به گزارش بسیج جامعه زنان کشوری خبرگزاری بسیج، گالیا توانگر - جاده قدیم فیلمی به کارگردانی و تهیهکنندگی منیژه حکمت محصول سال ۱۳۹۶ است. «جاده قدیم» چهارمین فیلم سینمایی منیژه حکمت در مقام کارگردان پس از ۱۰ سال دوری است. منیژه حکمت با فیلم سینمایی «جاده قدیم» تنها بانوی فیلمساز حاضر در بخش سودای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر است.
کارگردان: منیژه حکمت
تهیهکننده:منیژه حکمت
بازیگران: آتیلا پسیانی/ مهتاب کرامتی/ لیلی رشیدی/ پرویز پورحسینی/ شیرین یزدانبخش/ محمدرضا غفاری/ ترلان پروانه/ هدی زینالعابدین/ بانیپال شومون/ بهناز جعفری/ محمدرضا هدایتی/ پوریا رحیمی.
موسیقی: کریستف رضاعی
فیلمبرداری: داریوش عیاری
تدوین: مصطفی خرقهپوش
خلاصه داستان: این فیلم داستان زنی کارمند بانک را روایت میکند که شب عید نوروز توسط راننده یک خودرو شخصی مورد تعرض جنسی قرار می گیرد.
نقد فیلم:
فیلم با نشان دادن تابلو جاده قدیم و ایجاد حس تعلیق خیلی خوب آغاز می شود؛ اما در ادامه، این تلنگری که به ذهن مخاطب زده شده، به راحتی رها می گردد و در معرفی شخصیت اصلی فیلم(مینو با بازی مهتاب کرامتی) و نیز سایر شخصیت های فیلم راه اطناب در پیش گرفته می شود. این که تا چه حد معرفی شخصیت ها آن هم به گونه مستقیم و در ابتدای فیلم ضروری بوده و اساسا در خدمت داستان اصلی فیلم است یا خیر؟ جای تردید وجود دارد. برای مثال به جای این که دائما در سکانس هایی پشت سر هم بازگو گردد که مینو در جایگاه یک زن و مدیر بانک بسیار زن قدرتمندی است، اتفاقا باید در لایه های داستانی بویژه در زمان بعد از مورد تعرض واقع شدن، این قدرتمندی را در او می دیدیم. در حالی که در سکانس های مربوط به بعد از واقعه تلخ تجاوز او را تسلیم شده و به شدت مستاصل می یابیم. اگر هم در پایان تصمیم به بازگشت به زندگی می گیرد، علت و معلولی این بازگشت کاملا محتوم باقی مانده است و مخاطب به یک باره از خود می پرسد، در پی کدام تلنگر اینچنین قهرمان فیلم به خود می آید؟! تا آن جا که دوباره یک شبه قدرتمند به محل کار خویش( بانک) باز می گردد.

شخصیت قدرتمند مینو که می بایست با یک حرکت نجات بخش برای وضعیت خودش آن هم با دلایل منطقی و باور پذیر شخصیتی متفاوت و ماندگار در سینما می ماند، در حد یک شخصیت معمولی باقی مانده است و در انتها قدرتمندی او در بازگشتش به زندگی نمودی ندارد.
درجلسه پرس و پاسخ که روزجمعه 13 بهمن ماه 96 در سالن پردیس سینمایی ملت برگزار شد، کارگردان منیژه حکمت، اشاره می کند که داستان فیلم داستان همدلی هاست و در واقعه دلیل بازگشت مینو به حالت عادی را همین همدلی خانوادگی می داند. با این حال بیش از آن که حس وجود همدلی در بین اعضای خانواده مینو پر رنگ باشد، حس تحمل شرایط به هر نحوی وجود دارد. جالب است که در این مرحله گذار از بحران و رسیدن به ثبات و همدلی هیچ یک از اعضای خانواده و بویژه شخصیت اصلی، اعتقادی به کمک گرفتن از روانشناس ندارند؛ حتی وقتی از لفظ مشاور به جای روانشناس استفاده می گردد. در واقع در بهره گیری از این خدمات همان نگاه کاملا پوسیده که دیوانه ها به روانشناس مراجعه می کنند، القا می گردد.
حال با نفی کمک گرفتن از روانشناس بالطبع باید بر همین ریسمان همدلی خانوادگی به نحوی روشن، اصولی و واقع بینانه تاکید بیشتری می شد. همسر مینو(آتیلا پسیانی) اگر چه در این راهکار همدلی خانوادگی دم نمی زند، اما آنچنان برخوردی انفعالی با حادثه تلخ تعرض همسر خود دارد، که گویی او همان روانشناس غریبه ای است که به کمک آمده است. بدیهی است که در جامعه هرگز نمی توان چنین مرد خونسردی را یافت.
دختر خانواده (ترلان پروانه) نیز این خونسردی و برخورد انفعالی را به اوج می رساند. گویی اساسا حادثه ای رخ نداده باشد. منیژه حکمت در جلسه پرسش و پاسخ در یک توضیح کوتاه می گوید:« این شخصیت (دختر خانواده) نماینده دهه هشتادی ها است!» با این حال از منطق به دور است که حتی یک دختردهه هشتادی با این حادثه هولناکی که مادرش از سر گذرانده تا این حد بی خیال به نظر برسد.
خرده داستان های متصل به داستان اصلی به هیچ وجه در خدمت داستان اصلی نیستند. مثلا اشاره به وام گیرنده ای که بدون وثیقه می خواهد با جبر و زور رئیس بانک مینو را متقاعد کند که به او وام کلانی بدهد. این خرده داستان آنچنان از قضیه اصلی فیلم پرت است که مخاطب هر آن در ذهن خود به جهت اتصال این قضیه با داستان اصلی فیلم این طور حدس می زند که شاید یک سر آزار و اذیت مینو به همین موضوع وام گیرنده سمج و بدون مدارک قانونی ربط پیدا کند؛ هر چند حتی این اتصال دم دستی هم در فیلم مطرح نمی شود.
خرده داستان دیگر داستان مهرداد مرد جوانی در یک قاب عکس لبخند می زند و از زبان مادر مینو به صورت گنگ مطرح می شود. تا آن جا که مخاطب حدس می زند، این مرد جوان احتمالا از زندانیان سیاسی، متواریان و یا اعدام شدگان آن سال ها باشد و برادر مینو است. مینو با شنیدن داستان اشکی می ریزد و بعد از این که از زبان مادرش می شنود که مهرداد، خواهرش مینو را دختری قدرتمند می دانسته که خیال همگان از او از هر جهت راحت است، یکباره به خود آمده و راه رسیدن دوباره به نقطه قدرت را در پیش می گیرد!
گزینه دیگری که به عنوان نجات دهنده مطرح می شود، پدر بزرگ سنتی خانواده (پرویز پورحسینی) است. او نیز آنگونه که شخصیتش ساخته و پرداخته شده، کمک چندانی به عنوان نجات دهنده ندارد.
در واقع وقتی گزینه های نجات دهنده به عنوان مثال مشاور، پدر بزرگ در جایگاه بزرگترو حتی همدلی پر رنگ و اثر گذار خانواده وجود ندارد، مهمترین سوال که در ذهن مخاطب شکل می گیرد، این است که چطور شد که مینو یکباره خودش را پیدا کرد و به زندگی بازگشت؟
پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس