به گزارش خبرگزاری بسیج، مظفر اقبال رئیس مرکز اسلام و علوم کانادا در چهارمین کنگره بینالمللی علوم انسانی اسلامی با بیان اینکه درباره علمی صحبت میکنیم که بتواند تمام نیازهایی که از آن انتظار داریم را مرتفع کند، ابراز داشت: در همین راستا تلاش میکنیم مفهوم انسان و بشر که از طریق وحی به آخرین پیامبر(ص) رسیده است را احیا کنیم، در دومین کنگره علوم انسانی اسلامی شاهد توسعه و پیشرفتهای قابل تأملی بودم و در این کنگره نیز شاهد بروز پیشرفتهایی هستیم که داریم این شتاب را ماورای مکاتب فکری موجود حرکت میدهیم.
وی با اشاره به اینکه تعامل میان تمدنهای اسلامی با یک جهان بینی متفاوتی نسبت به سده 18 و 19میلادی در حال حرکت است، چالش پیشرو را چالش تمدن نوین اسلامی دانست و افزود: باید از طریق مکاتب غربی این قیاس را انجام دهیم و به سطحی برسیم که قبلاً هم این طور نبوده است، این اولین باری است که این جنبش اسلامی شکل گرفته است و میخواهیم با جهانبینیهای موجود مقابله کرده و با مفهوم «بشر و انسان» نقطه مقابل تقابل را رقم بزنیم تا به وحی نبوی اتصال دهیم.
اقبال با بیان اینکه پیامبر اعظم(ص) با زبان عربی تعالیم خود را ارائه دادند، گفت: یعنی همه از آن ترمینولوژی واحد تبری کردند، مثلا اگر کلمه «الله» را در نظر بگیریم، آنها از این واژه استفاده می کردند و می دانستند «الله» وجود دارد و این یک چیز جدیدی بود و جهان خبر از این مفهوم جدید نداشت تا اینکه وحی اتفاق افتاد و همه این تعالیم و مصادیق آمدند و ارتباط برقرار کردند با خالق هستی بخش که همان الله است؛ یعنی مفهوم یک پروردگاری که دیگر شریکی ندارد.
وی با شاخص خواندن قرآن کریم برای دستیابی به تدوین شاخههای علوم انسانی اسلامی ادامه داد: اگر چنانچه این مفهوم علوم انسانی بیاید منعکس با دستاوردها و مطالعات قرآنی شود و اگر بیایید تمام تحقیقات انجام شده در روانشناسی و سایر علوم را در نظر بگیرید، میتوان کیفیت این ویژگیهای بارز را برگرفته از مطالعات قرآنی دانست.
رئیس مرکز اسلام و علوم کانادا در ادامه به طررح سؤالاتی پیررامون جامعهشناختی اسلام و وضعیت سهگانه «نفس» پرداخت و اظهار داشت: مکتب فکری غرب خود را بر اساس عقلگرایی ایجاد کرد و مانند یک حالت حصار شدهای که هیچ پنجرهای رو به بهشت ندارد و فصل جدیدی به سمت خالق خود نمیگشاید، در حالی که این مفهومی که از بشر در تمدن اسلامی مطرح میکنیم، کاملاً متفاوت از چیزی است که از مکاتب و علوم انسانی غربی گرفته شده است.
وی با بیان اینکه تاریخ 2 بار از تمدن اسلامی تأثیر پذیرفته است، ادامه داد: بار اول که خیلی گسترده بود و ترجمههای زیادی از فلسفه یونانی داشتیم، همین طور بحث تمدن هندی به زبان عربی، اینها آمدند و مکتب فکری را رقم زدند که در آن برهه پابرجا بود، اگر از نقطه نظر معنویت، تمدن اسلامی را بررسی کنیم، بسیار غنی و با صلابتتر از آن چیزی است که ما از مکاتب دیگر گرفتهایم، آن قدر تمدن اسلامی ناب است که باید از نقاط مثبت آن استفاده کرده و آسیبهایش را در نظر نگیریم.
اقبال خاطرنشان کرد: با این وجود تمدن مسلمانان در قرون 18 و 19 به صورت ناقص بروز و ظهور داشت و پر از مشکلات بود به خاطر نفوذ سکولاریسم در بطن علوم انسانی و اسلامی و تأثیر بدی که داشت و بعد مستعمرهسازی کل جهان اسلام را شاه بودیم که در اقصی نقاط جهان رخ داد، سیستمهای آموزشی از این طریق از بین رفت و بعد از آن اندیشمندانی نداشتیم که به بحث علوم انسانی اسلامی تسلط داشته باشند.
وی با بیان اینکه ابن سینا، خیام و دیگر دانشمندان در قرن 18 و 19 تئورریهای خوبی را مطرح کردند، افزود: این آخرین وضعیت عقلگرایی بود و بعد آن چه شد! آمدیم از جهانبینی غیراسلامی در سیستمهای آموزشی خود استفاده کردیم، آمدند این تماس زبانشناسی در خصوص اندیشمندان اسلامی را از کتابها پاک کردند و ارتباطی که آنها با وحی و تعالیم انسانی داشتند را قطع کردند.
رئیس مرکز اسلام و علوم کانادا با تأکید بر اینکه باید قالبی ایجاد شود تا در آن به توسعه و اشاعه علوم انسانی و اسلامی منجر شود، ابراز داشت: مکاتب اسلامی در همه جا وجود دارد و دانشگاهها در دنیای اسلام تأسیس میشوند، مخصوصا زمانی که بحث مستعمرهسازی مطرح بود، اما در ایران اتفاق خوبی رخ داد و این نور زیبای وحدت علوم انسانی و اسلامی بود، باید توجه داشت این دانش جهانبینی و بحث تعالیم وحی تنها امید ما برای توسعه هستند.
وی خواستار تربیت نسل جدیدی از اندیشمندان و متفکران اسلامی شد و گفت: در این راستا قواعد و ارکان اصلی علوم انسانی منطبق با علوم انسانی اسلامی و سنتهای برگرفته از اسلام دوباره ساماندهی شده و اگر این اتفاق نیفتد ما نمیتوانیم اهدافمان را محقق کنیم، متأسفانه مسلمانان در بحث دانش اسلامی در واقع هنوز گامهای مؤثری را بر نداشتهاند، پس باید نسل جدیدی از اندیشمندان اسلامی را تربیت کنیم که هم قلمرو انسان و هم خداوند را بفهمند و هم به مکانیسمی دست پیدا کنند تا این وضعیت عملکرد را خالص کند.