۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
18:58
کد خبر : 8868606
۰۸:۱۸

۱۳۹۶/۰۳/۱۴
یادداشت؛

امام هرگز خستگی، سازش و شکست را نپذیرفت

حضرت امام خميني(ره) پـس از انبيای بزرگ الهي و معـصومان(ع) از کم نظيرترين و ممتازترين شخصيت هاي تاريخ بشريت است كه با انديشه‏هاي بلند الهي و تلاش‏هاي صادقانة خويش مسير تاريخ را دگرگون كرده و سر منشاء تحولات عظيمي‌در ايران و جهان شد.

به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، امام راحل نمونه انسان كامل و شخصيتي جامع است كه از اصيل ترين انقلاب هاي تاريخ را به پيروزي رساند و نظامي بي بديل را پايه ريزي و رهبري کرد و با تکيه بر عنصر آگاهي، استقامت وشجاعت تزلزلي آشكار در اركان و مباني مکاتب الحادي و تمدن هاي مادي غرب و شرق بوجود آورد.

امام خمینی رحمه الله در روز 20 جمادی الثانی 1320 هجری قمری مطابق با 30 شهریور 1281 هجری شمسی هم زمان با سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر علیهاالسلام به دنیا آمد، پدر بزرگوار ایشان، مرحوم آیت اللّه سید مصطفی موسوی، از معاصران آیت اللّه العظمی میرزای شیرازی رحمه الله بود و در حالی که بیش از پنج ماه از ولادت امام نمی گذشت، به دست طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمّال حکومت وقت، به دلیل سر دادن ندای حق طلبی به شهادت رسید.

امام خمینی رحمه الله دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مؤمنه اش، بانو هاجر، و عمه مکرمه اش، صاحبه خانم، گذراند. قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح را نزد معلمان و علماء منطقه فرا گرفت و در سال 1298 ش عازم حوزه علمیه اراک شد و در سال 1300 ش اندکی پس از هجرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم، رهسپار حوزه علمیه قم شد و به ادامه تحصیل علوم حوزوی پرداخت.

هم زمان با فراگیری فقه و اصول به فراگیری ریاضیات، هیئت فلسفه، عروض، قوافی و فلسفه اسلامی و غرب و عالی ترین سطوح عرفان نظری و عملی پرداخت.

او طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی پرداخت. در سال 40 و 41 ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی موجب شد تا رهبری نهضت اسلامی مردم ایران را به عهده گیرد که با تلاشهای خستگی ناپذیر ایشان این نهضت در سال 1357 به پیروزی رسید. و بالاخره در 14 خرداد 1368 پس از عمری مجاهدت، به ملکوت اعلا پیوست.

امام خميني در پيروي از فرمايش امام علي(ع)، در رعايت پرهيزکاري و نظم در امور، از نمونه هاي کامل به شمار مي روند که ضمن تهذيب نفس و تقوا، براي تمامي ساعات شبانه روز برنامه اي خاص داشتند. همه کارهاي ايشان، از جمله مطالعه، عبادت، دعا و نيايش، رسيدگي به امور مسلمانان و کشورهاي اسلامي، استراحت و اوقات فراغت و انجام امور برنامه و زمان مشخصي داشتند. ايشان ضمن پشتکار و خستگي ناپذيري، بر خدا توکل مي کردند که همين ويژگي ها، سبب استفاده هرچه بهتر از ساعات پر برکت عمر ايشان به شمار مي رود.

امام خميني(ره) در عين داشتن صلابت و صراحت، پدري مهربان و دل سوز و ياري امين براي اطرافيان و آشنايان نيز بودند. يکي از فرزندان اين بزرگوار در وصف پدر چنين مي گويد: «امام با افراد خانواده بسيار گرم و مهربان بودند، ولي در عين حال به خاطر جذبه اي که داشتند، از ايشان حساب مي برديم. امام همه اولادشان را به يک نظر نگاه مي کردند، به طوري که بعد از اين همه سال، متوجه نشديم کدام يک از فرزندانشان را بيش تر دوست داشته اند»، آينده نگري و عاقبت انديشي در امور، از ويژگي هاي شخصيتي امام خميني (ره) به شمار مي رفت که همواره به آن توجه وافري داشتند.

ايشان در جايي فرموده بودند: «در اين مبارزه ،بذري را که الانمي کاريم، ممکن است پنجاه سال ديگر به نتيجه برسد».

بصيرت، بينايي و ديدن مسائل و عمق زواياي امور، از ويژگي هاي شخصيتي امام خميني(ره) به شمار مي رفت که در فراز و نشيب هاي مسايل، از آن استفاده مي کردند.

ايشان نقل مي کنند که: «گاهي کسي پيش من آمده، شروع به صحبت مي کند (؛ولي) هنوز حرفش تمام نشده، مي فهمم که آن چه مي خواهد بگويد، چه نقشه اي دارد و چه نتيجه اي مي خواهد از اين ملاقات بگيرد».


امام خميني(ره) از همه علوم لازمه براي موفقيت در نهضت بهره مند بود. او عالمي اسلام شناس، سياستمدار، مردم شناس، آگاه به مسائل روز دنيا و تاريخ عمومي و تاريخ اسلام بود که از فلسفه و عرفان و اخلاق و همه علوم تخصصي حوزوي در حد بسيار بالايي برخودار بود به گونه اي که نه تنها در حرکت هاي خود نياز علمي به کسي نداشت؛ بلکه از استادان مشهور به شمار مي رفت.

يکي از نزديکان امام مي گويد: «يکي از اساتيد نجف مي گفت: من بيست سال در نجف درس خواندم و خيال مي کردم مستغني شده ام، اما وقتي امام نجف آمدند و من به درس او رفتم! ديدم خير، هنوز چيزي نفهميده ام».

