۱۵ / شهريور / ۱۴۰۵ - 06 September 2026
22:29
کد خبر : 9195868
۱۸:۰۵

۱۳۹۸/۰۹/۱۰

بسیجی شهید برای حضور در جبهه حاضر بود پول بپردازد

به علت سن کم شهید محمودی او را برای اعزام به جبهه ثبت‌نام نمی‌کنند؛ مخفیانه در پادگان آموزشی حاضر می‌شود وقتی متوجه حضور او در پادگان می‌شوند برای منصرف کردنش به او می‌گوینده باید خرج روزانه خود در پادگان را بدهد قبول می‌کند و روزنه ۳۰ تومان به پادگان پرداخت می‌کند.


به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، بسیجی واژه‌ای است که وسعت آن به تعداد همه انسان‌های آزادی خواه جهان است شاید یکی از دلایلی که بیشترین هجمه دشمنان اسلام به بسیج و بسیجی وارد می‌شود این است که بسیج یک نهاد کاملاً مردمی و فارغ از همه زد و بند‌های جناحی و سیاسی و متشکل از مردم کوچه و خیابان است.

گواه مردمی بودن بسیج، شهدای بسیجی است که از تمامی اقشار از کارگر، کارمند، مکانیک، نانوا، دانشجو و دانش آموز و. تقدیم اسلام شده است به همین خاطر دشمن هر چه هجمه به این نهاد انقلابی و مردمی داشته باشد نمی‌تواند خللی در راه و هدف بسیج و بسیجیان داشته باشد.

وقتی دفتر سرخ شهادت را ورق می‌زنیم بسیج مردمی بیشترین شهید را تقدیم انقلاب و اسلام کرده است شهدایی که حتی حاضر شدند برای حضور در بسیج و اعزام به جبهه از مال دنیا نیز بگذرند.

شهید بسیجی اصغر محمودی افصح یکی از شهدای دانش آموز استان قم است که تاریخ شهادت خواهد داد برای یاری دین اسلام چه رشادت‌ها کرد اصغر ۱۰ سال بیشتر نداشت در سال ۵۷ در اوج مبارزات انقلابی به همراه خانواده از تهران به قم مهاجرت کرده و ساکن قم شدند با اینکه سن کمی داشت در تظاهرات علیه رژیم طاغوت شرکت می‌کرد.

اصغر در سن ۱۳ سالگی از طریق مدرسه به گیلانغرب اعزام می‌شود در گیلان غرب با رزمندگان بسیجی آشنا شده و در مدت ۲۵ روزی که در آنجا حضور داشت همواره به رزمندگان کمک می‌کرد همین سفر کافی بود که اصغر را مشتاق حضور در جبهه و دفاع از انقلاب و اسلام کند.
 

حضور مخفیانه در کلاس‌های آموزشی

برای اعزام به جبهه ثبت نام می‌کند، اما به علت سن کمی که داشت او را ثبت نام نکرده بود، اما این باعث نشد که اصغر از هدف خود دست بردارد او مخفیانه در پادگان آموزشی حاضر شده و دوره‌های آموزشی را طی می‌کند و مخفیانه همراهی اعزامی‌های آموزش دیده به پادگان امام حسین (ع) تهران می‌رود، اما به دلیل اینکه اسم او در لیست نبود او را اعزام نمی‌کنند.

وقتی متوجه حضور مخفیانه او در پادگان می‌شوند برای اینکه او را منصرف کنند به او می‌گویند، چون ثبت نام نشده باید خرج روزانه خود در پادگان را بدهد، اما این هم باعث نشد اصغر از هدف خود دست بکشد قبول می‌کند و روازنه ۳۰ تومان به پادگان پرداخت می‌کند وقتی این سماجت اصغر را می‌بینند به او می‌گویند اگر تمام آموزش‌ها را هم ببیند به علت سن کمی که دارد اعزامش نمی‌کنند.

زمانی که تمام پس اندازش تمام می‌شود به قم باز می‌گردد، این بار دست در شناسنامه می‌برد و کپی آن را به پادگان تحویل می‌دهد آموزش‌های لازم را می‌بیند و به جبهه اعزام می‌شود، در اولین اعزام ۴ ماه بدون مرخصی در جبهه در شرایط سخت می‌ماند شرایط اصغر و هم‌رزمانش بسیار سخت بود تا جایی که برای تهیه آب شرب و وضو و پخت و پز برف‌ها کوه را آب کرده و استفاده می‌کردند در این مدت ۴ ماه در یک سنگر که از آب برف خیس شده بود زندگی می‌کردند.

در سومین اعزام به جبهه‌های اهواز اعزام می‌شود هم‌رزمانش بیان می‌کنند چند شب متوالی می‌دیدم که اصغر در سنگر نیست تصمیم گرفتیم او را تعقیب کنیم دیدم که نیمه‌های شب دورتر از سنگر‌ها داخل یک گودال می‌شود و با گریه دعا و نیاش می‌کند ظهر‌ها که استراحت می‌کردیم اصغر لباس‌ها و ظرف‌های ما را می‌شست این را بعد از شهادتش متوجه شدیم.

سرانجام اصغر در سن ۱۸ سالگی در سال ۶۴ در جبهه‌های جنوب به شهادت می‌رسد و پیکر پاکش بعد از ۹ سال مفقودی به آغوش خانواده باز می‌گردد.


مرضیه مهدیلو

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید