
به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، پس از گذشتن از کوچه پس کوچه های منطقه یوسف آباد عباسی به در منزل شهید بزرگوار رسیدیم برادر شهید که به گرمی به استقبال آمده بود ما را شرمنده کرد وارد منزل شدیم، صفای خانه قدیمی با حیات دلنشین آن نشان از سادگی و بی پیرایه بودن این خانواده داشت.
وارد اتاقی شدیم که عکس سیاه و سفید شهید صفری روی طاقچه قدیمی جلب توجه می کرد و زیبای خاصی به اتاق می داد، خانه ساده و بی آلایش بود و آرامش خاصی به انسان می داد چنان که حضور شهید را احساس می کردیم.
خواهر شهید با دیدنمان گفت: «خیلی خوشحالیم که پس از چهار سال به دیدنمان آمده اید و یادمان کردید»، جمله ای دلمان را آتش زد.
شرمنده می شویم از یاد حرف ها و جمله هایی که در بیان مردم امروز بیشتر در خصوص خانواده مظلوم شهدا می چرخد و دلم بیشتر به درد می آید از بی مهری و بی اطلاعی مسئولان نسبت به خانواده شهدا که حق بزرگی بر گردن همه دارند چیزی که که راحت نمی توان از آن گذشت.
خواهر شهید آخرین دیدار را موقع کسالت مادرش بیان می کند و می گوید روزی که مادرمان در بستر بیماری بود جمعی آمدند ولی غیر همان سال که مادرمان پس از پدرمان به رحمت خدا رفت دیگر کسی نیامده و دیروز که شنیدیم شما می آئید خیلی خوشحال شدیم.
بردار شهید رشته کلام را به دست می گیرد و از شهید می گوید: شهید حسین صفری عبدالهی در سال 1340 متولد شد و تا سوم راهنمائی تحصیل کرد که همزمان بود با پیروزی انقلاب و پس از آغاز جنگ تحمیلی همین امر موجب شد نتواند ادامه تحصیل بدهد و راهی جبهه شد.
علاقه وافر به مسائل دینی و اعتقادی داشت و مجلاتی از قم برایش می رسید که همه را مطالعه می کرد، کتاب های استاد شهید مطهری(ره) و سخنرانی های امام راحل از دیگر مشغولیت های او بود.
تا اینکه در منطقه کارخانه نمک در فاو مجروح شد و در بیمارستان آرارات تهران پس از یازده ماه تحمل جراحات در سال 1365 در 26 سالگی به دیدار معبودش شتافت.
آلبومی که بنیاد شهید تهیه و به خانواده شهید اهدا کرده را خواهر شهید برایمان آورد ورق که می زنم مباحث دینی مختلف که با خط زیبای او به رشته تحریر در آمده در این آلبوم همگی حکایت از علاقه او به مسائل دینی و تقید او به اسلام و انجام واجبات حکایت می کتند.
در نهایت وصیت نامه او که بیانگر بینش و بصیرت بالای او را نشان می دهد نظرم را به خود جلب می کند چقدر این شهدا عارف و با بصیرت بوده اند، فردی با سواد سوم راهنمای چنین نوشته های پر از مفهوم و عمیق را به رشته تحریر در آورد انسان را متحیر می کند.
در قسمتی از وصیت نامه شهید آمده است: «هرگز مسئله ولایت را سبک نشمارید چراکه سرچشمه تمام موفقیت های مسلمین از همین چشمه هدایت گر و جوشان است، صحنه های پر شور جنگ و انقلاب را همچنان بقوت خود نگهدارید و با ایثارگی مدامتان اسلام عزیز را بیش از پیش تقویت کنید و از هیچ کوشش در جهت اهداف انقلاب اسلامی دریغ نورزید ...».
آلبوم را می بندم و دلنوشته ام را با شعری سعدی که این شهید بزرگوار با دست خط خود نوشته بود به پایان می رسانم.
«ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمرما ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم»
ابراهیم فاطمی راد