مردان بزرگ، به فراخور عظمت روحی خود، اهدافی بس والا را در نظر دارند. آنها، دور دستها را می نگرند و به لحاظ داشتن جایگاه والا و احاطه بر اُمور، دایره دیدشان بسیار وسیع تر از دایره دید دیگران می باشد و طبعا در راه رسیدن به هدف موردنظر، به فراخور ارزش هدف، هزینه می کنند و برای رسیدن به آن هدف، خستگی به خود راه نداده و به شکست فکر نمی کنند؛ چراکه به هر حال، در راه انجام وظیفه معتقد به وجود شکست نیستند. امام از زمره آن مردان بزرگی بود که هدفی بس بزرگ را در نظر داشت. او به تحوّلی عمیق در جامعه و انقلابی فراگیر که منجر به تغییرات بنیادین در جامعه شود، می اندیشید، از این رو، ایشان برای نیل به این هدف، همه مشکلات و مصیبت ها را به جان خود خرید و از بهترین جایگاه و موقعیت در حوزه علمیه چشم پوشی نمود و دستگیری و زندان و تبعید را بر آن ترجیح داد و هیچ گاه با دشمن از سر سازش در نیامد.

امام پس از آزادی از زندان شاه در ردّ مطلبی که از طرف رژیم شاه به دروغ در مطبوعات به روحانیت نسبت داده شده بود که مقامات روحانی با دولت به توافق رسیدند، مطالبی بیان کردند و شدیدا این مسئله را ردّ نمودند.

ایشان با کمال شجاعت فرمودند: «خمینی آنجا هم که بود، تو حبس هم که بود، مجد اسلام را حفظ می کرد. می تواند حفظ نکند؟ اسلامی که پیغمبر اسلام، این قدر زحمتش را کشیده است، ائمه هدی این قدر خون دلش را خورده اند، علماء اسلام این قدر زحمت کشیده اند، خمینی و امثال خمینی می توانند که یک چیزی بگویند که برخلاف مصالح اسلام باشد؟

و خستگی ناپذیر امام، به ایشان اجازه سکوت نداد ،آنگاه که امام فرزند برومند خود را از دست داد، در حالی که او را امید آینده اسلام می دانست، خم به ابرو نیاورد و حتی در مقابل دیدگان اغیار، اشکی نریخت؛ در حالی که علاقه عجیبی به آن شهید داشت و در این باره دارای روحی سرشار از عواطف و احساسات بود. او شهادت فرزند خویش، آقا مصطفی، را از الطاف خفیه الهیه دانست.

هنگامی که امام در عراق بود و از آنجا انقلاب را رهبری می نمود، در تخییر بین باقی ماندن در سکوت و بین ترک آنجا و ادامه فعالیتها، راه دوم را برگزید و تسلیم فشارهای دشمنان نگردید، امام در مقابل آنان فرمود: «و ما هم تعهداتی خودمان داریم نسبت به اسلام و نسبت به ملت خودمان. ما به کار خودمان ادامه می دهیم... من اعلامیه می دهم، نوار هم پر می کنم و می فرستم. منبر هم اگر رفتم، صحبت می کنم. اینها چیزی است که من نمی توانم خلافش را بکنم.

قيام حضرت امام (ره) هم از حيث نظرى، هم از حيث آرمانى و هم از حيث عملى تأثيرات و تحولات شگرف و قابل توجهى را بر جهان غرب بر جاي گذارده است، همان‌گونه كه مقام معظم رهبري(مدظله العالی) فرمودند امام (ره) مبشر دوران جديدي درتاريخ حيات بشري است كه مطالبات معنوي بشر و رويكرد ديني و مذهبي انسان بيش از ادوار گذشته وچند قرن اخير، جلوه‌گر خواهد شد‌، البته :«امام خميني (ره) پيامبر تازه اي نبود‌، اما او از يادآوران بود‌، از مخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطري مردمان با خداوند را به آنان ياداوري كرد و پس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلي مي‌گذشت چون اسلاف خويش از ابراهيم واسماعيل ومحمد (ص) دور‌‌‌‌ه اي از جاهليت وعصر ديگري از دينداري زا آغاز كرد، اين عصر تازه را بايد عصر امام خميني (ره) نام نهاد».

رهبر معظم انقلاب اسلامی در این باره می فرمایند: امام ما برای حیات دوباره اسلام، درست همان راهی را پیمود که رسول معظم صلی الله علیه وآله پیموده بودند؛ یعنی راه انقلاب را. این عصر را باید «عصر امام خمینی» نامید؛ و ویژگی آن، عبارت است از بیداری و جرئت و اعتماد به نفس ملت ها در برابر زورگویی ابرقدرت ها و شکستن بت های قدرت ظالمانه و بالندگی نهال قدرت واقعی انسان ها و سر برآوردن ارزش های معنوی و الهی، امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، الگو و نمونه حیات جامعه انقلابی ماست و خطوط اصلی انقلاب، همان است که امام ترسیم فرموده است.

امام، آن روح الله بود که با عصا و ید بیضای موسی و بیان و فرقان مصطفوی به نجات مظلومان کمر بست، تخت فرعون های زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت،سخت ترین حوادث در اقیانوس وجود او (امام) تلاطم ایجاد نمی کرد؛ او بر هواهای خود امیر بود. امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن، افسانه نیست.

بیست و هفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)، ظهور انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت روح‌الله (ره) که موجبات بیداری و احیاگری اسلامی با محوریت اسلام ناب، مقتدر و انقلابی است را گرامی میداریم.

رحیم رضاخانی



گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید