
به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، دخترها تصور میکنند دیدگاه پسرها همانند آن هاست و همینطور بالعکس. اساس روابط دوستی، شناختن دیدگاهها و طرز فکر جنس مخالف در روبهرو شدن با وقایع و اتفاقات است، تا بتوان از این تجربه درزندگی مشترکاستفاده کرد.
ولی این یک اصل گمشده درروابط دوستی دختران و پسراناست .دختران تصور میکنند پسران تشنه احساسات هستند و پسران نیز تصور میکنند دختران نیاز جنسی زیادی دارند.
پسران در روابط دوستی به هوس وغریزه جنسی خود بیشتر بها میدهند و پس از نخستین ارتباط جنسی دچار وابستگی جنسی میشوند یعنی رابطه جنسی آن ها گستردهتر و بیشتر میشود.
آن ها در همه ملاقاتهای بعدی دنبال فرصتی برای تأمین نیازجنسی و شهوت خود هستند و تا زمانی که طرفشان پاسخگوی این نیاز باشد این رابطه ادامه دارد. ولی هر زمان که طرفشان ازرابطه جنسی خودداری کند. آن موقع است که اخلاق و رفتار پسر تغییر میکند یا مدام بهانهگیری میکند یا آن رابطه را برهم میزند(اینجابیشترین لطمه را دختر می خورد).
دختران تا زمانی که به فردی احساس نداشته باشند و وابستگی احساسی پیدا نکنند نمیتوانند رابطه جنسیرا با آن فرد تجربه کنند. ترجیح میدهند این رابطه از روی عشق و محبت و دوطرفه باشد. از اینکه بدون احساس تن به چنین رابطهای بدهند بیزارند.دختران پس از رابطه جنسی دچار وابستگی بیشتری میشوند و بیشتر دوست دارند مورد توجه احساسی طرف مقابل قرار بگیرند. در اکثر روابطی که در آن رابطه جنسیرا تجربه کردهاند ولی رابطه دوستی آن ها به اتمام رسیده دچارافسردگی موقتی میشوند. بیشتر تمایل دارند دوست داشته شوند تا اینکه دوست بدارند. آن ها میتوانند بارها حس عاشقی را تجربه کنند. این در حالی است که معمولا پسرها فقط یکبار عاشق میشوند و اولین عشق را فراموش نمیکنند. آن ها اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشند، هرکاری برای بهدستآوردنش میکنند و بهاصطلاح به آب و آتش میزنند. ولی اشکال اینجاست که پسران جوان همه انرژی خود را قبل از ازدواج صرف طرف مقابل میکنند.
نیازهای احساسی و حتی جنسی زنان پس از ازدواج بیشتر از دوران قبل از ازدواج است، به همین دلیل است که مدام از سردی همسر خود شکایت دارند. دخترانپیش از ازدواجتمایل دارند طرفشان بهسمت آنها بیاید، که این موردبعد از ازدواجدگرگون میشود؛ این زنان هستند که به سمت همسر خود میروند و مردان در اینباره تلاشی نمیکنند. نکته بسیار مهم اینکه بسیاری از دخترها و پسرها با شنیدن این مطالب و بررسی آسیبهای جدی این روابط میگویند: از کجا معلوم که این آفات در دوستی ما به وجود آید؟ هر قاعدهای استثنایی دارد؛ از کجا معلوم که ما استثنای این قاعده نباشیم؟ این افراد گمان میکنند که رابطه آن ها از روابط دیگران عمیقتر و مستحکمتر بوده و فقط روابط دیگران، سست و بر پایه علاقه جنسی بنا شده است.
دختران چگونه خود را گول می زنند؟
دختر میگوید: دوستم گفته، که فقط مرا به خاطر خودم میخواهد نه برای سوءاستفاده جنسی. در مقابل پسر هم میگوید: بیچاره دختر، نمیداند هدف واقعی من ازدواج و خوشبخت کردن او نیست. حالا که پسر اعتماد دختر را جلب کرده است و با زرنگی هم به دختر قبولانده که او را زن آیندهاش میداند و بهعنوان شریک زندگی دوستش دارد، زمینه را برای منظورش مهیا میبیند و به او میگوید که :
ما اکنون از طریق قلبهایمان با هم زن و شوهر هستیم، چرا تا فراهم شدن زمینه ازدواج، خودمان را از لذت جنسی محروم کنیم. بیا از همین حالا رابطه جنسی برقرار کنیم.
متأسفانه بعضی از دخترها هم برای اینکه رضایت پسر را جلب کنند مرتکب این اشتباه بزرگ میشوند و تقاضای رابطه جنسیاو را قبول میکنند. غافل از اینکه پسرها هیچوقت با کسی که قبلاً با او دوست بودهاند و یا رابطه جنسی داشتهاند، هرگز ازدواج نمیکنند.
چراکه پسرها برای ازدواج دنبال دختر سالم و پلمپ می گردند. و دخترانی که قبلا وا داده اند! و با دیگران رابطه داشته اند رادختر مناسب ازدواجنمی دانند (بازهم دخترها لطمه می خورند).
در این زمینه باید گفت که دخترها با این اشتباه نه تنها خودشان را ارزان فروختهاند و در حد یک چیز بی ارزش پایین آورده اند، بلکه پسران با دیدن این رفتار، آنها را افرادی هرزه تلقی میکنند. پسرها این کاردخترانیعنی تن دادن بهانواع رابطه با دوست پسررا به حساب سست بودن و غیر قابل اعتماد بودنشان میگذارند و میگویند، اگر فرد دیگری هم این تقاضا را داشته باشد، احتمال دارد که به او هم جواب مثبت بدهد.
البته مطلب بالا، یکی از حالات دوستی دختر و پسر بود که پسرها با وعده ازدواج، دخترهای جوان را خام میکنند و بهسوءاستفاده جنسیاز آنها میپردازند.
حالات دیگری هم برای دوستی دختر و پسر قابل تصور است، که در زیر به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
دوستی با جنس مخالف به منظور اخاذی
برخی دخترها میدانند که پسرها قصد ازدواج ندارند و پسرها نیز علناً به طرف مقابلشان میگویند که قصدشان از این دوستی برای شناخت و ازدواج نیست. آنها فقط برای خوشگذرانی باهمشریک جنسیو دوست میشوند و به این طریق میخواهند از تنهایی دوران مجردی فرار کنند.
بعضی از دخترها به هر دلیلی حاضر به دوستی با این قبیل پسرها هستند و قصدشان را از این رابطه، تخلیه احساسات و ارضای غیراخلاقی جنسی خودشان معرفی میکنند. آنها گمان میکنند هرکاری که غریزهشان بخواهد، میتوانند بکنند و الان که جوان هستند باید تا می توانند عشق و حال کنند ! و میگویند:شوهر آیندهمان از کجا خواهد فهمید که ما در گذشته روابط جنسی داشتهایم؟
تا آنجا که بتوانند، با جنس مخالف رابطه برقرار میکنند و در انحای همین روابط ناسالم طرف مقابلشان را هم تیغ می زنند! یعنی مخارج خوشگذرانی خود را از طریق تنفروشی تأمین میکنند و با یک تیر دو نشان میزنند. آنها با خود میگویندبعد از ازدواج، اینطور روابط نامشروع را کنار خواهیم گذاشت. ولی نمیدانند حتی اگر هم بخواهند، دوستپسرشان از این روابط، به این سادگیها ـبعد از ازدواجآنها ـ نخواهند گذشت.
اتفاقاً میگویند اکنون موانع هم از میان برداشته شده و وقت برداشت محصول نقشههای شوم گذشتهمان است. چراکه برخی از پسرها خیلی نامرد و بی وجدان هستند و بیشتر برای بعد از متأهلشدن دختر برنامهریزی میکنند؛ در دوران دوستی از او عکس یا فیلم تهیه میکنند و این مدارک را برای بعد ازازدواج دخترهابهمنظوراخاذی جنسینگه میدارند و در وقت مناسب طی تماسی با دختر، تهدید میکنند که اگر با آنهارابطه جنسیبرقرار نکند، عکس، فیلم و یا صدای ضبطشده او را به همسرش میدهند. فاششدن این موضوع عواقب وحشتناکی را برای دختر در پی خواهد داشت. باعث میشودزندگی مشترکاو نابود و در بین فامیل آبرویش از بین برود و به علت خیانتش، برایازدواجمجدد، به سراغش نخواهد رفت.
اینجاست کهدختربهرغم میل باطنی، برای فاشنشدن رابطه دوران مجردیاش، بهرابطه جنسیبا دوستپسر قبلیاش تن میدهد و خیانت آن دختر مجدداً در دوران متأهلی رقم میخورد. فاششدن این خیانت مجدد، ممکن استخودکشی دختررا به دنبال داشته باشد.
تا پول داری رفیقتم!
در بین دخترها کسانی هستند که از سادگی و پاکی بعضی از پسرها سوءاستفاده و آنها را در دام عشق پوشالی خودشان گرفتار میکنند. هر روز به بهانههای مختلف از جمله سالگرد تولد، جشن تولد فلان دوست،خرید لوازم آرایشی ـ بهداشتی،خوشگذرانی در کافیشاپ، خرید کارت شارژ موبایل و… شروع به خالیکردن جیب پسرها میکنند. این کار آنها هم بدون هزینه نیست و باید در عوضنیازهای جنسی پسررا برآورده کنند؛ که آنهم به قیمت ازدستدادن نجابتشان تمام میشود.
عاشقان واقعی
تعداد اندکی از پسرها با نشاندادن جسارت، محبت، عشق پاک و … همه عمرشان را بهپای معشوقشان میگذارند. تعداد این دسته از افراد، خیلی کم است، چون پسرها اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشند، با او دوست نمیشوند، سعی میکنند با آن که دوستش دارند ازدواج کنند. در این گروه هم آفاتی وجود دارد، در برخی از موارد دخترها با دیدن یک پسر خوش تیپتر، شیفته میشوند و به پسر عاشقپیشه پشت میکند. به وفادار ماندن این دخترها هم نمیشود اعتماد کرد. بعضی از دخترها نیز در دوستی با پسری که قصد شناخت برای ازدواج دارد، همان رفتاری را بروز میدهند که انگار در میهمانی هستند.
دوست اجتماعی
دختر و پسر رابطه دوستیشان را با جنس مخالف، به رابطه دوستی با دو همجنس تشبیه میکنند و میگویند ما اصلاً احساس نمیکنیم که با جنس مخالف دوست هستیم ما یک دوست اجتماعی هستیم؛ براساس خلقت انسان، هر جنس فقط برای جنس مخالفش نیروی جاذبه تولید میکند نه برای همجنس خودش، بنابراین دختر و پسر هم اگر همجنساند، پس چرا برخلاف طبیعت همدیگر را دفع نمیکنند، بلکه بالعکس همدیگر را جذب میکنند؟! پس هر عقل سالمی تأیید میکند که این حرف برخلاف طبیعت و کذب محض است.
تمرین زندگی مشترک
دخترها و پسرها به بهانه کسب تجربه و مهارت در زندگی با هم دوست میشوند، آنها می گویند برای هر کاری باید آموزش دید ما هم باید برای زندگی واقعیزناشویی و حتی سکس با همسر آینده مان آموزش و مهارت پیدا کنیم. ولی نمیدانند که همیشه اولین تجربهها هستند که به یاد میمانند. آنها تجربههای به یادماندنی را با فرد بیگانهای تجربه میکنند نه با بهترین یارشان.
آن چیزی که از یاد این دختران و پسران فراموش شده، جایگاه تعهد و وفاداری به همسر آیندهشان است. آنها این موضوع را باید بدانند که اگر میخواهند همسر آیندهشان هم متعهد باشد و به آنها وفادار بماند، باید خودشان هم متقابلاً به آنها وفادار باشند.
انسان فقط باید لذت ببرد
و بالاخره گروه آخر مربوط به پسرهایی است که هیچچیز به جزارضای جنسیو خوشگذرانی برایشان مهم نیست و اصلاً خودشان را در قیدوبندتشکیل خانوادهنمیدانند. هر روز با یکی هستند و تا آخر عمر هم تنوعطلب باقی میمانند. این افراد، مشتریان زن خاص خودشان را دارند و هیچوقت هم سیر نمیشوند مگر در زیر خروارها خاک.
در انتهای این بحث سنگین و پرپیچ و خم باید بگوییم، آن چیزی که از یاد ایندختران و پسرانفراموش شده، جایگاه تعهد و وفاداری به همسر آیندهشان است. آنها این موضوع را باید بدانند که اگر میخواهند همسر آیندهشان هم متعهد باشد و به آنها وفادار بماند، باید خودشان هم متقابلاً به آنها وفادار باشند. اینطور نیست که به تبع نفس، در مجردی هرکاری که خواستیم انجام دهیم و بعد انتظار داشته باشیم که در زندگی مشترکمان یک فرد پاک و مقدس نصیبمان شود.
ازبین رفتن كرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها
كاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب
ننبود شناخت درست و واقع بینانه
ایجاد جو بدبینی
محرومیت از ازدواج پاك
عشق های دروغین
شکسته شدن حریم های شرعی
شکست در عشق و سرنوشت های وحشتناک
نکته آخر:
دختران و پسران برومند ایرانی آیا می شود هر کاری که دلمان خواست انجام دهیم و در آخر هم از زندگی مان خشنود باشیم و به اهداف زندگیمان برسیم.کدام انسان موفقی را دیده اید که بگوید در زندگی هر کاری دلم خواست انجام دادم و حالا هم موفق هستم. یک قهرمان ورزش یک دانشمند یک تاجر موفق یک سیاستمدار عالی رتبه یک دانش آموز و یا یک دانشجوی موفق برای موفق بودن بسیاری از مواقع کارهای مورد علاقه بسیاری را انجام نداده اند تا توانسته اند موفق شوند. چطور ممکن است ما در زندگی هر کاری که دوست داشتیم و به ما لذت می داد انجام دهیم و بازهم بگوییم در زندگی وتشکیل خانواده ما موفقب وده ایم !
علی تارم