به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی از کمیجان؛هفته دفاع مقدس فرصتی مناسب برای یادآوری از رشادت های رزمندگان اسلام که در دوران دفاع مقدس به ندای رهبرشان لبیک گفته و در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی کشور به پاخواسته در این راستا دفتر خبرگزاری بسیج شهرستان کمیجان به معرفی شهدای والامقام این خطه از استان مرکزی پرداخته است؛
شهید خدا مراد اسفندانی
زندگی نامه:
شاید در تدبیر آدمیبین خواستن و رسیدن البته برای بعضیها فاصله و سختی زیاد باشد در حالی که به نظر میرسد خواستن همان رسیدن است؛ یعنی وقتی شما خواستید، این اولین اصل از اصول رسیدن است. آن چه که به عنوان فاصله نظر انسان را به خود مشغول سازد، دستیابی به آن خواسته است نه اصل رسیدن. رسیدن با همان خواستن حقیقی حاصل شده است. شما به کسی عزّت میگذارید و کسی را ارج مینهید که به خوبی و شایستگی او رسیدهاید و خوبیهای او را درک نموده اید. هیچ فاصلهای بین خواستن حقیقی و رسیدن وجود ندارد. آن چه که به عنوان توانمندی و همت مطرح میشود، همه بعد از خواستن و بر پایه خواستن و رسیدن شکل میگیرد.
شهید خدامراد اسفندانی بزچلویی خواست و رسید، خواست، توانمند شد، خواست، حرکت کرد، چون میخواست موانع را از میان برداشت. درسی برای من و ما، من و ما که در تاریکیهای پیچ و خم مکافات زندگی به امید روشنایی گام بر میداریم، در حسرت بودن و زیستن، بودن و لذت بردن، آری، چراغ هدایتگری برای عبور از تنگناها و تاریکهای پیرامون ماست.
شهید خدامراد اسفندانی از همین شهداست که فعل خواستن را صرف کرد و توانست به قلههای معنویت و بزرگی برسد. او که در اولین روز از نوروز سال 1347 در شهرستان کمیجان و در خانوادهای مذهبی و معتقد به اصول اسلام دیده به جهان گشود. پدر و مادرش فرزندی در خور اسلام و انقلاب و سربازی قهرمان برای ایران تربیت کردند که نامش و یادش در تاریخ سراسر نور ایران میدرخشد و بزرگی میکند.
این گونه بزرگ میشد و دوران کودکی را سپری میکرد که روزها درس استقامت و پایمردی و دلاوری را در کنار پدر میآموخت و شبها درس زندگی و ارادت به اهل بیت(ع) را از لالایی کودکانه مادرش دریافت میکرد. با مرام بود و دوست داشتنی، اهل خیر بود و مهربان، احترام گذاشتن به پدر و مادر که جای خود، اهل احترام به کودکان بود و برای آنها ارزش قائل بود. جنگ از او مردی ساخت با ارزشهای اخلاقی فراوان. این اسطوره ادب و متانت و بزرگی هنگامی که به عنوان پاسدار وظیفه در لشکر مهندسی رزمی 42 قدر در حال خدمت بود، در چهاردهم تیرماه سال 1367 در جبهههای حق علیه باطل آسمانی شد و به شهادت رسید. پیکر مطهرش در زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصيت نامه:
سلام و درود فراوان بر مهدي موعود(عج) و نایب بر حقّش خميني(ره) بت شكن و درود بر شهيدان ايران اسلامي. سلام بر پيشگاه ياران امام(ره) و امت شهيدپرور ايران و بر دانش آموزان و معلمان و كارگران و كارمندان. اگر مي توانيد جبههها را پر كنيد و اگر نمي توانيد در پشت جبهه به اسلام و قرآن دفاع و كمك كنيد. سلام مرا به پدر و مادر و خواهر و برادر و دوستان وآشنايان برسانيد. پدر و مادر! از شما متشكرم. از شهادت من هيچ ناراحتي نداشته باشيد. خوشحال باشيد فرزندتان در راه اسلام و ميهن و ناموس و وطن كشته شده است. خواهران و برادران! اگر من شهيد شدم هيچ غصه مخورید افتخاركنيد كه برادرتان در راه حفظ اسلام و قرآن شهيد شده است. خواهران عزيزم! وصيت من اين است به شما كه حجاب خود را حفظ كنيد. با عبادت كردن شما چشم دشمن كور خواهد شد. مردم شهيدپرور روستاي اسفندان اگر از دست من ناراحتي داريد به بزرگي خودتان مرا ببخشيد. برادران هم ديني اسفندان، جبهه و پشت جبهه را خالي نكنيد، اميدوارم اسلحه باقي مانده مرا به دست گرفته و بر صهيونيست بشتابيد. من از تمام خواهران ايران تقاضا دارم در مجالس شهدا و عاشورا و تاسوعا شركت كنند. خواستارم كه نگاه خود را از نامحرم نگه دارید. در دعاهای كميل و توسل شركت كنيد. رسول اكرم(ص) فرموده است: «نگاه به نامحرم از تيرهاي تيز شيطان است».
اي پدران! و اي مادران! نكند از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري كنيد كه در فرداي قيامت، جواب خدا و جواب حضرت زينب(س) را نمي توانيد بدهيد. در آخر، شما را به خدا مي سپارم. اگر شهادت نصيب من شد مرا در روستاي اسفندان به خاك بسپاريد.
به اميد پيروزي آبرومندانه رزمندگان بر كفر جهاني و استكبار و ظهور هر چه سريعتر حضرت مهدي(عج).
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|