۱۴ / شهريور / ۱۴۰۵ - 05 September 2026
11:15
کد خبر : 8845898
۱۷:۰۱

۱۳۹۶/۰۱/۲۲

دانشجوی سیاسی کیست؟/آیا دانشجو می تواند سیاسی باشد؟

دانشجویان کنشگر سیاسی در فضای دانشگاه احتمالاً گزینه‌های اصلی هدایت سکان آینده‌ی کشور هستند و شیوه‌ی مواجهه‌ی امروز آنان با مسائل سیاسی در دانشگاه می‌تواند تأثیر جدی بر برخوردشان از جایگاه مدیران سیاسی نظام در آینده با مسائل کشور داشته باشد.
محمد ناصر پاک نژاد * - جنبش دانشجویی در عصر ما به یکی از حرکت‌های فعال در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است و چه از طرف سیاست و چه از طرف دانشگاه، رغبتی دوجانبه برای برقراری نسبت و ارتباط بین این دو وجود دارد. اهمیت فعالیت سیاسی در دانشگاه انکارناپذیر است و به همین دلیل، هم انقلاب اسلامی در سطح رهبران و سیاست‌گذاران و هم نظام‌های استیلاطلب به‌عنوان سرمایه‌گذاران در جریان‌های اجتماعی کشورهای دیگر، برای تحقق کارکرد مدنظر خود، در نسبت دانشجو و سیاست تلاش میکنند. دانشگاه خواه یا ناخواه قطب اصلی «تربیت‌کننده‌ی» نسل بعدی سیاسیون نظام است. دانشجویان کنشگر سیاسی در فضای دانشگاه احتمالاً گزینه‌های اصلی هدایت سکان آینده‌ی کشور هستند و شیوه‌ی مواجهه‌ی امروز آنان با مسائل سیاسی در دانشگاه می‌تواند تأثیر جدی بر برخوردشان از جایگاه مدیران سیاسی نظام در آینده با مسائل کشور داشته باشد. دانشجویان در نظام اسلامی وظایف و نقش‌های گوناگونی را برعهده دارند که متناسب با این جایگاه، مجموعه‌ای از مطالبات و توقعات از این قشر انتظار می‌رود. بسیاری از نظام‌های استبدادی از جمله ایران پیش از انقلاب، که مطالبه‌گری، جریان‌سازی و تربیت نسل استقلال‌خواه را جزء اهداف خود نمی‌دانند، مهم‌ترین وظیفه‌ی دانشگاه، تولید علم و مهم‌ترین وظیفه‌ی دانشجو، کسب علم است.جریان انقلاب، رابطه‌ی دانشگاه و سیاست را در خدمت این وظیفه‌ی اصلی می‌خواهد؛ به‌نحوی‌که دیالکتیک دانشگاه و سیاست به ایجاد نشاط در دانشگاه و تلاش برای ارتقای جایگاه علمی خود و کشور و رسیدن به هدف مقدس و انقلابی منجر شود. طبیعتاً تلاش برای ایجاد رکود و رخوت در جنبش‌های اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی و غیرسیاسی کردن آن‌ها دارند، لیکن انقلاب اسلامی که خود را پیشرو مطالبه‌گری و تحول و نقش‌آفرینی جهانی دانسته و اصول قانون اساسی نظام نیز مؤید آن است، فعالیت سیاسی جنبش دانشجویی را در راستای اهداف خود می‌انگارد.در میان مجموعه‌ی از مطالبات رهبرفرزانه انقلاب «کسب بینش و داشتن قدرت تحلیل سیاسی» توسط دانشجویان یا به تعبیری سیاسی شدن دانشجو، بسیار مهم و قابل تأمل است. ایشان می فرمایند: «در مرحله‌ی کنونی، آن‌چه می‌باید پس از تحصیل علم، در صدر فعالیت‌های دانشجوئی قرار گیرد، ارتقاء فکری دانشجویان در زمینه‌ی فرهنگ و سیاست است».در این مقطع تاریخی که حجم دشمنی­‌ها علیه نظام اسلامی بیشتر و پیچیده‌تر شده است، کسب تحلیل و قدرت سیاسی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. بهترین روش مواجهه‌ی سیاسی دانشجویان با ایدئولوژی‌های سیاسی، پرهیز حداکثری از تأثیرپذیری مطلق نسبت‌ به ایدئولوژ‌ی های حزبی و تأمل آزاداندیشانه بر مواضع و افکار اندیشمندان انقلاب اسلامی است که فراتر از جریان‌های سیاسی روز و فارغ از وابستگی‌های حزبی، به تبیین اندیشه‌های امام و رهبری و اصول انقلاب می‌پردازند.تحلیل مسائل سیاسی، این دانشجوست که باید قدرت تشخیص و تحلیل مسائل را داشته باشد. توقع از دانشجوی تراز انقلاب اسلامی این است که با آشنایی اسلوب و روش‌های تحلیل سیاسی، با رصد فضای موجود بتواند تحلیلی از فضا برمبنای ایدئولوژی انقلابی داشته باشد.اما این توقع رهبر معظم انقلاب با بررسی دقیق، زوایایی دارد که همه دانشجویان باید به آن با دقت بنگرند و توجه داشته باشند که باید تفکیکی میان دو مفهوم «سیاست‌گری» و «سیاست‌بازی» انجام داد. آن‌چه که دانشجویان باید به دنبال آن باشند سیاست‌گری است و نه سیاست‌بازی. حضرت آیت الله خامنه ای می فرمایند: «ما دو کار سیاسی داریم: سیاست‌زدگی و سیاست‌بازی؛ این یک‌جور کار است. این را من به هیچ‌وجه تأیید نمی‌کنم؛ نه در دانشگاه و نه در بیرون دانشگاه؛”بخصوص در دانشگاه”. یکی هم سیاست‌گری است؛ یعنی حقیقتاً فهم و قدرت تحلیل سیاسی پیدا کردن؛ که یکی از وظایف تشکل‌های دانشجویی این است. من تأکید می‌کنم، تشکل‌های دانشجویی -که عمده‌ی نمایندگان آن‌ها، در این‌جا تشریف دارید- نوع برنامه‌ریزی و کار را به کیفیتی قرار دهید که دانشجو قدرت تحلیل سیاسی پیدا کند؛ هر حرفی را به آسانی نپذیرد و هر احتمالی را به‌ آسانی در ذهن خودش راه ندهد یا رد نکند؛ این قدرتِ تحلیل سیاسی، خیلی مهم است.از اینجا دریافت می کنیم که معنای صحیح سیاسی بودن دانشگاه‌ها همان «قدرت تحلیل سیاسی داشتن» است، نه تبدیل شدن به بلندگویی برای احزاب و گروه‌های مختلف و نه سیاست زده شده. چرا که این «عدم استقلال» دور شدن از هدف اصلی «سیاسی شدن دانشگاه‌ها» است.سیاسی بودن دانشگاه ودانشجو به معنای این است که دانشجو باید قدرت تحلیل سیاسی داشته باشد تا جبهه‌بندی‌های دنیا را بشناسد؛ تا بفهمد امروز دشمن کجاست و از کجا و با چه ابزاری حمله می‌کند. و از جهتی دانشجوی انقلابی و بسیجی نمی‌تواند نسبت به مسائل سیاسی کشور بدون موضع و نظر باشد و این امر ممکن نیست.جنبش دانشجویی انقلابی مسائل سیاسی روزرا همانند قطعات پازل کنار هم چیده و با تفکیک مسائل اصلی از فرعی، به تحلیل و نتیجه‌گیری می‌پردازد، ولی جریان معارض می‌کوشد مسائل غیراصلی را به مطالبه‌ی سیاسی اصلی و درجه‌یک جنبش دانشجویی تبدیل کند و با کمپین‌های سیاسی دانشجویی برای مسائل فرعی، به ادعاهای خود در نفی حکومت مشروعیت بخشد. رهبر انقلاب به‌خوبی دو نکته‌ی فوق‌الذکر را به‌عنوان تکنیک مورد نیاز در دیالکتیک دانشگاه با مسائل سیاسی متذکر می‌شوند: «تلاش برای اصلی و فرعی کردن مسائل» و «تأکید بر حفظ آرامش» در مواجهه با سیاست.بر همین اساس باید سیاسی بود و البته سیاسی بودن دانشجو یعنی حساسیت در برابر مسائل سیاسی داخلی و بین المللی بدین معنا که یک دانشجوی متعهد تنها نباید در محور مسائل فردی و شخصی خود متمرکز باشد و از رویدادهای جامعه و جهان خود غافل گردد و نسبت به آن بی تفاوت باشد. بلکه باید با اصول و مبانی منطقی ومعقول به تحلیل حوادث و رویدادهای جهانی و داخلی بپردازد و در این مورد تکلیف و جهت خود را روشن سازد. بنابراین طرح و توجه به مسائل سیاسی داخلی و خارجی و تحقیق و بحث و تبادل نظر عالمانه پیرامون آن قدم اول سیاسی بودن است.”بنابراین یک دانشجوی سیاسی باید در دو حوزه آگاهی لازم را داشته باشد. یکی اصول تحلیل سیاسی و دومی حوزه های معرفت سیاسی که دراینجا به توضیح هر دو خواهیم پرداخت.”نباید تصور کنیم دانشجویان از اندیشیدن، سیاسی بودن، سیاسی فکر کردن و تاثیرگذاری، فاصله گرفته اند، بلکه تلاش های خود را براساس شرایط ونیازهای زمان و مکان جهت داده اند و هرگز نسل جوان دانشجو اجازه نخواهد دادکه دانشگاه خانة امن دشمنان این ملت و فریب خوردگان بیگانه بشود و این عملکرد برگرفته از سیاسی بودن  دانشجو است. از همین رو مشاهده می کنیم که امروز حضور فعال علمی دانشجویان درکنار حضور سیاسی متعهدانه و هوشمندانه آنان و به دور از جنجال ها و هیاهوهای حزبی و جناحی، خود بهترین دلیل برای حساسیت و احساس وظیفه آنان در برابر کشور، مردم و انقلاب است.قشر دانشجو و مخصوصا نهاد دانشگاه از عناصر اصلی در به شقاوت و سعادت رسیدن یک کشور به شمار میروند.باید دانشجویان در مطالبه گری و آرامان خواهی در خط مقدم باشند،باید یک دانشجو نسبت به ریز تمام مسائل کشور آگاه باشد و خود را نیز مسؤل بداند، یعنی یک دانشجو باید سیاسی باشد. در مواجهه‌ی دانشجویان با مسائل سیاسی هرچه سطح تحلیل آن‌ها عمیق‌تر باشد، می‌توانند به واکنش مناسب‌تری نسبت‌ به هر رخداد بپردازند. ازهمین‌روست که رهبر انقلاب معتقدند کشوری که دانشجویان و جوانانش مسائل سیاسی را نمی‌فهمند و تحلیل درستی از جریان‌های سیاسی دنیا ندارند، نمی‌تواند مبتنی بر مردم حکومت، حرکت، مبارزه و جهاد کند.
* کارشناس علوم اجتماعی

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید