۱۲ / مهر / ۱۴۰۵ - 04 October 2026
۲۱:۳۵
کد خبر : 9179890
۱۳:۰۲

۱۳۹۸/۰۷/۰۷
با شهدای کمیجان/

شهیدان علم و پرچم اسلام را تا لحظه مرگ بالای دست ها نگه داشتند

شهیدان علم و پرچم اسلام را تا لحظه مرگ بالای دست ها نگه داشتند، و ای برادر نگذار که این بیرق به زمین بیفتد.

 به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی از کمیجان؛هفته دفاع مقدس فرصتی مناسب برای یادآوری از رشادت های رزمندگان اسلام که در دوران دفاع مقدس به ندای رهبرشان لبیک گفته و در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی کشور به پاخواسته در این راستا دفتر خبرگزاری بسیج شهرستان کمیجان به معرفی شهدای والامقام این خطه از استان مرکزی پرداخته است؛

حمیدرضا کمیجانی

زندگی نامه:
شهید حمیدرضا کمیجانی در چهارم فروردین ماه سال 1347 در شهرستان کمیجان از شهرهای استان مرکزی در خانواده ای عالم زاده و متدین، چشم به جهان گشود. پس از سپری کردن دوران کودکی با شروع تحصیل در دبستان، دوران جدیدی را در زندگی خود آغاز نمود. ایشان تحصیلات را تا مقطع اول دبیرستان در کمیجان به پایان برد. از دوران راهنمایی در رشته دو و میدانی فعالیت ورزشی خود را آغاز کرد و پس از آن که برای ادامه تحصیل در رشته علوم کشاورزی در دانش سرای علوم کشاورزی کرج مشغول فعالیت و تحصیل شد؛ در آنجا به دلیل دسترسی به امکانات مناسب، رشته ورزشی خود را به صورت تخصصی ادامه داد و به پیشرفت های قابل ملاحظه ای نیز دست یافت.

او همواره دارای روحیه خوب و مثبت بود. با احساس مسیولیتی که در خود می دیدند، همیشه سعی می کردند باری را از دوش پدر زحمت کش بردارند، به همین دلیل در هنگام تحصیل خود در کرج سر کار هم می رفتند تا بلکه هزینه های تحصیل خود را تامین کنند. او از کوچک ترین فرصت برای کمک کردن به خانواده استفاده می نمودند و هنگام برداشت محصول و ... همواره کمکی بزرگ برای پدر خود بودند. همچنین در زمینه های دینی و مذهبی از جمله شرکت در نماز جماعت و عزاداری ایام شهادت ایمه اطهار (ع) هیچ گاه سستی نمی کرد و بسیار علاقه به تلاوت قرآن داشتند و قرآن زیاد تلاوت می کردند.

حمیدرضا در انجام فعالیت های اجتماعی نیز فعال بودند و در پایگاه بسیج دانشکده کرج فعالیت های انقلابی بسیاری داشتند.
شهید کمیجانی بسیار اهل مطالعه بودند کتاب های آیت الله مطهری و آیت الله دستغیب و کتاب های اطلاعات عمومی را بسیار مطالعه می کردند.

او با عشق و علاقه ای که نسبت به اسلام و انقلاب داشت با اوج گیری جنگ به پیام حسین (ع) زمان خود لبیک گفته و در اواخر آذرماه سال 1365 از طرف لشکر 10 سیدالشهدا (ع) به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. زمانی که عملیات کربلای 4 آغاز شد و در ادامه آن عملیات کربلای 5 در منطقه عملیاتی شلمچه شکل گرفت.

در روزهای پایانی همین عملیات در تاریخ سوم بهمن ماه سال 1365 ترکش خمپاره دشمن به پهلوی چپ او اصابت کرد و او در حالی که 18 بهار از زندگی را پشت سر گذاشته بود، به درجه رفیع شهادت نایل می شوند. پیکر مطهر شهید در زادگاهش به خاک سپرده شد.

وصیت نامه:
بسمه تعالی
خدایا تو شاهد باش که من هدفی جز تو و مقصودی جز راهی که تو خودت توسط پیامبر اکرم (ص) و امامان معصومین (قدس سره) به من نشان داده ای، ندارم و عشقی جز شهادت در راه تو ندارم. امیدم به توست و غیر تو پناهگاهی ندارم. هر چند بنده ای معصیت کارم و بار گناهانم بر دوشم سنگینی می کند، منتها از درگاه لطف و کرمت نا امید هم نیستم و به فضل و کرمت چشم دوخته ام. جانی را که خودت به من ارزانی داشته ای، تقدیمت می کنم. جوانان ما باید قدر این نعمت بزرگ را بدانند و پیش از اینکه مرگ طبیعی دامن گیرشان شود، مرگ سرخ را استقبال کنند.

هر کسی قدمی در راه خیر برداشت جهت سعادت خود برداشت و تو نیز قدمی بردار و به یک بار و دو بار آمدن نیز اکتفا مکن، هر چه کردی برای خود کردی. اگر می خواهی کارهایت پسندیده باشد سعی کن رضایت خدا در آن باشد. شهیدان علم و پرچم اسلام را تا لحظه مرگ بالای دست ها نگه داشتند، و ای برادر نگذار که این بیرق به زمین بیفتد.

ای پدر و مادر مهربان و زحمت کش، امید دارم مرا ببخشید چون از برای من زحماتی کشیدید و ای برادران و خواهران امیدوارم مرا ببخشید و من از تمام آشنایان حلالیت می خواهم، امیدوارم مرا حلال نمایند.

ضمناً از اقوام، هم رزمان و هم کلاسان خود حلالیت می طلبم. ای مادر عزیز! اگر جنازه من به دست شما رسید مرا در کنار مزار شهدای کمیجان دفن نمایید. مادر عزیز و مهربانم و ای پدر گران قدر و برادران عزیز و خواهران، هرگز گریه نکنید و اگر گریه ای می کنید برای مظلومیت حسین (ع) گریه کنید.

این وصیت نامه را لحظاتی قبل از رفتن به عملیات نوشته ام.
والسلام. حمیدرضا کمیجانی.

 


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید