیته امداد هستند. در دهه 60 هر خانوار بهطور متوسط پنج نفر بودند که در خانوادههای روستایی بالای هفت نفر هم بودند. متعاقباً بعد خانوار شهری الان سه نفر است. بنابراین با احتساب این موارد آمار 6میلیون نفر را اعلام کردند. معتقدم با این توضیحی که داده شد، قطعاً این عدد بالاتر است. قطعاً آمار قابل تأملی در باره تعداد فقرا داریم، ولی از آن مهمتر که فراتر از بحث شماست، ریشه فقر است. ریشه فقر چند دلیل دارد؛ فقری است که در همهجا متعارف است که متأسفانه بعضی از تصمیمگیران و سیاستگذاران از اینها به گروههای آسیبپذیر تعبیر میکنند. توجه به مفهوم این لغات هم بسیار مهم است...
وی با اشاره به این که موضوع فقر مسئله جدی و قابل تامل است، افزود: فقر، ریشه در بیکاری است.یعنی راهحل کمک به فقیر، اگر اقداماتی مسکّن مثل وام و کمکهزینه وجود دارد برای این است که فرصت شغلی ایجاد شود. یعنی با فقیر به صرف اعانه و پرداخت مواجهه نمیشود، مگر قشر آسیبپذیر محدودی که وجود دارد. حالا یک پدیده خیلی عجیبتر در دنیا پیدا شده که متأسفانه در ایران هم بیش از یکدهه دنبال میشود، بحثی بنام Poor working است، یعنی شاغلین فقیر است. ظاهراً فقیر نباید به شاغل گفته شود، یعنی کار میکند، ولی درآمد او در آن سطحی که قبلاً بوده، نیست. در یک سطحی از رفاه خودش را اداره میکرده است، مثلاً یک خانه 50 متری یا یک خودروی سادهای داشته است. بهواسطهای شرایطی که برای او بهوجود میآید آن را هم نمیتواند حفظ کند و مجبور است اضافه کار کند و یا وام بگیرد که متأسفانه این جریان در جامعه ما مدتی است خود را نشان میدهد. یعنی ما شاغلین فقیر را در حد اساتید دانشگاه یا پزشکان عمومی هم داریم. تقصیر خودشان هم نیست، در آن هشت ساعتی که میتوانند کار میکنند ولی نمیتوانند سطح زندگی خود را حفظ کنند.
وی ادامه داد: اگر به درصد هرم درآمدی در دنیا نگاه کنید، درآمدهای کم یا Low income و درآمدهای High income درآمدهای بالا و درآمدهای میانی. بهترین ساختار جامعه این است که تا میشود درآمدهای متوسط آن زیاد شود. مثلاً اگر جمعیت را به 10 دهک تقسیم میکنیم، یعنی بهجای درصد، دهک را در نظر میگیریم، اگر یک دهک فقیر باشد، یک دهک هم ثروت، یک جامعه آرمانی از جهت توزیع ثروت و درآمد است. یک جامعه هرچهقدر متوسط درآمدش کم باشد، یکمقدار آن را پردرآمدها تشکیل میدهد و مقدار زیادی از آن را فقرا. گاهی اوقات به مزاح به همکاران میگویم تا زیر دهک سوم فقرا میشوند، چهارم تا ششم به سمت متوسط میرود.
خوشچهره با اشاره به وعده و وعیدهای انتخاباتی گفت:تجربه بنده در مجلس، دانشگاه و نظامهای تصمیمگیری و سیاستگذاریهایی که بعضاً بهصورت مدعو دعوت میشدیم، این است که در انتخابات یکی میخواهد رئیسجمهور شود، یکی در مجلس میخواهد نماینده شود، عوارض بیماری اقتصادی ایران را میگویند، یعنی فغانشان از تورم، فقر و بیکاری بالا میرود، مثل یک پزشک که در مواجهه با یک بیمار از حالات وی مثل رنگپریدگی او متوجه بیماری او میشود. پس مشکل جمهوری اسلامی بیان عارضه است، ولی در تشخیصها عدهای هم که وارد میشوند عمقی نگاه نمیکنند. پس تشخیص مهم است. اگر تشخیص درست بود و دلایل ایجادی را دادیم، تازه به سمت درمان میرویم.
وی افزود:این نسخههای مقطعی است که در بهترین حالت میتوان نام آن را مسکن گذاشت و علاج نمیکنیم. حرف من این است اول این علایم را مبتنی بر دلایل ایجادی یک دور تحلیل کنیم. دلایل فقر و آسیبپذیری در درآمد ملی پایین است، اما صرف درآمد ملی هم کافی نیست. اگر خوب توزیع نشود میتواند باعث فقر شود و بعد بالا بردن تولید ناخالص ملی است. درآمد ملی خوب باید ریشه در تولید ملی داشته باشد، یعنی سهم من بهعنوان یک استاد دانشگاه حقوق من است. سهم کارگر، دستمزد میشود. سهم سرمایهگذار هم سود میشود. یعنی هرکسی متناسب با شرایطی که در اقتصاد دارد از درآمد ملی برخوردار میشود.
خوشچهره یادآور شد:نظام مطالبه آدم عاقل و عمیق و حکیم باید به سمت کنترل سبد هزینه خانوار در کشور باشد. یعنی باید مسکن و هزینههای افراد را کنترل کنیم. الان ازدواجها عقب افتاده، یکی از دلایل آن بهخاطر مسکن است. خیلی از آنهایی هم که ازدواج کردند دو نفری باید کار کنند که یک نفر خرج مسکن را دربیاورد و دیگری هم بگرداند. تعادل خانوادگی و تربیت فرزند هم هیچ. راهحل این است که جلوی این افزایش هزینه مسکن باید گرفته شود. اجاره خورنده اصلی درآمد است، یعنی بیش از 50 تا 60 درصد از درآمد افراد در خیلی از کلانشهرها برای اجاره میرود. این نسبت در کشورهایی که خوب کار کردند زیر 15 درصد است. دومین مورد خوراک است، الان برای فقرا 30 تا 40 درصد هزینه خوراک میشود. این باید زیر 10 درصد باشد. قیمت مواد اولیه اساسی باید با تولید انبوه آن پایین بیاید، دستوری نمیشود. بعد هم به نیازهای بهداشت و درمان میرسیم. همه تلاش دولت یازدهم این بوده که بگوید من بهداشت را سروسامان دادم. تلاش آنها واجد ارزش است، اما در خوراک و مسکن و پوشاک و آموزش اوضاع بدتر میشود. تلاش باید این باشد که جلوی ریزش بیشتر افراد جامعه گرفته شود.راهحل آن هم طبق فرمایش مقام معظم رهبری رفع موانع از تولید ملی است. فرصت اشتغال که باشد خیلی از این مشکلات حل میشود.