به گزارش خبرنگار فرهنگ و جامعه خبرگزاری بسیج، فریبرز درتاج رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران گفت: با توجه به فرمایش امام خامنهای مبنی براین نکته که نقشه راه آینده نظام اسلامی ایران، قوی شدن در همه زمینه ها است، قوی شدن در نظام تربیتی را در ابعاد مختلفی بایستی تبیین کرد.
وی در ادامه افزود: به لحاظ روانی، اولین قدم برای قوی شدن، ایمان و باور به توانمندی در فرد است. چیزی که ما در نظام تربیتی از آن تحت عنوان شایستگی اجتماعی، خودکارآمدی و خودکارآمدپنداری یاد میکنیم. نظام اسلامی هم همواره نشان داده که آنجایی که خود را باور کرده و به توانمندی خود ایمان داشته، پیشگام و پیروز بوده و آنجا که ضعف داشته و یا احساس ضعف کرده، ضربه خورده و آسیب دیده است. و لذا احساس بنده این است که اگر نظام اسلامی بخواهد قوی بشود چاره ای ندارد جز اینکه کنشگران اجتماعی خودش را قوی کند.
رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران اظهار کرد: با عنایت به تأکید و امیدی که امام خامنهای در بیانیه گام دوم انقلاب به جوانان دارند، نظام تعلیم و تربیت ما که بیشترین وقت کودکان و نوجوانان و جوانان ما را در اختیار دارد باید پیشقراول تحقق این کلام رهبری باشد و با قوی کردن و قوی بار آوردن این قشر عظیم جامعه از طریق رشد و ارتقای شایستگی اجتماعی، آینده نظام اسلامی و تمدن سازی اسلامی را تضمین کند.
درتاج به مفهوم خواکارآمدی اشاره و عنوان کرد: شایستگی اجتماعی در اکثر منابع روانشناسی و مدیریت و در اجتماع بین الاذهانی علمای روانشناسی تربیتی، در معنای خودکارآمدی و خودکارآمدپنداری به کار رفته است. خودکارآمدپنداری یعنی باورها و انتظارات یک شخص در مورد تواناییاش برای انجام موفقیتآمیز وظایف یا رفتارهای معینی که بر عهده دارد و یا بر عهده او گذاشته شده. به طور کلی، منظور از خودکارآمدی، احساس شایستگی، کفایت و قابلیت فرد در انجام امور است. وی ادامه داد: نظام تعلیم و تربیت و معلمان و دبیران مدارس باید اولاً شاخصهای یک فرد خودکارآمد را بشناسند، ثانیاً مسیر تقویت این خودکارآمدی را هموار کنند و ثالثاً نسبت به تقویت افراد با خودکارآمدی پایینتر نیز اهتمام کنند. افراد دارای خودکارآمدی بالا با 4 شاخص کلی نسبت به سایر افراد قابل شناسایی هستند. این شاخصها عبارتند از هدف گزینی؛ تلاش، پشتکار و عملکرد؛ هیجان مثبت و فائق آمدن بر موقعیتهای فشار زا. به عبارت دیگر، افراد خودکارآمد، اهداف پیچیده تری را که متضمن تلاش بیشتری است، انتخاب میکنند؛ تلاش و پیگیری بیشتری در انجام کارها دارند و در مقایسه با افراد دارای باورهای کارآمدی پایین، عملکرد بهتری از خود نشان میدهند؛ در انجام تکالیف از خلق و خوی بهتری برخوردارند (یعنی اضطراب و افسردگی کمتری را تجربه میکنند)؛ و بهتر میتوانند با موقعیت های فشارزا و نومید کننده کنار بیایند.
استاد دانشگاه علامه طباطبائی خاطر نشان کرد: البته باید در نظر داشت که کارآمدی هر گروه، سازمان و نظام اجتماعی به عوامل مختلفی چون ساختار، دانش و اطلاعات، منابع فیزیکی و مادی، موقعیت استراتژیک و منابع انسانی بستگی دارد. که البته بنده معتقدم عامل انسانی مهمترین عنصر به شمار میرود. زیرا نیروی انسانی است که میتواند سایر عوامل را به نحو بهینه بکار گیرد. بدین سبب، دستاندرکاران تعلیم و تربیت باید بتوانند نیروهای شایسته را شناسایی، حفظ و در جهت اهداف نظام اسلامی تربیت کنند. یک نیروی انسانی کارآمد و قوی کسی است انگیزش درونی بالایی نظیر عزت نفس، موفقیت طلبی، باورهای خودکارآمدی، مرجع کنترل درونی و مانند آن دارد. همین ویژگیها هستند که شایستگی اجتماعی و بهرهوری نیروی انسانی را تحت تأثیر قرار میدهند و منجر به عملکرد بهتر، مسئولیت پذیری بیشتر و قوی شدن افراد می شوند.
درتاج به بیان ارتباط عملکرد موفقیت آمیز با ویژگیهای شخصیتی پرداخت و تصریح کرد: مطالعات متعدد روانشناختی ثابت کرده است که عملکرد موفقیتآمیز با ابعاد و ویژگیهای شخصیتی چون احساس مسئولیت، خودکارآمدی، عزت نفس و انگیزه پیشرفت ارتباط مستقیم دارد و افرادی که در بعد «احساس مسئولیت» بالا هستند، به قابل اعتماد بودن، مسئول بودن و کارآمد بودن، گرایش بیشتری دارند. لازم است این نکته را هم عرض کنم که، احساس مسئولیت با ویژگیهایی چون وظیفهشناسی، موفقیت محوری، پیگیر بودن، پشتکار داشتن، کفایت، دقیق بودن، قابل اعتماد بودن، سخت کوشی، منظم بودن، ژرف اندیشی و خود نظمی همراه است.
وی در ادامه عنوان کرد: در اهمیت عزت نفس نیز، همین بس که رضایت ما از زندگی، شدیداً به احساسات ما در مورد میزان ارزش خویش بستگی دارد. به اعتقاد روان شناسان، جامعهای که افراد آن از عزت نفس بالائی برخوردار باشند در برابر انواع مسائل و مشکلات زندگی، فشارهای روانی، حوادث و بیماریهای روانی مقاوم و پایدار خواهند بود و این امر، شکوفایی استعدادهای نهفته، خلاقیت و پیشرفتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران گفت: با این توضیحات باید دید که این شایستگی اجتماعی را از چه طریقی باید در دانش آموزان رشد بدهیم. همانطور که می-دانیم، یادگیرندهای که وارد محیط یادگیری میشود، دارای مجموعهای از ویژگیهاست که پیش نیاز یادگیری او به شمار میآیند. به این ویژگیها رفتارهای ورودی میگویند. این رفتارها هم جنبه شناختی دارند و هم جنبه عاطفی و روانی- حرکتی. ویژگیهای عاطفی نشاندهنده انگیزه یادگیری یا علاقه به درس است. ویژگیهایی مانند خود پنداره، اعتماد به نفس، پشتکار، دقت و خود کارآمد پنداری را میتوان از رفتارهای ورودی عاطفی دانست. یکی از عوامل مؤثر بر کیفیت روانی انسان و ویژگیهای عاطفی وی، چگونگی قضاوت او در مورد خود و میزان کاراییاش است.
درتاج به بررسی روشهای یادگیری اشاره و افزود: از عوامل دیگر که هر فرد با خود به موقعیت یادگیری میآورد، روش های یادگیری است. اگر چه تمام انسانها توانایی یادگیری دارند اما میزان و نحوة یادگیری انسانها، حتی در موقعیتی یکسان، متفاوت است. شاید یکی از مهمترین دلایل آن روشهای یادگیری متفاوت آنان باشد. این روشها تعیین میکند که در برخورد با یک موقعیت، فرد چه مدت، به چه چیز و به چه میزانی توجه میکند. در واقع روشهای یادگیری به کیفیت یادگیری فرد اشاره دارد نه کمیت آن. معلم همواره باید این اصل آموزشی را به خاطر داشته باشد که یادگیری وقتی ممکن خواهد بود که معنادار باشد و یادگیری در صورتی معنادار خواهد بود که به وضع یا مشکلی مربوط باشد که برای دانشآموزان، واقعیت یا ارزش دارد و به زحمت یادگیری آن میارزد. بنابراین میتوان ادعا کرد هدف اصلی آموزش و پرورش جدید، آماده ساختن کودکان و نوجوانان و جوانان برای مفید بودن و منشأ اثر بودن در جامعه است. تردیدی نیست که کسی می تواند در جامعه منشأ اثر باشد که قوی باشد و مسلّماً نیل به این هدف ارزنده نیز به وجود معلمانی احتیاج دارد که خود دارای شایستگی اجتماعی و خودکارآمدی بالایی باشند. معلمی که احساس اجتماعی داشته باشد به خوبی میتواند این خصلت را به دانشآموز منتقل کند. برای این منظور معلم باید در بهتر ساختن زندگی دانشآموزان کوشیده و با مردم مهربان باشد. همچنین به مشکلات اجتماعی، سیلسی، فرهنگی و اقتصادی وقوف کامل داشته و دانشآموزان خود را طوری بار آورد که بتوانند در حل مشکلات جامعه و پیشرفت آن مؤثر و مفید واقع شوند و هرگز تنها برای صلاح و نفع خود کوشش نکنند بلکه از همان دوران کودکی، این حقیقت مسلّم را دریابند که خوشبختی یک امر اجتماعی است و خوشبختی انفرادی هرگز ممکن نخواهد بود و در واقع فرد وقتی خوشبخت خواهد بود که جامعهاش سعادتمند باشد.
درتاج خودکارآمدپنداری را یکی از اهداف آموزش و پرورش خواند و اظهار کرد: خودکارآمدپنداری به منزلة عاملی عاطفی، بر عملکرد دانشآموزان و یادگیری آنها تأثیر بسزا دارد. بنابراین افزایش خودکارآمدپنداری باید یکی از اهداف آموزش و پرورش قلمداد بشود و برای افزایش آن در دانشآموزان 3 نکته اساسی باید مورد توجه خانوادهها، معلمان و مدیران مدارس قرار گیرد:1. تشویق و ترغیب اطرافیان، والدین و معلمان سبب افزایش خودکارآمدپنداری دانشآموزان میشود. بنابراین برای افزایش خودکارآمدپنداری، تشویق بجا مؤثرتر از تنبیه و سایر روشهای آزارنده است.2. فراهم آوردن شرایطی که دانشآموزان هر رشته تحصیلی با افراد موفق آن رشته آشنا شوند (این افراد معمولاً دارای خودکارآمدپنداری بالا هستند) و با آشنایی با آنان و الگو قرار دادنشان، خودکارآمدپنداری خویش را افزایش دهند. 3. فراهم آوردن زمینهای که دانشآموزان با تجربه کردن موفقیت، طعم شیرین پیروزی را بچشند (باید توجه کرد که حتی ضعیفترین دانشآموزان هم دست کم در یک زمینه میتوانند موفق باشند. با شناسایی آن زمینه و فراهم آوردن شرایط موفقیت میتوان به تدریج خود کارآمد پنداری آنان را تقویت کرد. برای دانشآموزان قوی هم میتوان شرایط مناسب برای موفقیتهای بیشتر فراهم آورد) تا در نهایت از طریق تجربه تسلط بر امور و دستیابی به موفقیت، خودکارآمدپنداری آنها افزایش یابد. مسلماً اگر خانواده ها و معلمان این موارد را مورد دقت نظر قرار دهند ما لشکری شکست ناپذیر، کارآمد، انقلابی و مؤمن را تربیت خواهیم کرد که ظرفیت بالایی در تمدن سازی اسلامی خواهد داشت به فضل خداوند متعال.