
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، ما را چه شده است نمی دانم. این روزها تصاویر دلخراش و زجرآور کشتار مظلومانه مسلمانان میانماری ، دست به دست در شبکههای اجتماعی میچرخد و هر چند هنوز به یک موج اثرگذار تبدیل نشده ، اما تلویزیون ما همچنان خندوانه پخش میکند، شاید توجیهی دارند دوستان و ما نمیدانیم ...... مسؤولان و دیپلماتهای ما هم که مشغول امور روزمره شان هستند، ما هم که سرمان گرم رونق بخشی به جیفه دنیاست و در اندیشه کسب حال خوب و چه دروغی است حال خوب داشتن در دنیایی که این چنین است!
آن سوی قاره کهن اما عدهای تنها به جُرم مسلمانی، زنده زنده در آتش میسوزند و خبری نیست از غوغاسالاری مدعیان حقوق بشر و گویا، گردِ مرگ پاشیدهاند بر این کره خاکی و این بشر دوپا که کاملاً بی تفاوت از کنار یک نسل کشی تمام عیار میگذرد.
خب طبیعی است که در این اوضاع و احوال، اسرائیل از مسلمان سوزی و نسل کشی آنها در میانمار خرسند است چه آن که در مقابل نژاد پرستی و خویش برتر بینیِ یهود، تنها مسلمانان را دشمن میدارد و گرنه اکثریت مسیحیان که هماهنگ هستند با آرمانهای صهیونیسم یا مجبور به هماهنگی با اویند.
اعتراف صریح روزنامهها آرتص شاید پرده از بخشی از حقیقت مسلم بر روی ما بردارد آن جا که نوشت:" وزارت جنگ اسرائیل تامین کننده سلاح شبه نظامیانی است که در حال قتل عام مسلمانان روهینگیا در میانمار هستند."
نیازی به مسلمان بودن هم نیست، اندکی انصاف و وجدان و ضمیر آگاه اگر وجود داشته باشد در برابر فجایعی که در میانمار میگذرد باید نماینده رساترین بانگهای اعتراضی شد، حتی در تنهایی، بی آن که صدایت را پژواکی باشد.
خبرها اما بسیار دردآور است... قتل عام و زنده سوزی دست کم 5 هزار کودک و زن و مرد مسلمان میانماری تنها در همین چند روز به دست شبه نظامیان بودایی این کشور و البته با حمایت جدی ارتش آن... مصیبتی که سالیانی است البته وجود دارد و هر از گاهی به بهانه ای رسانه ای میشود.
در دهه ولایت نباید اوقات تلخی کرد اما مگر مشاهده مرگ آن کودک میانماری میگذارد...
لعنت به این دنیایی که چهرههای زشت و پلیدش این روزها بیشتر شده.... لعنت به آنها که فقط شکل و ظاهرشان شبیه انسان است و حقیقتاً گمراه تر و پست فطرت تر از هر حیوان درندهای هستند......لعنت به رسانههایی که قلبِ حقیقت میکنند و حقیقت مظلوم کُشی را نمایش نمیدهند و اذهان ما را به امور بیاهمیت جلب میکنند!
و این لعنتها ادامه دارد و چه میشود کرد که همه سرگرم زندگی دو روزه دنیا شدهایم و گاه گُداری اگر هم میخواهیم حرکتی کنیم، مصلحت طلبی و عافیت گزینی سد راهمان میشود و آن تاثیر لازم را لاجرم نداریم.
در آموزههای دینی ما حتی اگر میانماریهای مظلوم، مسلمان هم نبودند به عنوان انسانهایی که به ناحق به آنها ظلم شده، باید مورد حمایت جدی ما به عنوان یک مسلمان قرار میگرفتند و به راستی جرم آن کودکی که خفه میشود و در آتش میسوزد، چه بوده جز دین پدر و مادرانش.
ما مظلوم یاوری و ظالم ستیزی را از مرام مولایمان علی (ع) آموخته ایم که فرمود: "کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا"
به هر حال در دنیای کثیفی که سکوت جامعه جهانی، زجرآورتر از دیدن تصاویر قتل عام کودکان و زنان بی دفاع است، ما نمیتوانیم و نباید بی تفاوت باشیم که اگر این گونه شد و حتی کم تفاوت هم شدیم، دیگر حق نداریم داعیه مسلمانی داشته باشیم و این درسی است که از رسول مهربانیها و برترین مخلوق حق تعالی حضرت محمد(ص) فرا گرفته ایم که فرمود: "مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ".